X
تبلیغات
World of Meteorology دنیای هواشناسی

 

  راهبرد مهار گردوخاک در چشم انداز و مقابله با تبعات  آن در کوتاه مدت  

 

 همه می دانیم که پدیده منحوس توفان های گردوخاک یا بهتر است بگوییم خاک بارش که غفلتا به آن نام ریزگرد داده شده است  پدیده ای است جدید که حتی نوجوانان ما سالهای بدون گردوخاک را هنوز به یاد دارند شروع این خاک بارش ها  بصورت بحرانی به سال 2005 برمیگردد یعنی تنها 8 سال قبل . قبل از این تاریخ ما در غرب ایران با پدیده گردوغبار اما نه این خاک بارش ها بیگانه نبودیم باید به یاد آورد که در  پدیده گردوغبار سنتی تابستانه زاگرس  شاخص دید افقی مطلوب  از بیشتر از 10 کیلومتر  تا دو  - سه کیلومتر به زیر 10 کیلومتر کاهش  می یافت واین کاهش دید در گزارش های هوای حاضرایستگاههای هواشناسی  با کد 05 و تحت عنوان Haze   گزارش می شد  و اصولا  برای مردم چندان محسوس نبود.  ذکر این نکته از این نظر مهم است که تداوم این  خاک بارش ها یا توفان های  جدید گردوخاک در هشت سال اخیر حساسیت های زیادی را در بین مردم برانگیخته است و اصلا عادی تلقی نمیگردد چون زیست در شرایط غبار غلیظ در بلند مدت میسر نیست. اما در زمینه مهار آن هنوز کار مهمی صورت نگرفته است و یا بهتر است بگوییم تلاش های بی ثمری انجام گرفته است. و این خطر وجود دارد که روزی فرزندان ما این پدیده را عادی تلقی نمایند  والبته آنروز این نواحی در معرض خاک بارش بتدریج از دایره نواحی مسکونی خارج خواهند شد. چه این پدیده با مدنیت و توسعه در تباین کامل است. آسیب شناسی اقدامات چند سال گذشته در جهت مهار این  تراژدی غم انگیز شاید کمکی باشد به راهها ی صحیح حل مسئله . در  آموزش دروس علوم مثلی مشهور برای حل مسئله وجود دارد و آن ا  اینکه   پنجاه درصد حل مسئله فهم مسئله است.  در مسائل مربوط به آب و هوا و محیط زیست متاسفانه در کشور ما نظام مهندسی تعریف شده ای وجود ندارد و بنابراین هر کسی به خود اختیار اظهار نظر میدهد و شهامت مدنی  ابراز این نکته که شرح  و توضیح این موضوع در دایره تخصص من خارج است بسیار نادر است. و از همان بدو شروع خاک بارش بسیاری از اساتید و کارشناس های رشته های هم خانواده علوم زمین اظهار نظر نموده و برخی که به رسانه های سرتاسری دسترسی داشتند اظهار نظرهای  بعضا من درآوردی خود را  در سطح کلان منتشر نمودند. بعنوان مثال به  قسمتی از مقاله  بارش همزمان ریزگرد عربی و کلوخ نادانی  در چهارشنبه 17 تیر 1388  توجه فرمائید :   پيش‌فرض‌ها درباره وقوع اين ريزگرد عبارت از اين هستند كه: الف) يك جريان عروجي قوي (به‌شدت جريان‌هاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابان‌هاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي 2هزار كيلومتري از يمن تا سوريه، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل كرده است. يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرض‌هاي بالاتر منتقل كرده است (تقريبا همه موج‌هاي ريزگرد جهت جنوب شرق به شمال غرب داشته‌اند) وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده، سرزمين‌هايي حتي واقع در بادپناه خط‌الرأس‌هاي 4هزار متري فرو باريده است  از اینگونه اظهار نظرها از سوی کسانی که بعضا عناوین پژوهشی و دانشگاهی هم دارند فراوان  می باشد . این اظهار نظرها گاهی روشهای  دور از ذهنی را طرح میکردند که تعجب آور بود مثلا در اظهار نظر از یکی از اساتید معروف جغرافیای کشور در 14 اردیبهشت 1390 میخوانیم  :  وي در ادامه راه‌حل مشكل موجود را پاشيدن ريگ در مناطق غربي عراق و «هورالعظيم» دانست و افزود: منطقه هورالعظيم كه بخشي از آن در ايران و بخش ديگرش در عراق است باعث تشديد ريزگردهاي عربي مي‌شود. بخشي از هورالعظيم كه در ايران است داراي نيزارها و پوشش گياهي است و مشكلي ايجاد نمي‌كند اما بخشي متعلق به عراق به دليل سوزانده‌شدن نيزارها و عبور و مرور اتومبيل‌ها و تانكرها دچار مشكل شده است

.متاسفانه از این دست  اظهارنظرها و آسمان و ریسمان بافتن ها زیاد است و موج عظیم درخواست اعتبار برای تحقیق در خصوص این پدیده شوم اتفاقا بروز  این پدیده را به کام آنان گوارا و به کام مردمی که دل به وعده های آنان  در شناخت سریع  پدیده داده بودند تلختر نمود. بطور کلی در بررسی آسیب شناسی ناکامی در فهم و مهار بحران های لجام گسیخته هجوم غبار به غرب و جنوب غرب کشور باید به  دو نکته اصلی اشاره کرد. نکته اول که همانا ریشه در نقصان فهم  شناختی و علمی بروز این پدیده دارد و نکته دوم ریشه در  فقدان برنامه عمل تدوین شده برای مقابله با این فاجعه زیست محیطی

نکته اول : عدم شناخت درست پدیده و عدم برآوردعمق فاجعه

غبار محلی یا غباری که بوسیله باد در خود منطقه شکل میگیرد را همه می شناسند و البته کسی از آن واهمه ندارد. دوام غبار محلی  کم و غیر قابل ملاحظه است.  اما توفان های گردوخاک  جدید که از طرف کردستانی ها  خول بارین   ( خاک بارش) نام گرفته است در استانهای غرب کشور دارای سابقه نبوده و قبل از 2005 مردم به یاد ندارند که ساعتهای متمادی و حتی روزهای متمادی  چنین غبار غلیظی مستولی شده و در اندازه گیریهای  بیش از50 ساله  هواشناسی در ایستگاههای  سنندج ،کرمانشاه،سقز و خرم آباد  دیدهای کمتر از 500 متر و حتی 50 متر  بدلیل غبار مهاجر و نه غبار محلی ثبت نشده است.  و کیفیت هوا معمولا از وضعیت خوب برخوردار بوده است.  شاخص هوای خوب در استاندارد محیط زیست ایران وجود ذرات معلق در جو با اندازه کمتر از 10 میکرومتر  (PM10  ) به اندازه کمتر از 50 میکروگرم در مترمکعب است وجود 50 تا 150 میکروگرم در مترمکعب شاخص را به آلودگی کم ارتقاء داده و 150 تا 350   میکروگرم در مترمکعب آنرا به ناسالم   و 350 تا 420 میکروگرم در مترمکعب  بیانگر وضعیت بسیار ناسالم و 420 تا 600  میکروگرم در مترمکعب را خطرناک توصیف نموده است. مشخصه توفان های خاک بارش عراقی افزایش شاخص آلودگی حتی به  بیشتر از وضعیت خطرناک است . و مشاهده اعداد بالاتر از 1000 در هنگام بروز این توفان های خاک بارش   به امری عادی تبدیل شده است. اصولا وقتی که دید به کمتر از 1000 متر افت می نماید  شاخص کیفیت هوا از مرز خطرناک عبور نموده می نماید. خطرناک  وضعیتی است که حتی انسانهای سالم نیز دچار مشکل میگردند . چه برسد به بیماران خاص و مبتلایان به آسم و سایر نارسایی های ریوی و قلبی و نوزادان و افراد مسن .  اینکه مفاد ضوابط قانونی در خصوص اقدامات لازم متعاقب حاکم شدن این شرایط بوسیله دستگاهها و نهادهای مسئول اجرا نمی شود علیرغم ابلاغ بخشنامه ها و آیین نامه های شفاف واقعا جای تعجب  و تاسف دارد. شاید مسئولین محترم با توجه به حس وظیفه شناسی  حاضر به قبول اجرای مفاد اقدامات لازم الاجرای مندرج در نص قانون نمی گردند. اما باید در هر حال پاسخگوی تمام افراد آسیب پذیری باشند که بدلیل این شرایط  ناچارند در محیط آلوده قرار گیرند و لذا دچار مشکل میگردند. بیان این نکات از این نظر ضروری است که متاسفانه نه در زمینه مهار خود خاک بارش و نه در زمینه مهار تبعات غبار وحدت رویه در سطح استانها وجود ندارد و بسته به نظر شخصی مسئولین استان اقدامات و واکنش های متفاوتی نسبت به این پدیده مشاهده می شود. مثلا در استانی با شرایط خفیف بر اساس بخشنامه عمل کرده و نسبت به تعطیلی فعالیت ها اقدام می شود و در استانی دیگر با شرایط حادتر این اقدام صورت نمی پذیرد.

در بیان علت بروز  این غبار در سالهای آغازین آن از 1384 تا 1390 نوعی از آشفتگی دیده می شود.  واضح است که اولین قدم موثر درحل مشکل شناخت صحیح مسئله می باشد که مدتها طول کشید که منشاء و علت این خاک بارش شناخته شد. هنوز هم بحث های پراکنده زیادی هم در محافل آکادمیک و هم در محافل اجتماعی و سیاسی در خصوص علت و منشاء این پدیده ادامه دارد. دولتمردان بطور معمول در اینگونه موارد از محافل دانشگاهی و پژوهشی انتظار دارند که پاسخ سوال  ارائه گردد . در کشور ما رشته فنی و مهندسی هواشناسی فاقد نظام مهندسی مدون بوده و هواشناسی فقط در یک تا دو  دانشگاه کشور ارائه میگردد. در سایر دانشگاهها رشته های آب و هوا شناسی جزو گرایش جغرافیا بوده و فاقد  نظرگاههای مبتنی بر پایش های روزانه هواشناسی می باشد.معمولا محقق اقلیم در اینگونه موارد به موارد کلاسیک شناخته شده در مباحث اقلیم شناسی زمین مراجعه می نماید . و به وجود کمربند  اقلیم غبار که در سرتاسر شمال افریقا تا صحراهای اردن و عربستان و یمن تا حاشیه جنوبی خلیج فارس  گسترش دارد مراجعه کرده . و اولین نتیجه گیریها آنست که پس این امر یک پدیده معمول است. و دومین نتیجه گیری آنست که خشکسالی سبب گسترش آن شده است. اما بحث خاک بارش عراقی و شناخت آن یک مسئله عمدتا هواشناسی است. شناخت ناپایدار های موجد طغیان غبار در عراق ، دیدبانی میزان دید افقی در ایستگاهها  و بررسی مسیر انتقال غبار و سرعت آن  و پایش همزمان  نحوه گسترش  این توفانها  آن همه و همه در ردیف ارزیابی های فنی – مهندسی سرویس های هواشناسی می باشد.  متاسفانه  عدم شناخت موضوع و حتی ارزیابی های نادرست از موضوع به از دست دادن زمان و سرمایه منجر میگردد. اهالی غرب و جنوبغرب کشور به تلاش های بی ثمری که بیشتر جنبه تبلیغاتی و از سر باز کردن مسولیت دارد با بی اعتنایی و نگرانی نگاه میکنند. اختصاص اعتبارات ارزشمند و کمیاب به طرح هایی میانبری که حداقل تا کنون هیچ نتیجه ای در بر نداشته است.  باید ابعاد تخریب چند ده هزار کیلومتر مربعی  چشمه های غبار را دید و این نتیجه منطقی را گرفت که معضل بزرگتر از آنست که اختصاص اعتبار به ساخت  ماشین تزریق کننده آب در این زمین ها چقدر از واقعیت حل ریشه ای مسئله دور است و یا پخش امواج یونی در یک نقطه با ادعاهای غیر قابل اثبات که مثلا در میزان غبار 50 درصد کاهش ایجاد شد  تلاش برای حل ریشه ای معضل از شناخت ابعاد مسئله شروع می شود. اینجانب با انتشار مقالات متعددی در نشریات کثیرالانتشار کشور بارها و بارها به سترون بودن اینگونه تلاش ها در حل معضل فاجعه بار خاک بارش اشاره نموده ام اما متاسفانه شوق رسیدن به نتیجه ای ملموس و چشمگیر در زمانی کوتاه راه حل های میان بری  را پررنگ نموده است  که بعد از اندک زمانی  نادرستی و  بی نتیجه بودن این روشها آشکار میگردد و مشکل کماکان بر جای خود برقرار است.  باید خاطر نشان کرد که وزش باد در کره زمین در نتیجه اعمال دو نیرو ایجاد میگردد . که عبارتند از گرادیان فشار و کوریولیس  گرادیان فشار تابع توزیع ناهمگن تابش خورشید و اختلاف دمای ایجاد شده  ناشی از آنست و کوریولیس هم نیرویی است که کره زمین با چرخش خود به هر متحرکی در روی خود اعمال میکند . ادعای کنترل وزش باد و یا تغییر جهت وزش باد در زمین مترادف است با ادعای کنترل تابش خورشید و چرخش زمین که اصولا از دایره آرزوهای بلند مدت انسان هم فراتر است. بنابراین خرج منابع کمیاب و ارزشمند اعتبارات زیست محیطی در این آزمون و خطاها با وجود اولویت های بسیار حاد نابخشودنی است. امروزه بر اساس شواهد و بویژه تصاویر ماهواره ای همه قبول نموده اند که 95 درصد مشکل این بارش های خاک ریشه در تخریب بافت خاک بیش از نیمی از گستره عراق در نیمه غربی آن دارد. یعنی ابعاد فاجعه مساحتی در حدود 250000 کیلومتر مربع را در بر میگیرد.و البته بیشتر این گستره از قدیم الایام منشاء توفان غبار بوده اند و به همین دلیل است که بخش عمده نیمه غربی  عراق عملا خالی از سکنه و آبادانی مهمی است. بلافاصله این سوال طرح میگردد که پس این مشکل  غبار که ریشه در بیابان های غرب عراق دارد و معضلی قدیمی است  چرا در هشت ، نه سال اخیر  به صورت فورانی بروز  نموده است.اما نکته گرهی در این بحث آنست که بیابان های لخت و فرسایش یافته در قسمت عمده غرب عراق همیشه تولید غبار داشته است . اما حجم غبار حاصل از آن تا رسیدن به کشور ایران معمولا دچار پراکندگی شده و البته سبب افزایش موضعی غبار در  خرداد و تیر و مرداد در زاگرس بصورت غبار رقیق  میشده است  اما برای ساکنین زیاد محسوس نبوده است. پس علت این بارش های خاک در غرب کشور چیست؟ درک این آسیب در بررسی تطورات ایجاد شده بر  رودخانه فرات در عراق است.  فرات 90 درصد آب خود را از حوضه آبریز خود در ترکیه کسب می کند و حدود 10 درصد هم از سوریه و بدون دریافت سهمی از کشورعراق وارد آن کشور میگردد. بنابراین مدیریت فرات عمدتا در اختیار ترکیه و جزیی هم در اختیار سوریه می باشد . اما میلیونها سال است  این رودخانه با دبی میانگین سالانه 400 مترمکعب در ثانیه آورده عظیمی را به دشتهای پست و کم ارتفاع عراق وارد میکرد و بویژه در طغیان های بهاره این سیلاب های عظیم در گستره عظیمی در حدفاصل سوریه تا بغداد پخش شده و انواع مانداب های فصلی بهاره و تابستانه را طی میلیونها سال ایجاد میکرد. مردمان ساکن در عراق از چند هزار سال قبل خود را با این نوسانات سالانه تطبیق داده و انواع بهره برداری های اقتصادی و زراعتی را از این وضعیت به عمل می آوردند. از جمله  پرورش گاو میش ،کشت برنج،شکار پرندگان و غیره . اما سدهای ایجاد شده بر فرات  عمدتا در ترکیه و سپس سوریه و یک سد عظیم در عراق عملا آب فرات را کاملا به دبی منظم و اندکی کاهش داده است.  و آن گستره مردابی میلیون ساله امروزه بصورت بیابان های خشک و بایر رها شده اند .اما تفاوت آن با بیابان های قدیمیتر غرب عراق در آنست که حاوی صدها متر رسوبات نرم و سبک رودخانه ای است که اقیانوسی  است پایان ناپذیر برای تامین مواد اولیه  توفان های گردوخاک در عراق و ویژگی دوم این  منطقه هم عرض بودن با غرب ایران است که توفان حاصل از این عرصه ها در حرکتی غرب سو در کمتر از چند ساعت و قبل از اوج گیری به سطح زمین غرب کشور و درست در ارتفاع  شهرها و روستاهای منطقه سرایت  می نماید.

نکته دوم فقدان برنامه عمل

زمان بروز این پدیده در غرب کشور عمدتا از نیمه دوم اردیبهشت تا نیمه اول مرداد است و در اواخر خرداد و اوائل تیر به حداکثر خود می رسد.  البته در سرتاسر سال امکان بروز غبار وجود دارد . اما در  دوره سرد سال وزش باد زیاد بر روی فلات ایران  در تخلیه  سریع غبار موثر است بنابراین معمولا حساسیت زیادی را ایجاد نمی کند.   در جنوبغرب کشور یعنی استانهای خوزستان و بوشهر و جنوب ایلام زمان بروز غبار دارای گستره زمانی وسیعتری است. و در اسفند و فروردین هم فوران بحرانی غبار در این نواحی به کرات مشاهده می شود که  دلائل هواشناختی  آن روشن است. که مجال بیان آن در اینجا وجود ندارد.  این تواتر زمانی بروز غبار دو آسیب را ایجاد کرده است. آسیب اول فراموش شدن  جستجو و پیگیری اصولی حل موضوع و آسیب دوم ادعای برخی از محافل در فصل بدون پدیده و بدون غبار دال بر نتیجه بخش بودن اقدامات و هزینه ها و تفاهم نامه های کاغذی آنان . فقدان برنامه عمل در دو بخش قابل طرح است.  یکی در بعد اقدامات تاکتیکی کوتاه مدت و لازم الاجرا در زمان بروز توفانی غبار ووجود برنامه برای سناریوهای مختلف  گردوخاک از نظر شدت و مدت و یکی در بعد اقدامات راهبردی برای حل ریشه ای مسئله است.

برنامه عمل در کوتاه مدت.

توفان  های گردوخاک شن در سناریوهای مختلفی از نظر شدت و مدت ظاهر می شوند دوام زمانی بیشتر این توفانها 24 تا 48 ساعت است . آیا ما به مدیریت شرایطی که این توفانها اگر به جای 24 ساعت 240 ساعت دوام آورند فکر کرده ایم و برنامه از پیش تععین شده ای برای چنین حالتی داریم . از سوی دیگر این توفانها معمولا دید افقی را در برخی نقاط  به کمتر از 1000 متر و میزان تراکم را به بیشتر از 1000 میکروگرم در مترمکعب رسانده است . آیا به سناریوهای شدید تر  غبار اندیشیده ایم و برای مقابله با ان برنامه داریم؟ پاسخ به این دو سوال رئوس لزوم برنامه عمل در بعد تاکتیکی را مشخص می کند

برنامه عمل در بلند مدت

باید اذعان نمود که دامنه فاجعه بویژه در غرب ایران گسترده است و متاسفانه هنوزعمق این فاجعه و تاثیرات بلندمدت آن ارزیابی ملی نشده است.  تاثیراتی که توسعه و شادابی یک خوشه از استانهای مستعد و روبه رشد غرب کشور را تهدید می نماید.  این گردوخاک ها چند کشور را درگیر نموده است . علت ایجاد کننده  معضل در ترکیه ،سوریه و عراق است.  هرچند  بیشترین آسیب از گردوخاک نصیب  عراق و دهها میلیون نفر از هم میهنان ما در غرب و جنوبغرب ایران  میگردد و این بدلیل جریانات غالب شرق سوی کره زمین است  که گردوخاک را از عراق بیشتر به سمت خاک ایران می راند . حل این معضل طبیعتا در درجه نخست در دایره سیاست و در حیطه وظایف وزارت امور خارجه می باشد . بدون ایجاد اراده ای مشترک در سطوح عالی دولتهای منطقه هیچ راهبردی را در این زمینه نمی توان پیش برد.درسطوح سازمانهای کوچکتری چون محیط زیست های ایران و عراق همان نتایجی را به بار می آورد که تا کنون شاهد آن بوده ایم  اقداماتی مقطعی و موضعی و ناکارآمد. معضل گردوخاک عراقی ظرفیت طرح و چاره اندیشی در سطوح عالی مسئولیت کشوری را دارد. 

تصاویر زیر سنندج را در روز 18 خرداد بین ساعت 8 تا 9 صبح نشان می دهد که خورشید به سختی از خلال 

گردوخاک قابل روئیت است.

  

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 و ساعت 12:56 |

  

  نابهنجاری سیل در تابستان و گرما و سرمای نابهنگام در استان     

  مطالب این مقاله  از نظر شناخت رفتارهای نامنتظر جوی و اعمال آن در برنامه ریزی های مدیریتی بویژه برای مدیریت های شهری ،ترابری ،بحران ،شیلات و آب و فاضلاب های شهری و روستایی و فعالین عرصه های کشاورزی و دامداری حاوی اطلاعات مهمی است.   اگر سال را به دو دوره گرم و سرد تقسیم بندی نماییم ، دوره گرم سال کم و بیش از اواخر اردیبهشت شروع وتا اواخر مهر دوام دارد و مانند هر تعریف دیگر آب هوایی ، انتظار دقت و انطباق صددرصدی برای آن وجود ندارد زیرا درهمین دوره گرم ممکن است شرایط نسبتاً سرد ایجاد شود و بالعکس ، اما در هر حال بروز سرما در دوره گرم سال و بروز گرما در دوره سرد سال موقت و چند روزه بوده و بسرعت جای خود را به شرایط مسلط دوره خواهد داد . اما بروز این شرایط نابهنگام هر چند موقت و زود گذر هم باشد دارای تبعات منفی متعدد و ضرر و زیان گسترده ای است .

نابهنجاری در گرما و سرمای نابهنگام

 در زمستان گذشته بروز هوای نسبتاً گرم و نابهنجار  دربهمن ماه مشاهده می شود بطوریکه میانگین دما  در نقاط مختلف استان در این ماه  قاعدتا سرد  بین 6 تا 7 درجه  گرمتر از شرایط معمول بود که  نابهنجاری دما قابل ملاحظه بوده  واین گرمای نابهنگام سبب آمادگی گیاهان و درختان در شروع اسفند  برای ورود زود هنگام به  فصل رویش  گشت  بطوریکه در شروع اسفند اغلب درختان یک ماه زودتر از شرایط معمول فعالیت های حیاتی بهاری را شروع کردند که متعاقبا با سرماهای مکرر اسفند ماه مرتباً متوقف و سرانجام منجر به خسارات کلی در بارآوری درختان مثمر گشت در بهار جاری نیز در شروع اردیبهشت ماه سرمای دیررس بهاره دمای هوا را در اغلب نقاط استان به مرحله انجماد رساند بطوریکه در صبح روز ششم  اردیبهشت  ماه دمای هوا در ارتفاع 2 متری از سطح زمین در سنندج 6/0 و در سقز 4- درقروه 2- و در بیجار 4/1 و در مریوان صفر بود .  در  صبح این روز دمای هوا در پنج سانتی متری بالاتر از خاک در بسیاری از نقاط استان دارای یخبندان شدید بود بطوریکه در سنندج 3-  در سقز 6- و در قروه 8- و در هزار کانیان 9-  درجه ثبت وگزارش شد چنین سرما هایی که سرمای دیررس بهاره شهرت دارند  هر چند صبح هنگام و کوتاه مدت است اما سبب ایجاد یک رشته عکس العمل های رفتاری درنباتات می گردد که بعضاً به کاهش عملکرد آنها می انجامد بر اساس برآورد   کارشناس های کشاورزی ، این سرما تأثیر سوء زیادی  بر محصولات توت فرنگی ، انگور و گردوی استان  داشته است.

سیل نابهنگام در دوره گرم سال

اما اصلی ترین موضوع این مقاله بحث سیل در دوره گرم سال است . استان کردستان در سرچشمه حوضه های مهم آبریز کشور قراردارد و بخشهایی از حوضه های خلیج فارس ، با رودخانه های زاب ، سیروان و قره سو و  و حوضه خزر با رودخانه   قزل اوزن ( سفید رود ) و حوضه ارومیه با رودخانه های زرینه رود و سیمینه رود  در استان ما قراردارند  این ویژگی سر شاخه بودن رودخانه ها در استان سبب شده است که خصلت سیل در این استان متفاوت از سیل های مشاهده شده در بخشهای میانی و یا انتهایی حوضه ها باشد . به عبارتی دیگر سیل در استان کردستان فقط بدلیل بارندگی در خود استان و یا همزمانی بارندگی با ذوب منابع برفی ایجاد می شود و سیل ایجاد شده از نواحی بالادست حوضه بصورت طغیان رودخانه در غیاب بارش محلی در این استان مشاهده نمی شود .  و اتفاق بارندگی و سیل تقریباً همزمان هستند و همین امر سبب ایجاد  آمادگی هایی در مردم می گردد. که معمولاً سیل مردم  را بویژه در دوره سرد سال   غافلگیر نمی کند اما در دوره گرم سال   سیل در استان ما معمولا سریع و  غافلگیر کننده      است .  نادر بودن بارندگی در دوره گرم سال سبب  می گردد که فعالان بخش های مختلف عرصه کار واقتصاد و بویژه کشاورزان ، دامداران و مدیران کارگاههای عمرانی نظیر جاده ها ،  پل ها و سدها  و صاحبان حوضچه های پرورش ماهی و زنبورداران تا اندازه زیادی نسبت به خطر سیل آسوده خاطر می گردند و احتمال بروز سیل را در محاسبات و برنامه ریزی های عملی خود نادیده می گیرند . و البته این  طرز تفکر سبب بروز خسارات عمده ای در همین بیست سال اخیر در استان   شده است .  در استان کردستان و بطور کلی بخش عمده ای از غرب کشور سیل را می توان به دو گونه اصلی طبقه بندی نمود. الف – سیل فصل مرطوب از مهر تا خرداد ب- سیل های فصل خشک از خرداد تا مهر 

الف – سیل فصل مرطوب از مهر تا خرداد  

سیل های دوره مرطوب سال دارای دو ویژگی هستند :

1-       بارش در دوره سرد سال حاصل عملکرد جبهه های جوی است . و معمولا 24 تا 72 ساعت دوام دارند . و ممکن است در حالت فعال در مدت یک شبانه روز بارش هایی  به میزان 50 تا 150 میلیمتر را سبب گردن بیشترین بارش یک شبانه روز در سنندج 73  میلیمتر در 26 اسفند 1376 و در مریوان 133 میلیمتر در 20 اسفند 1383 می باشد . بارش های جبهه ای بدلیل ملایم و مداوم بودن کمتر به سیل می انجامند .  

2-       خسارات سیلاب های پاییزه و بهاره معمولاً به سازه های آبی  غیر فنی و راههای مواصلاتی و بناهای آسیب پذیر و غیر مقاوم محدود می گردد . تلفات انسانی در این نوع سیل نادر است و سیل بدلیل مداومت بارش اغلب  قابل انتظار بوده و جنبه غافلگیر کننده ندارد .

ب- در بیست ساله اخیر دو نمونه حدی برای نوع الف در استان کردستان مشاهده شد .

1-       سیل ناشی از بارندگی های 25 آبان لغایت 5 آذر  1373

2-       سیل ناشی از بارندگی های 18 تا 21 اسفند 1383

1-سیلاب ناشی از بارندگی های ملایم ومتوسط اما مداوم 10 روزه 25 آبان لغایت 5 آذر ماه 1373 در روزهای آخر سبب آبگرفتگی نقاط پست و کم ارتفاع استان بویژه در داخل شهرها ودر دشت قروه ودهگلان و جاده مواصلاتی کامیاران – کرمانشاه شد .  مجموع بارندگی 10 روزه این سامانه  در سنندج 127  در قروه 126 در کرمانشاه 168 در مریوان 131 در اسلام آباد 189 در همدان 91 در بیجار 66   در سقز   65  و در سرپل ذهاب 88 میلیمتر بود. عامل اصلی در ایجاد سیل در این سامانه دوام غیر عادی فعالیت سامانه باران زا بود بطوریکه کم و بیش 10 روز در استان فعال بود و حالت اشباع در خاک سبب بالا آمدن تدریجی سطح آب شد . بطوریکه در دشت قروه و دهگلان روستاهای زیادی در محاصره آب قرار گرفتند و جاده کامیاران به کرمانشاه در مقطع روستای برنجان به زیر آب بالا آمده در کل دشت ناودرون شد.

2-سیل ناشی از بارندگی 18تا 21 اسفند 1383

این سیل نیز در نوع خود نمونه بوده و کم و بیش نظیر آن دراستان ، هراز چند گاهی دیده می شود و آن اتفاق همزمانی ریزش باران های شدید اواخر اسفند و ذوب برف حوزه های برفگیر استان است که این دو پدیده سبب ایجاد سیلابهای عظیمی می شوند.

 

بارش حاصل از این سامانه جبهه ای در سنندج 103 در سقز 58 در قروه 54 در بیجار 47 در مریوان 205 در زرینه 81 در بانه 83 در موچش 173 در میانه 147 و در اورامان تخت 254 میلیمتر ثبت شد.  بدلیل سیل ناشی از این بارندگی ها   بسیاری از پل های استان در معرض تهدید جدی قرار گرفتند . در جاده سوته سیلاب بر روی پل حسن سالاران چند متر ارتفاع گرفت همچنین پل استراتژیک آدینان در محور شمال – جنوب استان واژگون شد  و بعد از تلاش مستمر راه و ترابری استان امکان عبور مجدد از آن پل مهم مواصلاتی شمال به جنوب کشور میسر گشت.

 ب- سیل های فصل خشک از خرداد تا مهر  

نوع دوم سیل های استان عبارتست از سیل های ناشی از بارندگی های آنی و سریع یا  flash food در ماههای گرم سال   . ویژگی این بارندگی سریع و آنی بودن آنست. ابر جوششی بارن زای کومولونیمبوس از نزدیکیهای سطح زمین تا ارتفاع 12-15 کیلومتری ارتفاع می یابد و بوسیله گرمای ناشی از تابش زیاد خورشید در این ماهها نیروی لازم برای غلبه بر پایداری جو را معمولا در ساعات پایانی روز می یابد. وبارش بسیار سریع و سیل آسای ناشی از این ابرها در چشم برهم زدنی جریان های زیادی از آب را به راه می اندازد . زمین خشک  و سرعت بارش امکان نفوذ آب را به خاک نمی دهد. همراه با آب بارش گل و لای زیادی همراه میگردد که بر وزن و لذا اندازه حرکت سیل می افزاید. در خاطره مردم استان هنوز سه رویداد زیر نباید فراموش شده باشد

1-       سیل 7 و 8 خردا 1374 سنندج

2-       سیل   23 تیر  1378  در بیشتر نقاط استان

3-       سیل   21 مرداد 1384 شرق سنندج

در سیل خرداد 1374 پل اصلی خیابان فردوسی و پل  بلوار بعثت در حدفاصل میدان مادر و چهار راه فلسطین تخریب شدند در سیل های ناشی از بارندگی تابستانه 23 تیر 1378 علاوه بر اعلام  5 نفر تلفات انسانی میلیاردها ریال  از اموال و احشام مردم نیز طعمه امواج سیل گشت . در بارندگی های روز جمعه 21 مرداد 1384 فاجعه در سطح بزرگتری تکرار گشت هر چند خوشبختانه تلفات انسانی کمتر بوده و فقط به دو نفر محدود شد .اما سطح وسیعی از باغات ، احشام ، تأسیسات و                خانه های مردم عمدتاً فعال در بخش کشاورزی ودامداری استان در اندک زمانی توسط امواج سهمناک سیل نابود گشت . و بیشتر تونل های گردنه صلوات آباد بدلیل گل و لای سیل مسدود گشتند.

سیل های نوع ب دارای ویژگی هایی هستند که ضریب خسارات زایی آنها را بمراتب از سیل های نوع الف بیشتر می کند این ویژگی عبارتند از :

1-       در ماهها تیر و مرداد رویش گیاهی بدلیل خشک شدن و یا تعلیف و چرا به حداقل میرسد و سطح خاک خشک است.

2-       بارندگی های تابستانه از ابرهای گرم با ساز و کار باروری برخوردی انجام می گیرد و قطرات بارندگی معمولاً درشتر از میزان عادی است . بنابراین در برخورد با زمین خشک توان حمل خاک قابل ملاحظه ای را یافته و بنابراین اندازه حرکت و لذا توان تخریب  روآن آب ناشی از این بارندگی ها بسیار بیشتر از بارندگی عادی است .

3-       چون تابستان فصل بارندگی نیست مردم ممکن است غافلگیر شوند در ضمن بسیاری از وسائط و سایل نقلیه و کارگاهی و مصالح در داخل مسیل های خشک انبار یا نگهداری میگردند.

4-       آبراهه ها و دهانه های پل ها و کانال ها مملو از خس و خاشاک و بقایای گیاهی ونخاله های ساختمانی و غیره است که امکان جاری شدن آب را نمی دهد.

بنابراین بدلایل فوق الذکر خسارات بارندگی های تابستانه بسیارزیاد است .   توصیه های زیر برای کاهش خسارات بسیار موثر است.

1-        به  اطلاعیه ها یا اخطاریه هواشناسی در مورد امکان بارندگی و وقوع سیل  بصورت جدی توجه  در برنامه ریزی روزانه اعمال گردد

2-       هر نوع افزایش پوشش ابرهای جوششی در ساعات  بعدازظهر بمثابه امکان بارندگی تلقی شود.

در   در زیر چند تصویر از سیل 21 مرداد 1384  شرق سنندج  مشاهده میگردد





 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 و ساعت 11:54 |

زیست بوم یکپارچه خاورمیانه و لزوم ایجاد یک مدیریت همسو و هماهنگ برای حفاظت از آن

    ایجاد زندگی مدرن ، فتح فاصله ها و به زبان دیگر همان دهکده جهانی توان انسان را درتأثیر بر عوامل محیطی چند برابر نموده است . بهره برداری انسان از منابع محیطی نیز افزایش بی سابقه ای یافته است . محیط ها در هر نقطه جغرافیایی بخشی از محیط سراسری کره زمین است . روز 22 آوریل برابر با 20 اردیبهشت روز زمین نام گرفته است . و متأسفانه سیاره زمین هیچگاه به مانند امروز بدلیل طمع ورزی و حرص انسان در معرض تهدید قرار نگرفته است . آلوده نمودن آبهای گوارای چشمه ها و رودخانه ها ، خشک نمودن باتلاق ها و از بین رفتن سطح وسیعی از جنگل ها ومراتع ، تأثیر سوء بر ترکیب جو زمین با افزودن گازهای گلخانه ای ، رها سازی گازهای فرار و شکننده ازن در ارتفاع 15 تا 50 کیلومتری و کاهش تأثیرات دفاعی و سپری ازن در مقابل تابش فرابنفش خورشید ودر دهساله اخیر در خاور میانه افزایش بی سابقه توفان های گردو خاک وغبار و ..... امروزه باید به این نتیجه برسیم که انسان متمدن چرا دارد دستی دستی کشتی سیاره زمین را سوراخ می کند در زبان کردی زنهاری است بسیار گویا با این مضمون که صنع خداوند را دستکاری مکن  « ده س مه ده له کار خوا » .

رهیافت های جدید در بررسی فرایندهای کلان زمین

سیاره زمین بمثابه یک سامانه بسیار دقیق ، امروزه به مانند یک موجود زنده موردبررسی قرار می گیرد . در زندگی چهار – پنج میلیاردی کره زمین ، تحولات ودگرگونی های گسترده ای  اتفاق افتاده است که امروزه در پرتو روش های جدید علمی مورد برآورد و شناخت قرار گرفته است . جو و هوای زمین نیز درمسیر این تغییرات بوده است . که در شاخه ای ویژه ای از علم بنام دیرین شناسی جو زمین مورد بررسی قرار     می گیرد . اما به هر حال ثبات و پایداری فعلی جو زمین شرط ضرور ادامه حیات در این سیاره است . جو زمین در تعاملی بسیار پیچیده و بغرنج و البته زیبا و شگفت آوری با تابش خورشید ، سطح قاره ها واقیانوس ها و جریانات درونی اقیانوس ها قرار دارد . موتور محرکه حرکت جو زمین تابش خورشید است و هواشناسی علم محاسبه توزیع انرژی تابش خورشید در کوتاه مدت و طی روزهاست و اقلیم شناسی روش های برآورد توزیع این انرژی در بلند مدت و طی سالها و قرنهاست. هیچ دو روزی از زمین دارای هوای یکسانی نیست چون شرایط هیچ دو روزی از زمین مانند هم نیست. بنابراین تشبیه سیاره زمین به کشتی در حال حرکت در دنیای امواج قیاسی مع الفارق نیست . سیاره زمین درارتباط با فضای بیرون خود در تعامل کامل بسر می برد یعنی به اندازه میزان انرژی دریافتی از فضای بیرونی به بیرون از خود انرژی ساطع                می نماید . در غیر اینصورت سیاره ما یا سردتر می شد و یا گرمتر اما تا آنجا که توان محاسباتی انسان اجازه میدهد . میانگین دمای کره زمین حدود 15 درجه است ونگرانی های امروز انسان از گرم شدن زمین فقط برای افزایش این میانگین در حدود چند دهم درجه سانیتگراد است که دارای تبعات زنجیره ای غیر قابل پیش بینی در سازو کار آب و هوا خواهد بود البته بر اساس تئوری دنیای مینا ( Daisyworld (جهان زنده در زمین به تغییرات اقلیمی پاسخ می دهد . در واقع لاولاک (lovelock ) بنیانگذار این نظریه بر اساس تعادل تابش مطلوب جهان زیستی سناریوی ساده ای از زمین را درنظر می گیرد که شامل دو نوع گل مینای سفید و سیاه می باشد . رنگ سفید دارای توان بازتاب تابش خورشید ورنگ سیاه دارای توان جذب تابش خورشید است در صورتیکه زمین سردتر شود گستره رنگ سیاه بیشتر شده تا جذب بیشتری صورت گیرد و بالعکس اگر گرمتر شود سطح مینای سفید گسترش بیشتری داشته و در هر حال تعادل را برقرار  می سازد . و براساس این نظریه مدل های رایانه ای با اعمال مولفه های واقعی زمین مانند ابر و گازهای گلخانه ای و بویژه بخار آب و تعامل اینها با همدیگر و تأثیر آن بر تعادل تابش زمین چشم انداز های مختلف تغییرات آب و هوا وتأثیرات آن بر جهان زیستی را کند و کاو و پیش بینی می نمایند و این مطالعات در درجه اول حساسیت زنده آسای سیاره زمین را هم به تغییرات پوشش های سطحی خود و هم به تغییرات تابش خورشید والبته تابش زمین اثبات می نماید . این نظریه در اصل ریشه در مبحث قدیمتری پزشکی بنام هموستازی ( Homeostasis) دارد و آن قابلیت نسبی موجودات زنده است برای حفظ و پایداری درونی خود تأکید بر این قابلیت در کره زمین مسئولیت انسان را در قبال حفظ آن بیشتر می کند زیرا براساس این نظریه ثابت می گردد که زمین حساسیت بیشتری از آنچه ما می اندیشیم نسبت به تغییرات انجام گرفته خود دارد .

خاور میانه و آسیب پذیری آب و هوایی آن

از نیمه دوم قرن بیستم به یمن وجود داده های برگرفته از اندازه گیری عوامل جوی وعمدتاً دما و فشار هوا و سمت و سرعت باد و رطوبت منظره پیچیده گردش عمومی اتسمفر در سطح زمین و سطوح فوقانی هر چه بیشتر بر انسان آشکار گردید . و درانطباق اطلاعات بسیار قدیمی اقلیمی انسان با یافته های جدید مشخص شد که میدان های حرکت هوا با سازو کار های پیچیده آن اعم از بارندگی ها وتوفان های جوی وتغییرات شگرف فصل ها همه و همه از قانونمندی های عمومی وکلاسیک شاره ها تبعیت می نمایند و به همین دلیل هواشناسی در تعریف آکادمیک آن شاخه ای از علم فیزیک ودر مقام کاربردی شاخه ای از رشته های فنی ومهندسی بحساب می آید . این یافته ها ثابت نمود که کمربندهای حاره ، جنب حاره ، عرضهای میانی و مدار قطبی در هر نیمکره کم و بیش دارای آب و هوای شناخته شده ای در طول سال می باشند که در کمربندحاره بین 5/23 شمالی و جنوبی و بویژه نوار استوایی آن بین 10 درجه شمالی و جنوبی با              ناپایداری های جوی زیاد و بارش های گسترده ای است . بنابراین عمده جنگل های استوایی در این نواحی گسترش یافته اند . جنب حاره به منطقه ای بین 5/23 تا 40 درجه در شمال و جنوب اطلاق می گردد که ویژگی بارز آب و هوایی آن پایداری است . پایداری فرایندی است که با شکل گیری ابر در تضاد است این نواردر سرتاسر شمال و جنوب زمین از جمله خشکترین نواحی زمین بحساب می آیند از عرض 40 درجه تا 60 درجه در شمال و جنوب مجدداً ناپایداری غلبه داشنه و بنابراین بارش ها نسبتاً زیاد بوده و شاهد آن مجدداً جنگل های گسترده این نواحی بویژه در شمال اروپا و کانادا و روسیه می باشد نوار متناظر این ناپایداری در جنوب زمین عمدتاً آبهای اقیانوسی است در نوار قطبی شمال و جنوب ( از 60تا 90) هم جزو نواحی نسبتاً پایدار بوده و بارش ها و توفان های جوی آنها قابل ملاحظه نیست و بنایزاین خواننده گرامی اذعان باید نمود که عرض جغرافیایی خاورمیانه که در جنب حاره قرار می گیرد بصورت طبیعی در منطقه خشک جهان قرار می گیرد بیابان های گسترده زمین مانند شمال آفریقا ، کویرلوت ونمک کویره قره قوم در ترکمنستان ، کویر گبی در چین و صحرای خشک نوادا در آمریکا بر روی این نوار قرار گرفته اند نیمکره جنوبی نیز کمربند متناظر از روی جنوب امریکای جنوبی ، آفریقای جنوبی و بخشی از استرالیا نموده و سبب خشکی آن نواحی شده است . شناخت این موضوع بسیار برای ما ساکنین این نواحی اهمیت دارد آنچه که ما را بخش عمده ای دربخش عمده ای از ایران از شدت خشکی متناظر در شمال آفریقا با کویر قره قوم یا کویر لوت و نمک نسبتاً دور کرده است وجود زاگرس و البرز است .شناخت این امرازاین نظراهمیت دراد که سازوکار جو در منطقه ما به نفع جنگل یا مرتع و یا دریاچه ها و مرداب ها و باتلاق ها نیست باید با آگاهی کامل این واحه های زیست بومی را حفاظت نماییم و مولفه های متعادل کننده آنها را ارزیابی و حفاظت نماییم و از بین رفتن دریاچه ها . جنگل ها و مراتع به معنای از دست دادن همیشگی آنهاست باید سهم آنها را از آن معادله چند هزار ساله تعادلی ایجاد شده محیطی رعایت کنیم و الا منظره اسف بار دریاچه اورمیه و قبل از آن دریاچه اورال در انتظار سایر اکوسیستم های موجود درمنطقه می باشد . اما آیا این تلاش سترگ و این اقدام ضروری در این شرایط امکان پذیر است ما آن توقع ، قناعت وتعادل سنتی خود را فراموش کرده ایم با فنآوری جدید بسرعت آب موجود در سفره های آبی زیر زمینی منطقه تخلیه کرده و صرف آبیاری محصولات عمدتاً آب دوست مانندچغندر قند و سیب زمینی و جالیزها نمودیم . هر قطره آب از سطح زمین برای رسیدن به آبخوان ها و اقع در 100 متری زیر خاک به زمانی بیشتر از عمر چند نسل بهره بردار نیاز دارد . بنابراین منابع محدود منطقه لزوم مدیریت هوشمندانه استفاده از منابع را حساستر می نماید .

یکپارچگی زیست – بومی خاورمیانه

خاورمیانه عمدتاً به منطقه جغرافیایی حدفاصل مدیترانه تا شرق ایران اطلاق می گردد . و سوریه ، ترکیه ، عراق ، اردن ، عربستان و ایران و عمان از اجزای عمده این منطقه محسوب می گردند نگاهی سریع به نقشه جغرافیایی این منطقه روشن می سازد که سکونتگاههای انسان یا در نزدیکی دریاها ویا در کنار ارتفاعات و کوههای منطقه می باشد در صحراها و نقاط کم ارتفاع اما دور از دریاها اصولاً هیچ شهر مهمی دیده                 نمی شود و صحاری عربستان – اردن ، عراق و سوریه عمدتاً خالی از سکنه اند . اما در خاورمیانه سامانه زنده وفعالی شامل فلات ایران و جلگه های مجاور آن از نظر زیست – بومی طی میلیون ها سال شکل گرفته است . حاصل گردش عمومی اتمسفر و تأثیرآن برفلات ایران منجر به شکل گیری سامانه های   رودخانه ای دجله – فرات – کارون و جنگل های غرب ایران و سفره نعمات طبیعی زمینی بین النهرین شده است . عرض جغرافیایی خاورمیانه عرض کوران مبادلات حرارتی جنوب گرم و شمال سرد زمین است از شروع پاییز تا اواسط بهار با نوسان پرفشار جنب حاره ای به نواحی جنوبی تر ناوه های باران ساز عرض های میانی امکان نفوذ نسبی به خاورمیانه ر ا می یابند . این نفوذ به معنای برداشته شدن سرپوش مهار تشکیل ابر از روی تنوره ی هواهای صعودکننده غرب سو از جلگه کم ارتفاع خاورمیانه بر روی فلات مرتفع ایران           است . هوای گرم عرضهای جنوبی در برخورد با هوای خنک فلات ایران به صعود خود ادامه می دهند اگر این هوا از روی اقیانوسها گذر کرده باشد رطوبت برگرفته از اقیانوسها در این فرایند صعود تشکیل ابرهای باران زا را داده و جبهه های جوی فعالی را بر روی لبه غربی ایران شکل می دهند . امروزه نقشه های جدید مسیرذرات و خطوط جریان برخلاف تصور قبلی روشن می نماید که سهم عمده رطوبت بارش بخش               عمده ای از غرب ایران از طریق اقیانوس هند تأمین می گردد هر چندمدیترانه ، خلیج فارس و دریای سرخ نیز بخش کمتری از این رطوبت را تأمین می نماید جبهه های جوی در حد فاصل کشور عراق با جنوبشرق ترکیه و غرب ایران قرار می گیرد و بارش های عمده ای در در این نواحی ایجاد می کند که همان سرچشمه های کرخه ، کارون ، دجله و فرات می باشند سعدی علیه الرحمه به این نکته در شعر مشهور خود اشاره دارد :

 اگر باران به کوهستان نبارد             به سالی دجله گردد خشک رودی

کوهستان در ادبیات فارسی معادل جبال عربی است که نام جغرافیایی غرب ایران در لفظ آن دوران بود اماوضعیت بارندگی در دشتهای کم ارتفاع خاورمیانه چگونه است بر اساس آمار میزان بارندگی در دشتهای خاورمیانه جزیی و اغلب کمتر از 100 میلیمتر بارش سالانه می باشد و این بارش در مقابل گرمای شدید سریعاً در معرض تبخیر قرار می گیرد . به این دلیل در این صحاری دور از دریا تنها واحه های محدود از آبادانی به چشم می خورد .

بنابراین بین النهرین سرزمینی است که عملا دارای بارندگی قابل ملاحظه ای نیست و آب آن از طریق آورده رودخانه های فرات و دجله تامین میگردد. 90 درصد آب فرات از خاک ترکیه و 10 درصد آن از سوریه تامین میگردد. و در عراق هیچ رودخانه یا جریانی به داخل فرات نمی ریزد. 40 درصد دجله از جنوبشرق ترکیه و 51 درصد آن از اقلیم کردستان و 9 درصد آن از ایران تامین میگردد  دبی سالانه دجله در ورودی عراق  قبل از پروژه های احداث سد های ترکیه و سوریه حدود 50 میلیارد متر مکعب و فرات 30 میلیارد متر مکعب بوده است  . بنابراین دجله و فرات رودخانه های بسیار بزرگ با طغیان های بزرگ در جلگه عراق بوده اند. ویل دورانت دجله (tigris   )  را برگرفته از واژه ای ایرانی به معنای تیرآسا میداند که اشاره دارد به جریان تیز رودخانه بر اثر شیب قابل ملاحظه شمال به جنوب آن فرات در ورود به عراق دارای مسیری غربی – شرقی بوده و در دشتی هموار و کم ارتفاع به آرامی  جریان دارد. اما در طغیان های معمول بهاره خود بخش وسیعی از اراضی اطراف خود را به زیر آب می کشاند که در ادامه سال تبدیل به ماندآب های وسیعی در منطقه می شد که این ماندآب ها منشاء رونق کشاورزی و ماهیگیری و شکار در منطقه و مبنای اقتصاد اعراب ساکن در منطقه بود. اما دجله از نیمه شرقی عراق و نیمه نزدیکتر به فلات ایران عبور میکند نیمه ای که برکت فلات ایران داری بارش بیشتر بوده و همچنین سیلاب های دجله در نیمه شمالی عراق تولید مانداب و حورها نمی کرده است .بنابراین خاک دارای بافت سالم و اغلب زراعی یا مرتعی بوده و در حال حاضر هم دچار بحران جدی نیست.بر اساس گزارش های موجود و منتشر شده در فضای اینترنت میانگین سالانه فرات در فاصله زمانی 1933 تا 1970   4/30 میلیارد متر مکعب بوده است که در فاصله زمانی 1976 تا 1989  پس از احداث چند پروژه این آورده در ورودی عراق  به 23/26 میلیارد متر مکعب کاهش یافته و این رقم پس از احداث سد آتاترک (2007-1997) به 69/16 میلیارد متر مکعب  در سال کاهش یافته است.و در چهار سال 2008 تا 2011 این میزان پس از تحقق چند پروژه دیگر به 75/12 میلیارد متر مکعب کاهش یافته است یعنی حجم آب ورودی عراق 58 درصد کاهش یافته است. و البته طغیان های  تامین کننده آب مورد نیاز ماندآب های هزاران ساله منطقه نیز بطور کلی قطع شده است. باید بخاطر داشت که رسوبات بستری این مانداب ها حاصل طغیان های فرات در طول عمر دراز خود و همچنین فرونشست بقایای گیاهی و جانوری موجود در منطقه بوده و لذا اغلب ماهیتا سبک و پوک و پودری بوده و و بر اثر اندک وزشی صعود می نمایند. بویژه پس از تجزیه و ترکیب شیمیایی عناصر ناشی از تابش خورشید و تیخیر شدید و افزایش نمک از برآمده از سطوح زیرین این امر در سالهای اخیر تشدید شده است . این فرایندها در گزارش های سازمان ملل از بحران زیست بوم عراق تحلیل شده است.فرایند صعود از الگوهای شناخته شده جوی تبعیت می نمایند و مستلزم یک سامانه کم فشار مستقر بر سطح زمین تا عمق 5 تا 6 هزار متری سطح زمین  این سامانه های دینامیکی جوی همان هایی هستند که در شرایط عادی و با وجود رطوبت سبب بارندگی و وزش باد میگردند . و مانند تلمبه مکش هوا از سطح زمین به سطوح فوقانی عمل میکنند و بطور معمول از سمت غرب به شرق دارای حرکت افقی هم هستند. در سالهای اخیر به محض رسیدن این نوع سامانه های جوی به عراق در طول صدها کیلومتر و  به ارتفاع 2 تا 4 هزارمتر ستون های عظیمی از گردوخاک بسیار غلیظ وارد هوا میگردد. بلافاصله باید تذکر داد که کل نیمه غربی عراق ظرفیت ایجاد غبار را دارد . اما منطقه ای که اطراف رودخانه فرات در غرب و مرکز عراق قرار دارد و تقریبا هم راستای بغداد به سمت مرز سوریه می باشد دارای پتانسیل بسیار بیشتری ازایجاد غبار بسیار غلیظ است .غبار سایر نواحی در مقایسه بسیار رقیقتر بوده و در عبور از خاک عراق به سمت ایرات رقیقتر میگردد.در فصول پاییز و زمستان و نیمه اول بهار این گردوخاک بدلیل وزش باد نسبتا قابل ملاحظه هم بر روی ایران و هم بر روی عراق در فضای عمومی منطقه پراکنده میگردد. و الیته کیفیت هوا را هم بسیار کاهش می دهد اما هنوز مانع کار و فعالیت مردم  نمی گردد.اما از نیمه دوم اردیبهشت تا نیمه تیر ماه در منطقه تغییری در آهنگ و فراوانی سامانه های جوی روی میدهد بدینگونه که در روی عراق کم فشار حرارتی سطح زمین گسترش یافته و این سامانه ها گاهی در هماهنگی فعالیتی با ناوه های ناپایدار سطوح فوقانی قرار میگیرند و کم فشارهای موسمی عراق به کم فشارهای دینامیک با قدرت مکش و صعود قابل ملاحظه هوا تبدیل میگردند اما در این شرایط و در این ایام بر روی فلات ایران پرفشار جنب حاره بساط سکون و پایداری نسبتاً نیرومند هوا را می گستراند و این به معنای آنست که اقیانوسی از غبار برخاسته شده از روی عراق به آرامی و بتدریج طی چند ساعت از غرب عراق به غرب ایران میرسد اما در غرب ایران با سکون و آرام بودن هوا غبار بتدریج به لایه های نزدیک سطح زمین نشست کرده و تا سامانه کم فشار داخل عراق فعال باشد بر تراکم غبار در غرب ایران افزوده میگردد. و گاهی شرایط بسیار خطرناکی با دید کمتر از 500 متر و حتی کمتر از 50 متر را ایجاد می نماید این شرایط را میتوان به حرکت خودروها به پشت چراغ قرمزی تشبیه نمود که چراغ قرمز خیلی دیر سبز گردد. در واقع تخلیه غبار در این شرایط بسیار کند و بصورت موجی و یا بصورت نشست تدریجی صورت می پذیرد. شهرهای قصرشیرین ،سرپل ذهاب ،پاوه،مریوان ،بانه سنندج ، سقز ،کرمانشاه ،ایلام ،تازآباد ثلاث گیلان غرب ،سومار به کرات شاهد دیدهای کمتر از 500 متربوده اند که همه کار و فعالیت های انسانی و کل موجودات زنده تحت الشعاع قرار میگیرد.

چون شرایط جوی ایجادکننده غبار است گاهی نوسان این سامانه ها کمتر شده وبنابراین در برخی سالها غبار کمتری مشاهده می شود وتا بحال این امر به منزله آن نیست که اقدام عملی در خصوص مهار غبار صورت گرفته باشد .

بلکه شانس واتفاق جوی یار مردم منطقه بوده است والا زمینه بروز غبار کماکان مساعد است بروز غبار به شکل بحرانی آن در غرب کشور از سال 2005 شدت گرفته است  .

چکار باید کرد

جریانات جوی فارغ از مرزهای سیاسی به سرزمین های مختلف تابع قاعده عمومی گردش اتمسفر تأثیر می گذارند و این گردش اتمسفر خود تابع تعادل بلند مدت تابش زمین به خورشید است بر اساس مطالب پیش گفته سیاره زمین همواره در جستجوی این تعادل است و این تعادل را چه در قیاسی سیاره ای و چه در مقیاس منطقه ای ایجاد می نماید . در این میدان پیچیده مولفه های محلی ، منطقه ای و سیاره ای سخت به هم وابسته اند و در ارتباطی پیچیده با هم قرار می گیرند . اکوسیستم خاورمیانه و بویژه بین النهرین و             نیمه غربی ایران دارای اثر تعاملی قوی بر همدیگر هستند همچنانکه دریک موجود زنده مدیریت اعضای حیاتی رانمی توان تفکیک نمود در این اکوسیستم های منطقه ای نیز نمی توان مدیریت های غیر همسو با هم را دنبال نمود و بویژه مدیریت آب درخاورمیانه باید هماهنگ و همسو گردد در غیر اینصورت همانند قطع شریان های حیاتی یک اندام زنده قطع و محدود نمودن رودخانه های منطقه و بویژه رودخانه های بزرگی چون دجله و فرات عکس العمل رفتاری دارد  ما مردم منطقه تازه اولین عکس العمل عدم هماهنگی مدیریت آب منطقه را در بروز توفان های غبار و گردوخاک در نیمه شرقی عراق ونیمه غربی ایران تجربه می کنیم . معضلات زیست محیطی منطقه راه میان بر ندارد وتنها با تعامل همسوو دلسوزانه تمام کشورهای منطقه است که می توان امیدوار به مهار تبعات خانمان برانداز تخریب زیست – بوم منطقه بود باید این فکر را ترویج نمود که دود این ناهماهنگی به چشم همه می رود و هیچ قدرتی در منطقه مصون از تبعات آن نخواهد بود و البته حقوق بین الملل هم ایجاب می نماید که این هماهنگی ایجاد گردد شکرانه نعمت خداوندی در استفاه صحیح و عادلانه از منابع این نعمات است .

تبلیغ و ترویج این سیاست مدیریت منطقه در میان موج انسانی منطقه با توجه به فرجام منفی                    سیاست یکسو نگرانه و بی پاسخ نخواهد ماند . در مصاحبه های مقامات برخی از کشورها علت اصلی غبار را خشکسالی های اخیر قلمداد می نمایند باید گفت که در منطقه ما خشکسالی دارای عمری به درازای خود منطقه می باشد .نوسان بارش در اطراف میانگین همواره در دوره های چند ساله در نوسان بوده است . در نظم طبیعی سامانه زیست – بومی منطقه طی میلیونها سال این سازگاری ایجاد شده بود که در سالهای خشکسالی توقع نباتات و جانوران به حداقلی در مرز پایین تنظیم می شد . خشکسالی امری جدید نیست ، یادآوری سعدی شیرین سخن است :

  چنان خشکسالی شد اندردمشق         که یاران فراموش کردندعشق 

 اما حال اگر بر چنین اقلیم آسیب پذیری سیاست مدیریت طمع ورزانه استفاده حداکثر از سهم خود در هر شرایطی اعمال شود توان تنظیم چند هزارساله طبیعت با شرایط نوسان آب و هوایی از دست می رود . که پاسخ آن به چنان سیاستی تنها پس از دودهه برخاستن توفانی از غبار و گردوخاک است که چشم چشم را نبیند . باید به طبیعت ونعمات آن احترام گذاشت باید نعمت خداوندی را سپاس گفت شکر نعمت  ، نعمتت افزون کند.

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 12:25 |
  موج سرمای دیررس بهاره اردیبهشت 1392 سقز رکورد 52 ساله زد

دمای صبح روز پنجشنبه  پنجم اردیبهشت سقز به پنج درجه زیر صفر در داخل جعبه اسکرین که در ارتفاع دم متری

 از سطح خاک قرار دارد رسید رسید در حالیکه دمای 5 سانتی متری سطح خاک 8 درجه زیر صفر اعلام شد

  البته در همین روز  از ایستگاه قاملو دمای هوا به 6 درجه زیر صفر رسید که سردترین نقطه استان شد . در زرینه

 و هزارکانیان نیز دما  به 4 درجه زیر صفر افت نموده بود. در ایستگاههای بیجار ،قروه ،یاسوکند،بابارشانی و مریوان

 نیز دما در صبح پنجشنبه پنجم به زیر صفر کاهش یافت . دمای پنج سانتی متری سطح خاک در قروه نیز 8 درجه

 زیر صفر گزارش شد. در زرینه دمای 5 سانتی متری سطح خاک در صبح روز پنجم اردیبهشت 7 درجه زیر صفر

 گزارش شد. در صبح جمعه نیز از قاملو یخبندان 6 درجه زیر صفری در داخل جعبه اسکرین که در ارتفاع 2 متری

 قرار دارد گزارش شد. از سقز هم در صیح جمعه 6 اردیبهشت 4 درجه و از یاسوکند  یک درجه زیر صفر گزارش

 شد. این سرما در این ماه   احتمالا به محصولات درختی و جالیزی استان از جمله سیب و انگور و توت فرنگی

 خسارت وارد کرده است در جدول زیر سابقه آماری اتفاق دمای زیر صفر  یا یخبندان اردیبهشت 52 ساله اخیر

 سقز درج شده  است که دمای 5- درجه برای سقز در اردیبهشت ماه بی سابقه بوده است. 


+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در جمعه ششم اردیبهشت 1392 و ساعت 12:53 |

آیاسرمای دیررس بهاره در اردیبهشت ماه دارای سابقه بوده است؟

طی چند روز اخیر در بیشتر نواحی غرب کشور و بویژه در استان کردستان موجی از هوای

 سرد مستقر شد که منجر به سرمای دیررس  بهاره و یخبندان های صبحگاهی در برخی از

 نواحی مانند سقز و زرینه و دهگلان و هزارکانیان شد. خبرنگاران در توصیف این سرما واژه بی

 سابقه را بکار می بردند که باید گفت این نوع سرماها در اردیبهشت ماه مسبوق به سابقه

 می باشد در بررسی آمار 52 ساله  سنندج آشکار میگردد که  دماهای صفر و زیر صفر در

 اردیبهشت ماه دارای سوابق  متعددی است. بطوریکه در سالهای 1343 و 1353 و 1356 و

 1357 و  1360 و 1361 و 1372 دمای صفر درجه ثبت شده است . در سال 1363  دمای 2

 درجه زیر صفر و در 1364 یک درجه زیر صفر و 1366 دمای 2 درجه زیر صفر در اردیبهشت

 سنندج اتفاق  افتاده است  اما سردترین روز ثبت شده طی 52 سال اخیر در روز 10

 اردیبهشت 1358 با 3 درجه زیر صفر بوده است. لازم به توضیح است که دماهای فوق الذکر

 مربوط به موقعیت داخل جعبه اسکرین در ارتفاع 2 متری از سطح زمین بوده است. دمای 5

 سانتی متری سطح خاک بطور معمول 2 تا 6 درجه  و گاهی بیشتر از دمای جعبه اسکرین

 کمتر است

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 و ساعت 13:31 |