آدرس‌های غلط درباره کانون ریزگردها

تاریخ: 1393/12/2 00:00   روزنامه ایران  

محمد طالب حیدری
  کارشناس هواشناسی

در یکی از یادداشت‌های روزنامه ایران در روز سه‌شنبه 21 بهمن مطلبی تحت عنوان ریزگردها از کجا می‌آیند از جناب آقای حسین آخانی درج شده بود که تعجب اینجانب را به‌عنوان یک کارشناس هواشناسی با تجربه سی سال کار برانگیخت و مرا وادار به نوشتن این چند سطر برای روشنگری بر بحث بحران‌های گرد و خاک نمود .
1- نخستین بروز بحران‌های گرد و خاک که شاخص‌های کیفیت هوای محیط زیست را به بالاتر از 500 رساند و در دیده‌ بانی‌های شبکه ایستگاه‌های هواشناسی دید افقی را به کمتر از 2000 متر رساند در حالی که آسمان هم دیده نمی‌شد تقریباً از شروع دهه 80 شمسی بود. این پدیده در دیده‌بانی‌های هواشناسی با دو عامل کاهش دید افقی و دید عمودی و تحت کد جهانی 06 گزارش می‌شود.
2- به مرور فراوانی این پدیده در دهه 80 و بویژه در دو ماه پایانی بهار بیشتر و بیشتر شد و مشخص شد که به تناوب از خوزستان تا حد شمالی کردستان عرصه جولان این پدیده منحوس است.
3- تصاویر ماهواره‌ای مخصوص هواشناسی که به مرور در دهه 80 از طریق اینترنت در دسترس قرار گرفتند خاستگاه اصلی این پدیده را که مرکز و نیمه غربی عراق بود بخوبی آشکار نمود.
4- در تطبیق نقشه‌های هواشناسی و تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های شبکه هواشناسی بسیاری از ابعاد معما فاش و رسانه‌ای شد.
5- متأسفانه محافل دانشگاهی با دور بودن از میدان‌های تجربی به عرصه‌های کلاسیک مندرج در کتب غربی برمی‌گردند که در خصوص بحران‌های گرد و خاک هم نتوانستند راهنماهای مناسبی برای اقدام دولت باشند چون این محافل هستند که در درجه نخست مورد مشورت دولت قرار می‌گیرند
6- در یادداشت جناب آقای آخانی بعد از 15 سال از مشاهده نخستین طوفان‌های گرد و خاک تازه بحث سدهای ایران طرح شده است که با توجه به تصاویر ماهواره‌ای موجود بویژه تصاویر EUMETSAT که در اختیار همه قرار دارد منشأ اکثریت قریب به اتفاق طوفان‌های گرد و خاک از خاک همسایه غربی ما یعنی عراق است و مشخصاً از بستر تالاب‌ها و آبگیرهای خشک شده‌ای بر‌می‌خیزند که به‌وسیله سیلاب‌های فرات در گستره وسیعی از عراق مرکزی ایجاد می‌شد. کسی منکر اضافه شدن گرد و خاک مسیر و از جمله داخل کشور ما به این فوران‌های طوفانی غبار عراقی نیست اما مسأله عمده همان حجم اولیه شکل گرفته در عرصه سرزمینی مرکز و غرب عراق است.
7- می دانیم که فرات از جنوب شرق ترکیه از طریق سوریه به عراق می‌ریزد و در عراق هیچ رودخانه‌ای به داخل فرات نمی‌ریزد و حجم اصلی آن از ترکیه می‌آمد و درصد ناچیزی هم از حجم آن در خاک سوریه تأمین می‌شد، اما از شروع دهه هفتاد شمسی و نود میلادی، فرات عملاً مهار شده و بر اساس گزارش‌های موجود در فضای مجازی ده‌ها میلیارد از آب آن عمدتاً به‌وسیله ترکیه مهار شده است و این البته بخش ناگوار قضیه نیست بلکه مهار سیلاب‌های بهاره فرات عملاً مانع تغذیه تالاب‌های مشهور بین النهرین شده است که اقیانوسی از خاک نرم رسوبی به عمق صدها متر خوراک لازم برای طوفان‌های غبارهایی هستند که تنفس را برما مردمان ساکن در غرب و جنوب غرب کشور دشوار کرده است. اوج بحران‌های خیزش گرد و خاک در نیمه دوم اردیبهشت و خرداد و تیر ماه خواهد بود.
8- عمده کردن نقش سدهای ایران نشان دادن راه حل انحرافی است. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای هورالعظیم هم نقش مهمی در ایجاد غبار ندارد و سدهای بسته شده بر سرشاخه‌های دجله در کردستان نیز تأثیر عمده‌ای بر دجله ندارد. سهم حوضه آبریز ایران از آب دجله کمتر از 10 درصد است. اقلیم کردستان با 50درصد و حوضه واقع در خاک ترکیه با 40 درصد، سهم‌های اصلی را در مدیریت دجله ایفا می‌نمایند.
9- به نظر می‌رسد در خصوص منشأ داخلی غبار خوزستان در گستره اهواز به سمت بندر امام و بندر هندیجان باید بررسی جدی صورت پذیرد اما در صورت صحت هم خاک برخاسته از این ناحیه فقط بخش غیرقابل ملاحظه طوفان را تشکیل می‌دهد که البته با توجه به اینکه بالاخره در دسترس بوده و قابل علاج هم هست خبر امیدوار‌کننده‌ای هم می‌تواند باشد .
10- هواشناس‌ها بخوبی می‌دانند هر زمان که سامانه‌ای ناپایدار از روی عراق به سمت کشور ما حرکت کند در یکی از صفحات لبه مرزی غرب کشور باید منتظر ورود غبار باشند که این هم دلیل محکمی بر عراقی بودن منشأ این غبارهاست.
11- راه حل‌های انحرافی زیادی تا به حال پیشنهاد شده است شاید دلیل گله و نارضایتی مردمان نیمه غربی کشور بیشتر از این ناحیه است. متأسفانه خیلی‌ها در تهران به گونه‌ای به دولت مشورت می‌دهند که منافعی برای خود آنها در پی داشته باشد. هنوز افتتاح دستگاه‌هایی با عنوان پخش یونی برای مهار گرد و خاک با روش پخش امواج الکترومغناطیس برای پراکنده کردن غبار در سال آخر دولت قبل توسط سازمان حفاظت محیط زیست کشور در یادها باقی است چرا کسی توضیح نمی‌دهد که نتیجه آن هزینه‌ها و نصب آن دستگاه‌ها که در همان زمان هم با تعجب و شگفتی و سؤال مواجه بود به کجا انجامید؟

* <ایران> موضوع بررسی منشأ بروز ریزگردها را در معرض نقد صاحبنظران قرار می‌دهد و از هر تحلیل عالمانه‌ای دراین مسیر استقبال می‌کند.
 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 10:4 |
 
 
 
روزنامه ايران، شماره 5891 به تاريخ 24/12/93، صفحه 16 (جامعه) 
دخل آب با خرج نمي خواند
ضرورت مديريت محتاطانه در منابع آبي

نويسنده: محمد طالب حيدري*

هرچه هست و به هر دليلي که هست خشکسالي سايه شوم خود را در ده – پانزده سال اخير در کل غرب آسيا، بيشتر از پيش گسترانده است. واقعيت خشکسالي در منطقه ما مستقيماً از کاهش بارندگي ناشي مي شود که حساب دخل و خرج آب را از تراز خارج مي کند، زيرا در کشورما، دخل فقط بارندگي است و منابع آب شيرين ورودي به کشور بعد از خشک شدن هيرمند عملاً وجود ندارد. مصرف کنندگان انساني، تبخير شديد و از دسترس خارج شدن آب به وسيله جريان هاي رودخانه اي به خارج از کشور يا ريزش به درياها و باتلاق ها و شوره زارها، در واقع خرج کنندگان آب هستند. در اين ميان بخش آب وزارت نيرو به صورت قانوني ماموريت دارد تا حساب دخل وخرج آب را به طور مستمر محاسبه و با توجه به نقش راهبردي آب در اقتصاد و امنيت هشدارهاي لازم را در شروع فرايند پيشي گرفتن عوامل ناترازي بودجه آب اعلام کند و سپس در بخش مصرف انساني ذخيره هاي موجود با روند مصرف در دوره زماني چرخه هاي طبيعي آب تطبيق داده شود.
    امروز چالش خشکسالي در کشور از به هم خوردن تعادل عرضه و تقاضا ناشي شده است. نوسان عامل بارندگي در منطقه ما پديده جديدي نيست که همه انگشت اتهام را به سوي آن نشانه رفته اند؛ کم وزياد شدن بارندگي در عرض هاي جغرافيايي که ما در آن قرار گرفته ايم عادي است و اينجاست که وظيفه مهم بخش مديريت بودجه آب کشور مشخص مي شود. اين وظيفه که در ذات خود بسيار سنگين و دشوار است به وسيله برخي از اين عزيزان سهل و ممتنع فرض مي شود و رويدادهاي اخير نشان مي دهد که در گذشته عملاً مديريتي در کار نبوده و نوعي آسودگي خيال بر مديريت آنها حاکم بوده است. ماهيت بودجه آب و مديريت آن در منطقه، پويا و ديناميک است. واضح است که مقياس هاي مديريتي براي امور مهم و حياتي معمولاً بر تراز بدترين سناريوها و احتمالات بنا مي شود. به طور مثال اگر ذخيره آب در يک کلانشهر فقط براي يک سال آبي کفايت مي کند مدير آب در منطقه، شروع آبگيري مجدد را در مهرماه قرار نمي دهد که بارش ها ي موثر مهر ماه در منطقه ما چندان مهم و قابل ملاحظه نيستند حتي برشرايط ميانگين شروع عادي بارندگي ها در آبان ماه هم تکيه نمي کند. بدترين سناريو آن است که شروع بارندگي در اواسط آذر اتفاق افتد و بايد اين مديران محترم فرض شان بر آن باشد که ذخيره آب مورد نظر نه تنها تابستان گرم شان را پوشش دهد، بلکه سه ماه پاييز را نيز کفاف دهد نه آنکه در شهريور ماه اعلام شود که مردم عزيز در جريان باشند که فقط براي يک ماه يا بدتر پانزده روز ديگر آب داريم و توصيه به رعايت شديد مصرف نمايند، بلکه اين انضباط در مصرف را بايد از فروردين ماه شروع کنند. اين آرامش و به قول عامه بي خيالي مديريت آب را مي رساند که در پاسخ به اين سوال که چرا در اين کشور با وجود اين همه سرمايه گذاري در ساخت سدها، کانال ها و تونل هاي انتقال، کمبود آب به معضلي ملي تبديل شده است براحتي انگشت اتهام را به سوي خشکسالي نشانه مي روند. مگر خشکسالي يکدفعه ايجاده شده است! ادبيات رسمي و مردمي ايران زمين پر است از تذکارها و لزوم توجه به خشکسالي؛ به قول شيخ سخن سعدي عليه الرحمه چنان خشکسالي شد اندر دمشق که ياران فراموش کردند عشق
     ويا:
    اگر باران به کوهستان نبارد
     به سالي دجله گردد خشک رودي
     پيشينيان ما ماهيت پوياي معادله بودجه آب را مي شناختند و اصولاً دوام تمدن ايران زمين به دليل مديريت صحيح آب از طرف آنان بوده است. ايجاد سکونتگاه هاي شکوفاي يزد و کرمان در حاشيه کويرهاي سوزان و شور ايران نمونه درخشان مديريت برتر پيشينيان در بحث بودجه آب بوده است و اين البته منحصر به نواحي بياباني و کويري نبوده است، بلکه اثرات اين مديريت فهيم و محتاط در زمينه آب را مي توان در شهرهاي زاگرس و شمال ايران مانند سنندج و تبريز نيز مشاهده کرد. بايد امروز مديران عزيز بخش آب کشور را مورد پرسش جدي قرار داد که چرا با توجه به اين سابقه درخشان تاريخي کشور، در بحث مديريت محتاطانه آب توجه ننمودند و آنچه امروز الگوي مصرف آب در کشور است يک الگوي برآمده از فرهنگ هايي است که اصولاً با کمبود آب مواجه نيستند.
    يک تصور غلط اين است که در کشور، هر چند بخش بسيار بزرگي از آب صرف بخش کشاورزي و بخش بسيار کمتري صرف شرب مي شود پس نبايد در زمينه کمبود آب شرب نگران بود چون در زمان ضرورت بسرعت مي توان آب بخش کشاورزي را به بخش شرب انتقال داد و ضرر و زيان ناشي از اين امر هم قابل ملاحظه نيست اما واقعيت آن است که اين انتقال ميسر نيست؛ تغيير الگوي مديريت صلب و صعبي که عزيزان وزارت نيرو براي تامين آب شرب شهرها و روستاها تاکنون داشته اند دشوار است. در زير ساخت ها با سامانه پيچيده شبکه هاي زير زميني لوله کشي و توزيع و پمپاژ و تصفيه آب مواجهيم ، از نظر فرهنگي هم با رسوب الگوهاي رفتاري در مردم نسبت به مصرف آب که براحتي نمي توان اصلاح کرد. مي گويند که انسان معمولاً در شرايط سخت گرفتاري به راه هاي فرعي بيشتر فکر مي کند تا راه هاي اصلي و حال بخشي از مديران به يکي از اين راه هاي فرعي توجه مي کنند يکي از اين راه هاي نسبتاً موجه آن است که گفته شود حالاکه چيزي نشده است مشکل کم آبي در کشور ما چيزي نيست! با فناوري جديد بارورسازي ابرها براي تان آب استحصال مي کنيم. جو عمومي حالامتاسفانه اعتماد به بي مرز بودن توان فناوري و پيشرفت هاي علمي در حل مسائل است.
     در اين شرايط بايد محافل علمي و ذيصلاح افراد تصميم گير را هوشيار کنند که عرصه آب و هوا جزو عرصه هايي است که انسان داراي محدوديت اعمال اراده است. توان شناخت انسان نامحدود است و ما امروز مي توانيم با اطمينان از شناخت نسبي سازوکار بسيار پيچيده جو زمين ادعا نماييم واز توان فناوري در شبيه سازي مجازي رفتار جو زمين در بازه هاي زماني معيني از آينده که به آن پيش بيني هوا مي گويند اما اين شناخت با اعمال اراده، متفاوت است با به طور مثال ما خورشيد و سياره مريخ را هم بخوبي مي شناسيم اما آيا توان اثر گذاري بر آنها را داريم؟! آب و هوا يعني اينکه حرکت جو زمين تحت تاثير نيروهايي ايجاد مي شود؛ نخست گرماي حاصل از تابش خورشيد است و ديگري چرخش زمين به دور خود. خوشبختانه انسان در دورنماي آينده هم نمي تواند روياي تاثير برخورشيد يا کاهش و افزايش سرعت زمين به دور خود را تصور کند. روياي تعديل آب و هوا يا همان weather modificationکه با تبليغات زياد در دنيا هياهو به راه انداخته اند در اصل تلاش انسان براي پاسخ دادن به کنجکاوي و آرزوي ديرينش در تاثير بر آب و هوا بود که براي آن رويا يعني افزايش و تغيير وضعيت، بارندگي جواب نداد اما اتفاقاً نتايج فرعي ديگري در زمينه شناخت بيشتر فيزيک ابر به بار آورد که اينجا مجال پرداختن به آن نيست اما تلاش انسان براي افزايش بارندگي که از دهه چهل قرن گذشته ميلادي شروع شده هنوز نسبت به شروع آن در هفتاد و پنج سال گذشته تحولي جدي نيافته و امروزه از طرف شرکت هاي اغلب امريکايي و جديداً روسي به نوعي تبليغات و بعضاً دام براي کسب درآمد در کشورهاي خشک منطقه مانند عربستان، ليبي، سوريه و اردن تبديل شده است اما ما نبايد در اين دام ها بيفتيم و مديران و دست اندرکاران حوزه آب نبايد اجازه دهند برخي با تبليغات و تئوري بافي در مديريت راهبردي آب کشور را با آدرس دهي غلط به بحث باروري ابرها بکشانند. آيا باروري ابرها که به ادعاي خود مجريان آن در صورت موفقيت بيشتر از 10 تا 15 درصد بارندگي را افزايش نمي دهد که در شرايط آب و هوايي بسياري از نواحي ايران به صرفه است؟! جالب است به اين نکته توجه شود که امروزه يکي از نتايج فناوري باروري ابر به صورت عکس آن در راه خنثي نمودن فعاليت ابر بهتر جواب داده است ؛ مشهور است روس ها و چيني ها در زمان مسابقات المپيک و جام جهاني فوتبال از روش خنثي سازي ابرها براي ممانعت از بارندگي و رعد و برق استفاده کرده اند اما زيان هاي ناشي از باروري ابرها در ايران زياد است. نخستين ضرر آن ايجاد يک ذهنيت غلط در مردم است که بالاخره خوب شد انسان همانند ساير مشکلات مساله کم آبي را با باروري ابر حل کرد، پس تغيير الگوي رفتاري مصرف آب ديگر ضرورتي ندارد و بعد منابع عظيمي از سرمايه هاي مملکت به جيب شرکت هاي مدعي خارجي که درپشت صحنه بحث باروري قرار دارند مي رود و در آخر آنکه خيال بخشي از مديريت درباره معضل کم آبي نيزبا توجه به اين گونه تبليغات و تلاش ها تا اندازه اي راحت مي شود، البته پيشنهاد آن نيست که فعاليت در زمينه باروري ابر را متوقف نمود کما اينکه در کشورهايي مانند امريکا ده ها شرکت وجود دارند که اعلام آمادگي مي کنند، بايد فعاليت بخش دولتي را در زمينه باروري ممنوع ومتوقف کرد اما به بخش خصوصي اجازه فعاليت داد. ويژگي بخش خصوصي ادامه فعاليت به شرط اثر بخشي است و بنابراين نمي گذارد موسسه اي در يک ناحيه کويري 25 سال بدون هيچگونه عملکردي بر سفره اعتبارات دولتي بي سروصدا به نام مرکز باروري ابر به فعاليت بپردازد و سپس با توجه به ماهيت هر پديده ديگري به هر کاري براي توجيه سابقه بي حاصل و نيز براي ادامه روند شادي بخش دريافت اعتبارات دولتي ادامه دهد و مردم و مسئولان را دلخوش به حل معضلي حياتي کند در مقام اثبات اينکه حاصل کار شما چه بوده داستان معروفي را به ذهن متبادر مي کند که زيدي ادعا کرد نقطه اي که ايستاده است مرکز جهان است و در پاسخ به اينکه دليلت بر اين ادعا چيست، گفت اگر باور نمي کنيد آن را گز کنيد. در حال حاضر همه مدل هاي پيش بيني رقومي بارشي را براي روز معيني با تعيين کمي ميزان تخميني پيش بيني مي نمايند و معمولاً سازمان هواشناسي کشور هم بسته به دامنه فعاليت قابل انتظار اعلام بارش مي کند حتي اطلاعيه و گاهي اخطاريه صادر مي کند. آن وقت آنها هم در اين شرايط عمليات باروري را انجام مي دهند و با تبليغات بارش را به خود نسبت مي دهند. تفکيک اين موضوع که سهم باروري با انجام آن همه هزينه و تبليغات چقدر است، گنگ بوده و بيشتر هواشناس ها قائل به نقشي براي باروري نيستند.
    دغدغه حل مسائل زيست محيطي و تبعات کاهش ذخاير آب حقيقتاً بايد به اولويت دولت ها به عنوان يک روال مديريتي مداوم تبديل شود؛ زنجيره اي از مسائل مانند خشک شدن درياچه ها و باتلاق ها، بحران طوفان هاي گردوخاک و خشک شدن جنگل ها و ده ها معضل ديگر در اين زمينه ها را بايد دولت با مشارکت فعالانه مردم مديريت کند. آنچه مسلم است توان دولت براي حل اين گونه معضلات با توجه به همکاري آحاد مردم زياد است.
    اما در حال حاضر اين توان بين سازمان ها و دستگاه هاي اجرايي مختلف دچار پراکندگي شده است. به نظر مي رسد ادغام تمامي دستگاه هاي ذيربط زيست محيطي، منابع طبيعي و مديريت آب کشور و يکپارچه کردن همه تلاش ها و ايجاد مديريت يکدست تنها افق روشن براي حل اين بحران هاست. در حال حاضر بسياري از سازمان هاي دولتي به همديگر بسان رقيب نگريسته و بعضاً بخشي نگري در آنها حاکم است و البته تنها راه حلي که دنبال مي شود درخواست پول و اعتبار براي حل معضلات است و متاسفانه پول هاي زيادي مبادله و هزينه مي شود اما مشکلات هم به جاي کاهش افزايش مي يابد.
     
    * مدير کل هواشناسي استان کردستان
    
    
     


 روزنامه ايران، شماره 5891 به تاريخ 24/12/93، صفحه 16 (جامعه) 

 
 
 
 
+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 8:12 |

 

تاريخ خبر: شنبه 9 بهمن 1393- 9 جمادي الاول 1436ـ 28 فوريه 2015ـ شماره 26104

بررسي دلايل ماندگاري معضل ريزگردها در برخي از مناطق كشور
حل معضل ريزگردها نيازمند همكاري‌هاي بين‌المللي
 
زمستان امسال درخيلي از شهرهاي جنوب و جنوب غرب كشورمان، نه رنگ آسمانش سفيد بود و نه رنگ زمينش. دانه‌هاي درشت و قهوه‌اي رنگ گردو غبار، سينه و چشم‌ها را بلعيد و بار ديگردود غفلت و کوتاهي‌هاي گذشته در برابر اين پديده، به چشم ساکنان شهرهايي رفت که نجيبانه چشم به اقدامات و برنامه‌هاي بالادستي‌هايي دوخته‌اند که در شرايط فعلي ظاهراً به جز توزيع ماسک، كار چنداني از دستشان بر نمي‌آيد! 

زمستان امسال، ميزان ريزگردها در سوسنگرد به هشت ونيم برابر حد مجاز رسيد و هواي اهواز، انديمشک، بهبهان، بستان، آبادان، ماهشهر و اميديه دراکثر روزها با رنگ زمين، يکي شد.‏

استان فارس نيز به دليل همجواري با خوزستان و بروز خشکسالي‌هاي مستمر 10 سال گذشته،داشتن 29 کانون فرسايش بادي حساس و 9 کانون بحراني و نيز تالاب‌ها و درياچه‌هاي خشک شده و نيزارها و دشت‌هاي وسيعي که به دليل کمبود آب زير کشت نرفته‌اند و يا پوشش‌هاي گياهي و طبيعي ندارند، ميزبان مستعدي براي ريزگردها شده است.‏

‏ علاوه بر آن، بيابان‌هاي کشورهاي واقع در شمال غرب، غرب و جنوب ايران مانند تركيه، عراق و عربستان، اين قضيه را تشديد کرده و اين در حالي است که در سال‌هاي گذشته با هماهنگي دولت‌هاي همسايه و ايران و امضاي تفاهم‌نامه‌هايي در زمينه کاشت درختان مستعد در اراضي بياباني و افزايش پوشش‌هاي گياهي در مناطق كويري، پديده ريزگردها را تا حدي مهار مي‌کردند‎.‎‏ اما در حال حاضر به دليل مشكلات تأمين منابع کافي مالي براي مهار اين پديده و نبود برنامه‌اي جامع در سال‌هاي اخير و نيز برخي سوء مديريت‌ها، پديده ريزگردها به بحراني ملي تبديل شده است و خدا مي‌داند چند سفر، چند برنامه و چند مقاله و سمينار و کنفرانس و سخنراني، مانده در راه است تا گام‌هاي علمي و عملي در راه حل بحران ريزگردها از سوي مسؤولان برداشته شود و گمان سياسي بودن و جناحي بودن را از اعتراض‌ها و سرفه‌هاي مردم اين مناطق برگيرند!‏

منشاء خارجي ريزگردها

اسحاق جهانگيري - معاون اول رئيس‎جمهوري گفته است: کشور ما درحال حاضر با چالش‌هاي زيست‎محيطي مثل خشکسالي، آلودگي هوا و پديده‌ ريزگردها مواجه است و امروز سراسر ايران با کم آبي روبروبرست و تالاب‌ها در حال خشک شدن است. ريزگردها تعدادي از شهرهاي کشور بخصوص اهواز را که قطب مهم اقتصاد و صنعت کشورمان است، در بر گرفته است. اين پديده يک روزه در ايران ايجاد نشده و منشاء اصلي آن هم در ساير کشورهاست. من در سفر به عراق درباره‌ پديده ريزگردها با مسؤولان اين کشور گفت‎وگو کردم. آنها هم به‎شدت درگير اين پديده‌اند، اما مدعي هستند ريزگردها از سوريه و عربستان وارد عراق مي‌شود. ما بايد برنامه‌ جامعي براي مقابله با اين پديده پيدا کنيم و دولت هم به دنبال برنامه‌هاي نمايشي يا فريب مردم نيست، بلکه به دنبال برخورد اساسي و با برنامه با اين مشکلات است. همه دلسوزان کشور بايد کمک کنند تا کارها ريشه‌اي دنبال شود، چرا كه استفاده سياسي و جناحي از پديده‌هاي زيست‌محيطي مثل ريزگردها صحيح نيست‏‎.

‎وي مي‌افزايد: هيچ دولتي به‎تنهايي نمي‌تواندخطرهاي خشکسالي، بي‌آبي، ريزگردها، آلودگي هوا و نابودي جنگل‏‎ها را رفع کند. و براي حل اين مشكلات همه ملت ما بايد به صحنه بيايند. اکنون خوشبختانه در زمينه محيط زيست نهادهاي مدني خوبي شکل گرفته و در اين دولت تقويت شده است. نهادهاي مدني بايد فرياد ملت براي حفاظت از محيط زيست باشند. ما خوشحاليم که اين نهادها در صحنه باشند و اگر دولت به خطا رفت، آن‌ها هشدار بدهند وحتي اگر لازم باشد ما از اين نهادها حمايت‌هاي لازم را خواهيم کرد. ما اکنون بايد اقدام‌هاي مشترک داشته باشيم و به کمک هم، بر مشکلات فائق آييم.

معصومه ابتکار- رئيس سازمان حفاظت محيط زيست هم گفته است: سازمان حفاظت محيط زيست در سال‌هاي گذشته خيلي ضعيف نگه داشته شده است و هرچه دولت در دوره‌هاي نهم و دهم متورم‌تر شده، سازمان هم ضعيف‌تر شده است! يعني بي توجهي عمدي در طول اين سال‌ها نسبت به سازمان حفاظت محيط زيست اتفاق افتاده و هم كارشناسان و هم تجهيزات آن، به استهلاک رفته است

وي مي‌افزايد: من با بيش از 200 نماينده مجلس در يک سال و نيم، ملاقات‌هاي اختصاصي و جمعي داشته ام. جلساتي با نمايندگان استان‌ها، فراکسيون‌هاي محيط زيست، کشاورزي، بهداشت، انرژي و اصل90 داشته‌ام و مشکلات محيط زيست را در صحن علني مجلس بيان كرده‌ام.‏

اما گروهي از نمايندگان مجلس نسبت به دولت زاويه سياسي دارند و هر جايي که راهي براي آن باز بشود، نسبت به دولت کم لطفي خود را نشان مي‌دهند. و دولت هم سعي دارد با اين مسأله با تعامل پيش برود، چون مي‌خواهد مشکلات کشور را حل کند و قصد ندارد وارد يک تنش سياسي در مجلس شود. ‏

ابتکار به صراحت همچنين مي‌گويد: خيلي از اعضاي دولت دکتر روحاني، در کنار هويت و مسئوليت‌هاي اجرايي، هويت سياسي هم دارند. من هم يک هويت سياسي دارم، ولي تلاشم اين است که به هيچ عنوان با آن «سياسي کاري» نکنم و اعتقاد دارم نهادهاي مدني مي‌توانند نقش بسيار کليدي در بالندگي و رشد اجتماعي کشور ايفا کنند‎.‎

ريزگرد در سياهه بلاياي طبيعي!‏

‎ ‎محمد طالب حيدري ـ مديرکل هواشناسي استان کردستان در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات درباره معضل ملي ريزگردها اظهار مي‌دارد: متأسفانه ابهام در شناخت اين معضل، حل آن را دشوار و مسؤولان را دچار سردرگمي و انفعال کرده است.‏

‏ به نظر وي برخي از کارشناسان و مسؤولان سرگرم انجام وظايف روزمره خود هستند و توفان‌هاي گردوخاک را به تازگي در سياهه بلاياي طبيعي کشور درج کرده‌اند و گويي بعد از هر بار مشاهده، فقط دعا مي‌کنند که بحران ريزگردها حقيقت نداشته‎ ‎باشد و ديگر بروز نكند. در اين رهگذر، تني چند از تحليلگران غير مرتبط نيز در رسانه‌هاي خبري گروهي با موقت خواندن اين نوع پديده‌ها، عملاً اراده دولت را در مقابله با اين پديده سست مي‌کنند و برخي دستگاه‌ها، مؤسسات و شرکت‌هايي که بروز پديده ريزگردها را به فرصتي براي جذب اعتبارات دولتي براي خود تبديل کرده اند، با ارائه گزارش‌هاي غير شفاف و راه حل‌هاي غير مرتبط، تلاش‌هاي دولت را تا کنون به انحراف برده اند. به طوري که بعد از سال‌ها از شروع اين پديده منحوس، هنوز شاهد هيچ اقدام عملي مؤثر و اساسي در برخورد با پديده ريزگردها نيستيم و البته درختکاري، نصب دستگاه‌هايي براي پخش امواجي که قادر به پراکنده کردن گردوخاک باشند، شروع اقدامات عملي در عراق و انجام ده‌ها همايش و سفرهاي خارجي همچون خود گرد و غبارها، همچنان بر جاي خود باقي مانده است!‏

سابقه توفان‌هاي گردوخاک 

مديرکل هواشناسي استان کردستان، از سابقه توفان‌هاي گردوخاک در نيمه غربي کشور چنين مي‌گويد: ديده بان‌هاي هواشناسي در غرب و جنوب غرب کشور از شروع دهه 80 گاهي با حالاتي از افزايش گردوخاک مواجه شدند که بي سابقه بود، به نحوي كه به دليل افزايش گردوغبار، آسمان ديده نمي‌شد و ديد افقي به کمتر از 1000متر و حتي تا 50 متر هم کاهش مي‌يافت؛ شرايطي که که افق‌ها گم مي‌شد و در آن‎ ‎طرف، خيابان‌ها و جاده‌ها وتشخيص اجسام، مشکل بود.‏‎ ‎

‏ حيدري ادامه مي‌دهد: پديده‌اي که در آن طعم و بوي خاک را مي‌شد حس کرد و سوزش گلو و چشم، از علائم اوليه آن بود. بعد از هر توفان در غرب و جنوب غرب کشور، اميدوار بوديم که بار ديگر آن را نبينيم و وضعيت به حالت عادي برگردد. اوايل بسامد بروز اين پديده در سال‌هاي نخست دهه هشتاد، يکي دوبار در سال و بيشتر در استان خوزستان بود و از سال 1384 بروز بحراني اين پديده موجب آزار و اذيت مردم ساکن در بيشتر نواحي غربي کشور به ويژه در فصل بهار شد و کم کم هواي پاک در بخشي از سال از شهرهاي قصرشيرين، سرپل ذهاب، سومار، مريوان، بانه، آبادان و اهواز، مهران و دهلران و سپس ايلام، کرمانشاه و سنندج هم رخت بر بست. 

منشأ توفان‌هاي گردوخاک

از نظر حرفه اي، هواشناسان اولين گروهي بودند که مي‌توانستند توفان‌هاي گردوخاک را از منشأ آن بر روي نقشه‌هاي وضع هوا ردگيري کنند. بر اين اساس، هواشناسي‌هاي استان‌هاي غرب کشور اعلام کرد كه بر اساس مجموعه‌اي از شواهد و نقشه‌هاي وضع هوا، سمت وزش باد و تعقيب مسير گردوغبار و مهم‌تر از همه، تصاوير ماهواره‌اي‎ ‎ويژه غبار، منشأ توفان‌هاي گردوخاک، عمدتاً نيمه‌غربي کشور عراق است‎.‎

فوران غبار در مقياس صدها کيلومتر و به ارتفاع 3 تا 5 هزار متر بلافاصله در تصاوير ماهواره‌اي خود را نشان داده است و حرکت آن‌ها به سمت غرب هم نهايتاً ورود به استان‌هاي کردستان، کرمانشاه، ايلام و يا خوزستان مانند يک فيلم مستند قابل مشاهده است، ولي بسيار تعجب آور شد که در اين موضوع شفاف، آن همه اگر و اما به ميان آمد و اين همه سهميه‌بندي نقش داخل و خارج در ايجاد پديده ريزگردها مطرح شد. 

مديرکل هواشناسي استان کردستان، با بيان اين مطالب، مي‌افزايد:اين توده‌هاي توفاني که از يکي از نواحي مرکزي و يا غربي عراق به راه مي‌افتند، مسلم است که در مسير خود گردوخاک را به حجم خود اضافه مي‌کنند، اما بدون آن غبار عراقي که هسته اصلي توفان را شکل مي‌دهد، اين گردوخاک‌هاي مسير، به بحران منجر نمي‌شود. از ديگر سو، بخش کمي از اين غبار از خاک سوريه، اردن و شمال عربستان بر مي‌خيزد، ولي بدنه اصلي و موذي غبار همان گردوخاک نواحي مرکزي عراق است و چون عراق نزديک كشور ما است، توده توفاني گردوخاک در نيمه غربي ايران هنوز اوج نگرفته، در سطح زندگي مردم و برروي زمين منطقه ظاهر مي‌شود و غبارهاي دورتري که از شمال آفريقا و يا مصر و اردن و عربستان به ايران ورود مي‌کنند، در سطح فوقاني تري ظاهر مي‌شوند. در اين شرايط، آسمان رنگ آبي خود را از دست مي‌دهد و کاملاً شيري رنگ مي‌شود، اما در سطح زمين وجود غبار به صورت آزار دهنده ظاهر نمي‌شود‎. ‎

دليل بروز توفان‌هاي گرد و خاک

تخريب زيست بوم عراق به ويژه در عراق مرکزي از يک زيست بوم مرطوب و باتلاقي به يک زيست بوم خشک، مهار حدود 250 ميليارد متر مکعب از آب رودخانه‌هاي دجله و فرات، ايجاد کانالي سراسري از مرکز به جنوب عراق براي خشکاندن باتلاق‌هاي جنوب عراق، جنگ و ناامني و طبيعتاً رها شدن زمين‌هاي زراعي مرکزي عراق و خشک و بايرشدن زمين‌هاي حاصلخيز مردابي،از دلايل عمده بروز توفان‌هاي گردو خاک بوده است.‏

حيدري ادامه مي‌دهد: ملاحظه مي‌کنيد که بحث خشکسالي را به عنوان عامل ذکر نمي‌کنم، زيرا خشکسالي يک پديده عادي است و ميزان بارندگي‌هاي سالانه در شهرهاي مرکزي عراق در شرايط عادي هم قابل ملاحظه نيست و نيز آب عراق از رودخانه‌هاي دجله و فرات تأمين مي‌شود و نه از طريق بارندگي‌ها در آن كشور.‏

‏ بنابراين، بحث مهار رودخانه فرات در ايجاد گردوخاک مهم‌ترين مسأله است، به طوري که مهار سيلاب‌هاي بهاره فرات عملا مانع تغذيه تالاب‌هاي مشهور بين النهرين شد که به دليل خشک شدن بستر آنها، اقيانوسي از خاک نرم رسوبي به عمق صدها متر خوراک لازم براي توفان‌هاي گرد و خاک را فراهم آورد و راه تنفس را بر مردمان ساکن در غرب و جنوب غرب کشور ايران بست.

لازم به ذکر است که خشک شدن سرزمين عراق نه تنها سبب ايجاد مراکز گرد و خاک شده است، بلکه بر بارش زمستانه و بهاري غرب کشور ما هم تأثير منفي گذاشته است، زيرا به دليل خشک شدن عرصه‌هاي وسيعي که قبلاً مرطوب بودند، بادهاي عبوري از عراق برروي نيمه غربي کشور به جاي رطوبت، هواي خشک و مملو از گردوخاک را حمل و منتقل مي‌کنند. همچنين اوج بحران‌هاي خيزش گردوخاک در نيمه دوم ارديبهشت، خرداد و تير ماه، خواهد بود.

راه چاره چيست؟‏

مديرکل هواشناسي استان کردستان مي‌گويد: هنوز ماجراي افتتاح دستگاه‌هايي با عنوان «پخش يوني براي مهار گردوخاک با روش پخش امواج الکترومغناطيس با هدف پراکنده کردن غبار» از سوي سازمان محيط زيست کشور، در يادها باقي است. چرا کسي از مسئولان سازمان محيط زيست توضيح نمي‌دهد که نتيجه آن هزينه‌ها و نصب آن دستگاه‌ها که در همان زمان هم با تعجب و شگفتي و سؤال مواجه بود، به کجا انجاميده است؟ راه حل پخش مالچ هم گاهي اين شائبه را به ذهن متبادر مي‌کند که پيشنهاد دهنده داراي درک عملي از اين عرصه نيست، چون راه حل مالچ‌پاشي براي عرصه‌هاي محدودي مانند يک استاديوم ورزشي و يا فرودگاه و حداکثر اطراف يک شهر پيشنهاد مي‌شود، نه ده‌ها هزار کيلومتر مربع زمين‏‎ ‎‏!‏

از ديگر سو، با توجه به ماهيت بين المللي پديده گردو غبار و در گيربودن دولت‌هاي اقليمي منطقه به ويژه ترکيه، سوريه، عراق، اردن، عربستان و ايران با آن، به نظر مي‌رسد که قضيه را بايد به محافل بين المللي برد تا بر اساس معاهدات موجود، اين دولت‌ها ناچار به همکاري براي برگرداندن حالت طبيعي به اراضي منطقه شوند. همچنين بايد اين نکته را ياد آور شد که کل منطقه يک زيست بوم واحد است و لازمه حفظ آن، همکاري همه دولت‌هاي منطقه در اين مورد است. ‏

حيدري تأکيد مي‌کند: نبايد براي حل معضل ريزگردها، روش گذشته وعده دادن حل سريع معضل به مردم را تکرار کرد. بايد واقعيات را به طور شفاف براي مردم توضيح داد. اين مشکلي است که شروع آن از مصرف حريصانه آب از دهه نود ميلادي کليد خورده است و راه حل فوري و ميانبري ندارد. به نظر مي‌رسد که عجالتاً در داخل کشور بايد چشمه‌هاي محدود ايجاد غبار را خشکاند. گفته مي‌شود که مراکزي در خوزستان در ايجاد گرد و خاک‌هاي اخير اين استان نقش داشته‌اند، هر چند تصاوير ماهواره‌اي آن را تأييد نمي‌کنند. اما در دسترس بودن منطقه، اثبات آن را ساده کرده است. ‏

از ديگر اقدامات لازم، راهکارهاي بهداشتي است که خوشبختانه اين روزها اخبار نسبتاً دلگرم کننده‌اي از وزارت بهداشت و درمان و دانشگاه‌هاي علوم پزشکي در اين زمينه پخش مي‌شود. با اين حساب، مجموعه‌اي از اقدامات پيگير مي‌تواند در يک چشم انداز 10ساله به کنترل اين توفان‌ها منجر شود.‏

وي اين نکته را نيز يادآورمي شود که بروز فوراني گردو غبار کاملاً تابع شرايط جوي است و جريان غالب جوي از غرب به شرق است و آسيب پذيرترين کشور در منطقه از نظر نفوذ گردوخاک نيز متاسفانه کشور ما است‎.‎

بنابراين بايد دولت مجاب شود که با فاجعه‌اي ملي مواجه شده است و بايد بپذيرد که حل اين معضل صرفاً از عهده دستگاه‌هاي اجرايي مانند سازمان محيط زيست و يا منابع طبيعي خارج است. مهم‌ترين اطلاعات شناختي نيز نزد سازمان هواشناسي است. پيشنهاد مي‌شود کميته‌اي ويژه با اختيارات کافي در سطح ملي تشکيل و ابعاد اين مسئله و راه حل‌هاي کوتاه مدت و بلند مدت بررسي و در مورد آنها سياست گذاري شود. ‏

حيدري همچنين مي‌گويد: متأسفانه برخي محافل بيشتر در صدد درست کردن کلاهي از نمد پديده ريزگردها براي خود هستند تا کمک به دولت براي حل اين بحران! چراکه بلافاصله کمبود اعتبار و لزوم اختصاص اعتبارات کلان را درخواست مي‌کنند كه بسياري از اين اعتبارات نيز صرف خريد دستگاه‌هاي دقيق اندازه گيري ميزان گرد و غبار مي‌شود، حال آن که با امکانات فعلي هم مي‌توان شناخت کافي از ابعاد اين فاجعه را به دست آورد. همچنين اقدامات عجولانه‌اي مانند درختکاري و يا مالچ پاشي‌هاي محدود داخلي، مانع ادامه بحران نمي‌شود و اين راه حل‌هاي انفعالي که پيش پاي دولت قرار مي‌گيرد، به حل موضوع كمك نمي‌کند.

وجيهه تيموري‎ ‎

codex24x

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 11:45 |
 

روزنامه اطلاعات 

تاريخ خبر: يكشنبه 5 بهمن 1393- 4 ربيع الثاني 1436ـ 25 ژانويه 2015ـ شماره 25076

بارورسازي ابرها از ادعا تا واقعيت

 

آرزو‌هاي بشر نامحدود است، گستره زمين و آسمان را در برمي گيرد و هر اقدامي را براي تحقق آن‌ها انجام مي‌دهد و چه بسا، مبناي بسياري از دستاوردها و پيشرفت‌هاي بشري، همين آرزوهايش بوده است.

دستاوردهاي علمي و فني چند دهه اخير، سبب جان گرفتن بسياري از آرزوها شده است، اما بايد دانست که برخي از آرزوهاي بشر ممکن است هيچگاه تحقق نيابد. به طور مثال برآوردن آرزوي تغيير سرعت حرکت زمين به دور خورشيد و يا زمين به دور خودش، ممکن نيست! بنابراين بايد پذيرفت که توانايي بشر در بازه‌اي دچار محدوديت مي‌شود.‏

‏ جو زمين هم جزو مواردي است که توانايي بشر در کنترل حرکت و سازوکارهاي کلان آن، محدود است. دستاورد عظيم انسان در قرن بيستم، شناخت قانونمندهاي حرکت جو زمين بوده است که بر پايه اين شناخت، فعلا مي‌توان حرکت زمين را در 7 تا 10روز آينده شبيه‌سازي و پيش بيني کرد.‏يکي ديگر از اين دستاوردها، امکان دخالت در دماي هوا و تعديل آب و هوا و استفاده از فناوري بارورسازي ابرها با هدف بالابردن ميزان بارش‌ها است که از ديدگاه برخي کارشناسان نبايد آن را براي هر اقليم و دمايي به کار برد و از ديدگاه برخي ديگر، روش مناسبي براي سرمايه گذاري و اجرا در بسياري مناطق و از جمله ايران است.‏

با اين حال، بحران آب و کمي بارش در بسياري از مناطق ايران، آن قدر اهميت دارد که لازم است دلايل اين دو ديدگاه، بارها مورد بررسي و داوري قرار گيرد.

بارورسازي ابرها

بارورسازي ابرها روشي جديد براي تأثيرگذاري بر روي ابرهاي طبيعي است که در آن با استفاده از مواد شيميايي ـ آب بيشتري از ابرها به شکل باران يا برف گرفته مي‌شود.‏

‏ در همين راستا، تعديل آب و هوا ازآن دسته تلاش‌هاي بشر براي ايجاد تغييرهاي کوتاه‌مدت آب و هواي طبيعي است که در بيشتر مناطق دنيا به‌منظور افزايش بارش از ابرها، کاهش اثرات منفي «توفان‌هاي تندري»، کاهش بارش تگرگ در «طوفان‌هاي تگرگي» و از ميان ‌بردن مه در فرودگاه‌هاي پرترافيک و بزرگراه‌ها يا افزايش سطح آب رودخانه‌ها و درياچه‌هاي مورد استفاده براي آشاميدن، کشاورزي و توليد نيروي برق‌آبي انجام مي‌شود. براي مثال در اندونزي هدف از باروري ابرها، افزايش ذخيره آب مخازن براي استفاده در سال‌هاي خشکسالي، در استراليا استحصال برف بيشتر و توسعه صنعت گردشگري در ارتفاعات برفي و در چين، علاوه بر افزايش بارش، گاهي براي کاهش دماي تابستان و در نتيجه کاهش مصرف برق براي تهويه مطبوع است. اما از ميان تمامي کاربردهاي تعديل آب و هوا، بيشتر پروژه‌هاي عملياتي بر افزايش بارش برف و باران متمرکز است. ‏

تأثير بارورسازي ابرها براي اولين‌بار در تاريخ 12 ژولاي 1946 (حدود 69 سال پيش) در آزمايشگاه تحقيقاتي شرکت جنرال الکتريک آمريکا مشاهده شد و به دنبال آن در تاريخ 13 نوامبر 1946همزمان با اين تحقيقات، دکتر لانگمويرـ برنده جايزه نوبل، تا زمان مرگش در سال 1957 ميلادي، بر روي گسترش اين فناوري به‌منظور حصول آب بيشتر از آسمان براي تبديل مناطق مستعد خشک و بي‌حاصل جنوب‌غربي ايالات متحده آمريکا به مراتع سرسبز و زمين‌هاي کشاورزي، تلاش‌هاي بسياري انجام داد. «سازمان تحقيقات صنعتي و علمي استراليا» نيز در فوريه 1947 پس از اجراي عمليات باروري ابرها گزارش کرد اولين‌ باران ساخته دست بشر، از آسمان باريده است. در آنسوي ديگر در شرق اروپا، فناوري افزايش بارندگي در روسيه ابداع شد که هم در آنجا و هم در ديگر کشورها از قبيل کوبا، سوريه و ايران مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر آن، فناوري ديگري براي جلوگيري يا کاهش قابل ملاحظه بارندگي به منظور ايجاد مصنوعي شرايط آب و هوايي مناسب در شهرهاي بزرگ از قبيل مسکو، سن پطرزبورگ، تاشکند، آستانه و کازان ابداع شده است که در زمان برگزاري جشن‌هاي مردمي و رويدادهاي مهم اجتماعي و ورزشي استفاده مي‌شود.‏

امواج هوا را نمي‌بينيم

محمد طالب حيدري ـ مديرکل هواشناسي استان کردستان، از جمله کارشناساني است که طرح باروري ابرها را براي هر منطقه و اقليمي، موفق نمي‌داند و ميان ادعاي علمي و واقعيت اجرايي آن، فاصله مي‌بيند. از نظر وي، سازوکار کلان حرکت جو خارج از کنترل انسان است پس در اين مورد به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي‌گويد: ‏

ـ ما حرکت آب و امواج آن را مي‌بينيم. جو زمين هم مانند حرکت آب در اقيانوس‌ها، مدام در حال حرکت است، اما قادر به ديدن امواج هوا نيستيم و آن را به صورت وزش باد و گرما و سرما احساس مي‌کنيم. گردش جو زمين، در مقياس‌ها و انواع مختلف و به دليل اعمال نيروهايي مانند تابش خورشيد است، اما حرکت چرخش زمين بر سيال جو صورت مي‌پذيرد و ميزان اثر گذاري انسان بر هرکدام از اين عوامل صفر است. بنابراين، رؤياي کنترل وزش باد و کنترل حرکت ابر و باز توزيع آن، خوشبختانه از توان انسان خارج است!‏

مديرکل هواشناسي استان کردستان، مي‌افزايد: انسان در طول دو قرن اخير دريافته است که عامل کنترل کننده اقليم، توزيع بلند مدت ميدان‌هاي فشار هوا، دما و رطوبت است و ديناميک پيچيده زمين چرخان در تعامل با انرژي عظيم دريافتي از خورشيد، به شکل گيري کمربندهاي ويژه رفتاري در جو زمين منجر شده است که به قول معروف کاريش نمي‌شود کرد!‏

رفتار جو در اين کمر بندها، سبب شکل گيري نوارهاي جغرافيايي وسيع جنگلي و يا کويرها و صحراهاي گسترده شده است که در ابتدا بايد اين کمربندها را کم و بيش ثابت فرض کرد، اما ديرين اقليم شناسان ثابت کرده‌اند که در طول عمر دراز زمين، اين تغييرات گسترده بوده است؛ اما نمي‌توان در زندگي چند نسل از انسان‌ها اين تغييرات را احساس کرد.‏

‏ بنابراين نيروهايي کلان و خارج از اراده و قدرت انسان، عامل توزيع بارندگي و گرمي و سردي هوا است و اقليم‌هاي مختلف و متنوع زمين را رقم زده است.وي تأکيد مي‌کند: شايد توضيح اين مسايل، در نظر اول زياد لازم نباشد، اما اين توضيحات براي کساني که فکر مي‌کنند علم و فناوري مي‌تواند مشکلات کلان آب و هوايي را حل کند، بسيار لازم است. ‏

توزيع بارندگي

در تقسيم بندي جهاني توزيع اقليم‌ها،گستره عظيم ايران در منطقه خشک قرار گرفته است. بارندگي ميانگين کشور ما بسيار کمتر از ميانگين بارش جهاني است و متأسفانه به جنگ اين تقدير براي افزايش بارندگي نيز نمي‌توان رفت! ‏

‏ حيدري با بيان اين جملات، مي‌گويد: بنابراين اولين قدم اساسي در خصوص مديريت توسعه پايدار، برگشتن به تجربيات پيشينيان اين مرز و و بوم است که در استحصال و استفاده از آب در دنياي قديم داراي تخصص والا و برتر بودند؛ در همان دوره‌ها قنوات و کاريزها در جاي جاي ايران نمونه استفاده مؤثر از آب بوده است؛ ولي با شروع ورود به زندگي جديد و مدرن، الگوهاي سنتي فراموش و الگوهاي غربي جانشين آن‌ها شدند. حال آن که الگوهاي غربي مربوط به شيوه زندگي مردماني است که با محدوديت آب و بارندگي مواجه نيستند و چه بسا وفور آب و نحوه کنترل آن، از گرفتاري‌هايشان است. ‏

وي مي‌افزايد: ويژگي ديگر اين کمربندي که در آن زندگي مي‌کنيم، نوسان زياد عوامل جوي است، به طوري که علاوه بردرگيري با پديده‌هاي خشکي وگرما، بارش‌هاي سيل آسا و سرماي شديد نيز داريم، اما روال عادي در اين منطقه، نقصان ميزان بارندگي سالانه نسبت به تبخير و تعرق بالقوه و نياز گياهان و درختان است، به طوري که در کل نواحي فلات به استثناي باريکه‌اي در سواحل خزر، تمامي محصولات زراعي به آبياري منظم نياز دارند.‏

بارورسازي ابرها در ايران

انسان گرفتار دست خشکسالي‌ها، از حدود 70 سال قبل با فناوري بارورسازي ابر، با پاشاندن ذرات يد و نقره و يا يخ خشک به داخل ابرها كوشيده است ابرها را بارور و وادار به بارش كند. حال آن که انسان براي افزايش بارندگي، هنوز به نتايج اقتصادي قابل اتکايي نرسيده است و اگرچه درطول 70 سال گذشته، تحولات فني درعرصه‌هاي ديگر اعجاب‌آور بوده است، اما در دهه دوم قرن بيست و يکم، هنوز براي باروري ابر از روش‌هاي دهه چهل قرن قبل استفاده مي‌شود. اين روش‌ها به ويژه در کمربند ذاتاً خشک جنب حاره عملاً به بن بست رسيده است و مي‌توان ثابت كرد که باروري ابرها به وسيله انسان، هيچ گاه نتوانسته است مشکل خشکسالي را حل کند.‏

مديرکل هواشناسي استان کردستان، در ادامه اين توضيحات مي‌افزايد: شرکت‌هاي تجاري بسياري در اين زمينه بازارگرمي مي‌کنند، اما واقعيت آن است که در 70 سال گذشته در اين زمينه تحول قابل ملاحظه‌اي اتفاق نيفتاده است و گزارش‌هاي موفق، ادعاي افزايش 10 تا 15 درصدي بارندگي را دارند که مثلا در جايي مانند يزد با 60 تا 70ميليمتر ميانگين بارش سالانه، اين افزايش 6 تا 10 ميليمتر ارزش عملي نزديک به هيچ دارد. البته نبايد انکار کرد که شناخت فيزيک ابرها و مکانيسم‌هاي باروري ابر بيشتر شده است و در برخي زمينه‌ها مانند فناوري پراکندن مه و يا کاهش شدت توفان‌هاي تندري، آزمايش‌ها و تجربه‌هاي موفقي ذکر مي‌شود.‏

وي همچنين، تصريح مي‌کند: اگر در زمينه ناکام بودن افزايش بارش با باروري مصنوعي در برخي از اقليم‌هاي نيمه مرطوب دنيا شک و ترديد وجود دارد، در گستره فلات ايران از نظر علمي قطعيت دارد. به دنبال چنين طرح‌هايي رفتن، عملاً بر باد دادن منابع مالي است و به همين دليل است که عليرغم بيش از دو دهه فعاليت مراکز باروري در استان‌هايي مانند يزد، کرمان، اصفهان و آذربايجان غربي، بازهم هيچ تغيير معني‌داري در بارندگي آن نواحي ايجاد نشده است. در واقع توليد و مصرف آب در اين نواحي بهتر که نشده هيچ، بسيار بدتر هم شده است و افزايش بارش‌هاي ادعايي، کاملا به وسيله سامانه‌هاي طبيعي در منطقه اتفاق افتاده است!‏

بارورسازي در اصفهان

ليلا اميني ـ کارشناس مسئول پيش‌بيني هواي اصفهان نيز از جمله منتقدان طرح باروري ابرها است و در اين باره به خبرنگاران گفته است: ادعاي توليد ابر از سوي برخي گروه‌ها جنبه تبليغاتي داشته است و واقعيت ندارد و هر نوع ابري را نيز نمي‌توان بارور كرد، چراكه اگر ابري به اشتباه بارور شود، عقيم شدن آن در ساير مناطق را به دنبال خواهد آورد. همچنين اين كار از لحاظ ورود مواد شيميايي به داخل آب و مقرون به صرفه نبودن، كاري غيرمنطقي است.‏‎ 

‎وي با بيان اينكه بارور كردن ابرها، به رادارهاي بسيار قوي و نيروهاي فوق‌العاده تخصصي نياز دارد، مي‌افزايد: ‌بارورسازي ابرها در كشور ما نه تنها مفيد نيست، بلكه مضر هم هست.‏‎ 

‎اين کارشناس مسئول پيش‌بيني هواي اصفهان با اشاره به اينكه متولي اصلي اين قضيه در كشور ما، مركز بارورسازي يزد است كه زير نظر وزارت نيرو كار مي‌كند، تصريح مي‌كند: بهترين پروژه‌هاي بارورسازي در جهان تاكنون بيشتر از 10 تا 15درصد جواب نداده است.‏‎ 

‎اميني با تاكيد بر اين كه بارورسازي ابرها در استان‌هايي مانند اصفهان و يزد جواب نخواهد داد، تأكيد مي‌كند:‌ اين كار از اولويت‌هاي استان اصفهان محسوب نمي‌شود، ولي به عنوان يك كار مطالعاتي و تحقيقاتي مورد توجه قرار گرفته و اين روش در شمال ايران به دليل رطوبت بالا، با درصد بهتري جواب داده است.‏

بارورسازي ابرها در يزد

محمدمهدي جواديان‌زاده ـ رئيس مرکز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها در استان يزد از جمله کارشناساني است که اجراي اين فناوري را موفق و ادامه دار مي‌داند و با اشاره به برنامه‌ريزي براي تحت پوشش قرار گرفتن 12 استان کشور در عمليات باروري ابرها طي سال آبي پيش رو، اظهار مي‌کند: اين مرکز در نظر دارد طي دوره‏‎‎اي 10 ساله تمامي نقاط مستعد کشور را تحت پوشش «باروري ابرها» قرار دهد‏‎.

‎جواديان‌زاده در گفتگو با خبرگزاري‌ها همچنين مي‌گويد: اين مرکز در نظر دارد در 2 برنامه پنج ساله در افق ميان مدت و بلندمدت کل مناطق مستعد کشور را به 2 شکل باروري هوايي و باروري از طريق ژنراتورهاي زميني تحت پوشش قرار دهد‎.

وي تأمين و تجهيز حداقل 3 فروند هواپيماي جديد، انجام مطالعات گسترده امکان سنجي باروري ابرها از طريق زمين و هوا، ايجاد آزمايشگاه فيزيک ابر و توسعه پوشش رادارهاي هواشناسي کشور را از نيازهاي اجراي اين برنامه 10 ساله مي‌خواند و يادآور مي‌شود: البته استان‏‏هايي که متقاضي اجراي باروري ابرها از طريق ژنراتورهاي زميني هستند، در اولويت قرار دارند و درحال انجام مطالعات امکان‌سنجي براي آنها و در رابطه با توسعه ناوگان هوايي، در حال امکان سنجي خريد يا اجاره هواپيما و تجهيز آن براي فعاليت‏‏هاي باروري ابرها هستيم‎.



‎اضافه شدن حجم بارش‎‎ها

‏ عليرغم اظهار نظر منتقدانه 2 کارشناس قبلي در خصوص تأثير نداشتن باروري ابر‌ها در جبران کم‌آبي مناطق خاص در ايران، جواديان‌زاده عمليات باروري ابرها در گذشته را موفق مي‌داند و مي‌گويد: بررسي‏‎‎ها و ارزيابي‎‎هاي سالانه نشان مي‎‎دهد که اجراي عمليات باروري ابرها در مناطق هدف در کشور، به طور متوسط باعث افزايش 15 درصدي بارش شده كه معادل افزايش حجم ساليانه يک ميليارد مترمکعب بارش در مناطق هدف بوده است‏‎.

‎وي همچنين خاطرنشان مي‌کند: سازمان جهاني هواشناسي‏‎(wmo)‎در سال 2007 ميلادي در بيانيه‌اي رسمي اعلام کرد که شواهد قابل توجهي وجود دارد که ريز ساختار ابرها مي‏‎‎تواند به وسيله مواد مناسب، تحت شرايط مناسب مورد تعديل قرار گيرد و اين بدان معني است که اگر تحت شرايط مساعد و با ابزار و امکانات مناسب اقدام به اجراي عمليات باروري ابرها کنيم، قطعاً مي‏‏توان موجبات افزايش بارش را فراهم کرد‎.

‎به گفته رئيس مرکز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها، اين مرکز در سال‏‏هاي گذشته تلاش کرده است تا با انجام مطالعات امکان‏‎‎سنجي بهترين نقاط را براي باروري ابرها شناسايي و با استفاده از تجهيزات باروري ابرها که روي دو فروند هواپيماي آنتونوف 26 نصب شده است، عمليات باروري ابرها را اجرا کند.‏



بارورسازي ابرها در مناطق مستعد خشکسالي

جواديان‌زاده با اشاره به بيانيه سال 2007 ميلادي سازمان جهاني هواشناسي مبني بر اين که تعديل آب و هوا بايد به عنوان بخشي از يک استراتژي يکپارچه مديريت منابع آب تلقي شود، نجات فوري از خشکسالي را به ويژه در مناطقي که ابري براي باريدن وجود ندارد، دشوار مي‌خواند و مي‌گويد: زماني باروري ابرها مي‏‏تواند براي جلوگيري از خشکسالي مفيد باشد که باروري در سال‏‏هاي متوالي در مناطق مستعد انجام شده باشد که در اين حالت منابع آب در سال‌هاي متوالي تقويت مي‌شوند و شدت خشکسالي کاهش مي‌يابد‎.

‎جواديان‌زاده معتقد است: بارور سازي ابرها در صورتي که به شکل استاندارد، با تجهيزات مناسب، در منطقه مناسب و به صورت مستمر انجام شود، قطعاً مفيد خواهد بود و از آنجا که بنا بر مطالعات انجام شده در سراسر دنيا و از جمله کشور ما اين روش استحصال آب از جمله ارزان‌ترين روش‌هاي استحصال آب است، مي‏‏توان اجراي عمليات باروري ابرها را در مناطقي که مستعد خشکسالي هستند، ضروري دانست‎.

وجود اختلاف نظرهاي کارشناسان مي‌توان گفت يکي از عمده مسائلي که پيش از هر اقدامي بايد به چالش و نقد گذاشته شود، درستي يا نادرستي هزينه کردن در اجراي طرح‌هايي مانند بارورسازي ابرها، برآورد ميزان راندمان آن‌ها و برطرف ساختن ترديد و اختلاف نظر ميان کارشناسان است تا در مراحل عملياتي کردن فناوري‌ها، احتمال خطا را کاهش دهند و از راه تجربه صرف به نتايج چنين طرح‌هايي در کشور نرسند، كه در اين صورت مي‌توان اميدوار بود كه اموال عمومي در بهترين و ضروري‌ترين جا، خرج شوند.‏

وجيهه تيموري

codex24x

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 9:32 |

مطلب زیر در نشریه سیروان 27 دی 1393 شماره  817  منتشر شده است .

اهریمن خشکسالی و  آسیب پذیری   جدی اقتصاد کردستان از آن

   بررسی تغییرات بارندگی بلند مدت ایستگاههای هواشناسی سنندج و سقز نگران کننده بوده که هرچند هدف این نوشتار ایجاد نگرانی نیست اما هدف آنست که القای این حس  به ضرورت ایجاد مدیریتی جدی تر و هوشمندانه تر برای خشکسالی بیانجامد . مسئله بسیار ساده است  اقتصاد بومی ما در استانهای غربی کشور بسیار وابسته به باران است . رویش های طبیعی شامل مراتع و جنگل ها به حداقلی از بارش نیاز دارند. مزارع وسیع دیم گندم ،جو و حبوبات نیز به هکذا اقتصاد قابل ملاحظه دامداری سنتی و متکی به چراگاهها نیز به کیفیت مراتع و لذا به بارش نیاز دارد همچنین بخش رو به رشد و شکوفای شیلات و پرورش ماهی اما منطقه غرب کشور در 15 سال اخیر از سال 1378 تا امسال   وارد یک دوره خشکسالی شده است که هنوز از آن خارج نشده است و این در حالی است که طول دوره های خشکسالی از زمان اندازه گیریهای هواشناسی در 50 - 60 سال اخیر معمولاً 2 تا 4 سال بوده است و هیچگاه دوره ای چنین طولانی در منطقه مشاهده نشده است در 15 سال اخیر سال زراعی 87-1386 شاخص بوده و دارای کمترین بارش دوره زمانی شناخته شده بارندگی غرب کشور شد. سال زراعی 87-1386 سالی بود که فی الواقع در بسیاری از نواحی حداقل بارش برای ادامه سامانه های طبیعی  تأمین نشد و اثر این خشکسالی عمیق  با اثرات ترکیبی خشکسالی های نسبی چند سال قبل از آن و سپس کم وبیش ادامه خشکسالی درسالهای بعد از 1387 امروزه بطور کیفی در خشک شدن بدنه بزرگ دریاچه اورمیه و بسیاری از تالاب های حوضه های آبریز زاگرس خود را نشان داده است . کاهش تنوع زیستی منطقه و همچنین شیوع آفت های جنگلی را نیز باید از تبعات خشکسالی دانست . علاوه بر خشکسالی آهنگ رشد بی رویه زراعت ها ی آبدوست مزید بر علت شده و طبیعت بیمار را به احتضار انداخت . باید توضیح داد که بارندگی در استان ما دارای نوسان زیادی می باشد که همین نوسان آستانه تحمل را هم در مردم و هم در حیات طبیعی منطقه نسبت به بسیاری از نقاط دیگر افزایش داده است . بطور مثال بر اساس  آمار بلند مدت 52 ساله سنندج  از   1340   تا امسال  بیشترین بارش   مربوط بوده است به سال زراعی 48-1347 با 833 میلیمتر و کمترین بارش نیز در سال زراعی 87-1386 با 171میلیمتر اتفاق افتاد.  میانگین بارندگی در سنندج در طول این دوره زمانی 444 میلیمتر بوده است. ملاحظه میگردد که نوسان بارندگی سالانه از 389 میلیمتر   میزان بارش بیشتر از میانگین تا 273 میلیمتر  بارش کمتر از میانگین ثبت شده است .

 خشک شدن خاک عراق   علت مهم کاهش بارش در غرب ایران

در جو زمین شرط لازم برای بارش بطور خلاصه ایجاد سازوکاری دینامیکی برای صعود هوا و وجود رطوبت کافی می باشد . منابع رطوبتی بارش غرب ایران عمدتا عبارتند از جریان های گرم و مرطوب برآمده از اقیانوس هند و دریای سرخ و مدیترانه و رطوبت محتوی در خاک منطقه 

  بطور معمول  در طول فصل بارندگی ماحصل سامانه های جوی فعال   بارشی 700 تا 1000 میلیمتری در نوار جنگلی غرب و 500 تا 700 میلیمتری در حاشیه نوار جنگلی  است که شبکه رودخانه های غرب و جنوبغرب کشور را تغذیه مینماید  .  اما در 15 سال اخیر این روند دچار وقفه گشته و تواتر این سامانه ها کاهش یافته است   . غیبت اینگونه سامانه ها بویژه در فصل زمستان و  بهار سبب کاهش بارندگی ها شده است . البته سامانه های جوی  مانند سابق به منطقه ما نفوذ می نمایند اما فاقد میزان کافی رطوبت برای شکل گیری ابر و بارش می باشند . علت های زیادی ذکر میگردد اینجانب معتقدم علت کاهش بارندگی های زمستانه و  بهاره که اتفاقا بارش های حداکثر سالانه هم جزو آنست  دگردیسی و تغییر   محیطی دشت های عراق از گستره های باتلاقی و مرطوب به دشت های خشک است . قبل از دهه 90 میلادی دشت های مرکزی و جنوبی عراق   در معرض آبگرفتگی های وسیع ناشی از طغیان های گسترده و لجام گسیخته فرات و سپس دجله قرار میگرفتند . سابقا وزش  بادهای باران آور  از اسفند تا خرداد   از روی زمین های مرطوب و عمدتا باتلاقی عراق  به سمت ایران سبب افزایش محتوی رطوبت توده هواهای وارد شده به غرب ایران می گشت بعد از مهار آب فرات از دهه نود  این طغیان ها مهار شده و سرزمین عراق بتدریج وارد فاجعه خشک شدن تالاب ها و حورهای هزاران ساله ای شد که میلیونها نفر از مردم عراق با شرایط پیچیده ای با زندگی در داخل این مرداب ها سازگار شده واز طریق  فعالیت های کشاورزی ، گاومیش داری و حتی پرورش ماهی و شکار زندگی خود را بنحو یگانه ای سپری میکردند  اما از دهه نود همه شاهد از دست رفتن این محیط مرطوب و مردابی شدیم شرایط زندگی هزاران ساله آن مردم هم به هم خورد امروزه کماکان بادهای شرق سو از روی سرزمین بین النهرین به سمت ما در فلات ایران می وزد اما به جای بخار آب و بارندگی متاسفانه سوغات منحوس گردوخاک کف این مرداب ها را بر ما می پاشاند .گردوخاک اضافی موجود در هوا از سوی دیگر به افزایش هسته های میعان ابر می انجامند که فرایند باروری ابر برای بارش را عقیم می سازد .بیان این مطلب در نوع خود کاملا تازگی داشته و از نتایج طرح تحقیقاتی هواشناسی استان کردستان در این زمینه می باشد.

باید با   تغییر در الگوی کشت و کاهش کشت محصولات آب دوست   و توسعه روش های بهره ورانه آبیاری به جنگ دیو سیاه خشکسالی رفت  .

اهریمن خشکسالی را می توان مهار کرد بشرطی که ارزیابی واقع بینانه ای از شرارت آن اهریمن و توان رویارویی خود داشته باشیم  .

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ و ساعت 19:24 |