راهبرد مهار گردوخاک در چشم انداز و مقابله با تبعات آن در کوتاه مدت
همه می دانیم که پدیده منحوس توفان های گردوخاک یا بهتر است بگوییم خاک بارش که غفلتا به آن نام ریزگرد داده شده است پدیده ای است جدید که حتی نوجوانان ما سالهای بدون گردوخاک را هنوز به یاد دارند شروع این خاک بارش ها بصورت بحرانی به سال 2005 برمیگردد یعنی تنها 8 سال قبل . قبل از این تاریخ ما در غرب ایران با پدیده گردوغبار اما نه این خاک بارش ها بیگانه نبودیم باید به یاد آورد که در پدیده گردوغبار سنتی تابستانه زاگرس شاخص دید افقی مطلوب از بیشتر از 10 کیلومتر تا دو - سه کیلومتر به زیر 10 کیلومتر کاهش می یافت واین کاهش دید در گزارش های هوای حاضرایستگاههای هواشناسی با کد 05 و تحت عنوان Haze گزارش می شد و اصولا برای مردم چندان محسوس نبود. ذکر این نکته از این نظر مهم است که تداوم این خاک بارش ها یا توفان های جدید گردوخاک در هشت سال اخیر حساسیت های زیادی را در بین مردم برانگیخته است و اصلا عادی تلقی نمیگردد چون زیست در شرایط غبار غلیظ در بلند مدت میسر نیست. اما در زمینه مهار آن هنوز کار مهمی صورت نگرفته است و یا بهتر است بگوییم تلاش های بی ثمری انجام گرفته است. و این خطر وجود دارد که روزی فرزندان ما این پدیده را عادی تلقی نمایند والبته آنروز این نواحی در معرض خاک بارش بتدریج از دایره نواحی مسکونی خارج خواهند شد. چه این پدیده با مدنیت و توسعه در تباین کامل است. آسیب شناسی اقدامات چند سال گذشته در جهت مهار این تراژدی غم انگیز شاید کمکی باشد به راهها ی صحیح حل مسئله . در آموزش دروس علوم مثلی مشهور برای حل مسئله وجود دارد و آن ا اینکه پنجاه درصد حل مسئله فهم مسئله است. در مسائل مربوط به آب و هوا و محیط زیست متاسفانه در کشور ما نظام مهندسی تعریف شده ای وجود ندارد و بنابراین هر کسی به خود اختیار اظهار نظر میدهد و شهامت مدنی ابراز این نکته که شرح و توضیح این موضوع در دایره تخصص من خارج است بسیار نادر است. و از همان بدو شروع خاک بارش بسیاری از اساتید و کارشناس های رشته های هم خانواده علوم زمین اظهار نظر نموده و برخی که به رسانه های سرتاسری دسترسی داشتند اظهار نظرهای بعضا من درآوردی خود را در سطح کلان منتشر نمودند. بعنوان مثال به قسمتی از مقاله بارش همزمان ریزگرد عربی و کلوخ نادانی در چهارشنبه 17 تیر 1388 توجه فرمائید : پيشفرضها درباره وقوع اين ريزگرد عبارت از اين هستند كه: الف) يك جريان عروجي قوي (بهشدت جريانهاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابانهاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي 2هزار كيلومتري از يمن تا سوريه، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل كرده است. يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرضهاي بالاتر منتقل كرده است (تقريبا همه موجهاي ريزگرد جهت جنوب شرق به شمال غرب داشتهاند) وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده، سرزمينهايي حتي واقع در بادپناه خطالرأسهاي 4هزار متري فرو باريده است از اینگونه اظهار نظرها از سوی کسانی که بعضا عناوین پژوهشی و دانشگاهی هم دارند فراوان می باشد . این اظهار نظرها گاهی روشهای دور از ذهنی را طرح میکردند که تعجب آور بود مثلا در اظهار نظر از یکی از اساتید معروف جغرافیای کشور در 14 اردیبهشت 1390 میخوانیم : وي در ادامه راهحل مشكل موجود را پاشيدن ريگ در مناطق غربي عراق و «هورالعظيم» دانست و افزود: منطقه هورالعظيم كه بخشي از آن در ايران و بخش ديگرش در عراق است باعث تشديد ريزگردهاي عربي ميشود. بخشي از هورالعظيم كه در ايران است داراي نيزارها و پوشش گياهي است و مشكلي ايجاد نميكند اما بخشي متعلق به عراق به دليل سوزاندهشدن نيزارها و عبور و مرور اتومبيلها و تانكرها دچار مشكل شده است
.متاسفانه از این دست اظهارنظرها و آسمان و ریسمان بافتن ها زیاد است و موج عظیم درخواست اعتبار برای تحقیق در خصوص این پدیده شوم اتفاقا بروز این پدیده را به کام آنان گوارا و به کام مردمی که دل به وعده های آنان در شناخت سریع پدیده داده بودند تلختر نمود. بطور کلی در بررسی آسیب شناسی ناکامی در فهم و مهار بحران های لجام گسیخته هجوم غبار به غرب و جنوب غرب کشور باید به دو نکته اصلی اشاره کرد. نکته اول که همانا ریشه در نقصان فهم شناختی و علمی بروز این پدیده دارد و نکته دوم ریشه در فقدان برنامه عمل تدوین شده برای مقابله با این فاجعه زیست محیطی
نکته اول : عدم شناخت درست پدیده و عدم برآوردعمق فاجعه
غبار محلی یا
غباری که بوسیله باد در خود منطقه شکل میگیرد را همه می شناسند و البته کسی از آن
واهمه ندارد. دوام غبار محلی کم و غیر
قابل ملاحظه است. اما توفان های
گردوخاک جدید که از طرف کردستانی ها خول بارین ( خاک بارش) نام گرفته است در استانهای غرب
کشور دارای سابقه نبوده و قبل از 2005 مردم به یاد ندارند که ساعتهای متمادی و حتی
روزهای متمادی چنین غبار غلیظی مستولی شده
و در اندازه گیریهای بیش از50 ساله هواشناسی در ایستگاههای سنندج ،کرمانشاه،سقز و خرم آباد دیدهای کمتر از 500 متر و حتی 50 متر بدلیل غبار مهاجر و نه غبار محلی ثبت نشده
است. و کیفیت هوا معمولا از وضعیت خوب
برخوردار بوده است. شاخص هوای خوب
در استاندارد محیط زیست ایران وجود ذرات معلق در جو با اندازه کمتر از 10 میکرومتر
(PM10
) به اندازه کمتر
از 50 میکروگرم در مترمکعب است وجود 50 تا 150 میکروگرم در مترمکعب شاخص را به آلودگی
کم ارتقاء داده و 150 تا 350
میکروگرم در مترمکعب آنرا به ناسالم و 350
تا 420 میکروگرم در مترمکعب بیانگر وضعیت بسیار
ناسالم و 420 تا 600 میکروگرم
در مترمکعب را خطرناک توصیف نموده است. مشخصه توفان های خاک
بارش عراقی افزایش شاخص آلودگی حتی به
بیشتر از وضعیت خطرناک است . و مشاهده اعداد بالاتر از 1000 در هنگام بروز
این توفان های خاک بارش به امری عادی
تبدیل شده است. اصولا وقتی که دید به کمتر از 1000 متر افت می نماید شاخص کیفیت هوا از مرز خطرناک عبور نموده می
نماید. خطرناک وضعیتی است
که حتی انسانهای سالم نیز دچار مشکل میگردند . چه برسد به بیماران خاص و مبتلایان
به آسم و سایر نارسایی های ریوی و قلبی و نوزادان و افراد مسن . اینکه مفاد ضوابط قانونی در خصوص اقدامات لازم
متعاقب حاکم شدن این شرایط بوسیله دستگاهها و نهادهای مسئول اجرا نمی شود علیرغم
ابلاغ بخشنامه ها و آیین نامه های شفاف واقعا جای تعجب و تاسف دارد. شاید مسئولین محترم با توجه به حس
وظیفه شناسی حاضر به قبول اجرای مفاد اقدامات
لازم الاجرای مندرج در نص قانون نمی گردند. اما باید در هر حال پاسخگوی تمام افراد
آسیب پذیری باشند که بدلیل این شرایط ناچارند در محیط آلوده قرار گیرند و لذا دچار
مشکل میگردند. بیان این نکات از این نظر ضروری است که متاسفانه نه در زمینه مهار
خود خاک بارش و نه در زمینه مهار تبعات غبار وحدت رویه در سطح استانها وجود ندارد
و بسته به نظر شخصی مسئولین استان اقدامات و واکنش های متفاوتی نسبت به این پدیده
مشاهده می شود. مثلا در استانی با شرایط خفیف بر اساس بخشنامه عمل کرده و نسبت به
تعطیلی فعالیت ها اقدام می شود و در استانی دیگر با شرایط حادتر این اقدام صورت
نمی پذیرد.
در بیان علت بروز این غبار در سالهای آغازین آن از 1384 تا 1390 نوعی از آشفتگی دیده می شود. واضح است که اولین قدم موثر درحل مشکل شناخت صحیح مسئله می باشد که مدتها طول کشید که منشاء و علت این خاک بارش شناخته شد. هنوز هم بحث های پراکنده زیادی هم در محافل آکادمیک و هم در محافل اجتماعی و سیاسی در خصوص علت و منشاء این پدیده ادامه دارد. دولتمردان بطور معمول در اینگونه موارد از محافل دانشگاهی و پژوهشی انتظار دارند که پاسخ سوال ارائه گردد . در کشور ما رشته فنی و مهندسی هواشناسی فاقد نظام مهندسی مدون بوده و هواشناسی فقط در یک تا دو دانشگاه کشور ارائه میگردد. در سایر دانشگاهها رشته های آب و هوا شناسی جزو گرایش جغرافیا بوده و فاقد نظرگاههای مبتنی بر پایش های روزانه هواشناسی می باشد.معمولا محقق اقلیم در اینگونه موارد به موارد کلاسیک شناخته شده در مباحث اقلیم شناسی زمین مراجعه می نماید . و به وجود کمربند اقلیم غبار که در سرتاسر شمال افریقا تا صحراهای اردن و عربستان و یمن تا حاشیه جنوبی خلیج فارس گسترش دارد مراجعه کرده . و اولین نتیجه گیریها آنست که پس این امر یک پدیده معمول است. و دومین نتیجه گیری آنست که خشکسالی سبب گسترش آن شده است. اما بحث خاک بارش عراقی و شناخت آن یک مسئله عمدتا هواشناسی است. شناخت ناپایدار های موجد طغیان غبار در عراق ، دیدبانی میزان دید افقی در ایستگاهها و بررسی مسیر انتقال غبار و سرعت آن و پایش همزمان نحوه گسترش این توفانها آن همه و همه در ردیف ارزیابی های فنی – مهندسی سرویس های هواشناسی می باشد. متاسفانه عدم شناخت موضوع و حتی ارزیابی های نادرست از موضوع به از دست دادن زمان و سرمایه منجر میگردد. اهالی غرب و جنوبغرب کشور به تلاش های بی ثمری که بیشتر جنبه تبلیغاتی و از سر باز کردن مسولیت دارد با بی اعتنایی و نگرانی نگاه میکنند. اختصاص اعتبارات ارزشمند و کمیاب به طرح هایی میانبری که حداقل تا کنون هیچ نتیجه ای در بر نداشته است. باید ابعاد تخریب چند ده هزار کیلومتر مربعی چشمه های غبار را دید و این نتیجه منطقی را گرفت که معضل بزرگتر از آنست که اختصاص اعتبار به ساخت ماشین تزریق کننده آب در این زمین ها چقدر از واقعیت حل ریشه ای مسئله دور است و یا پخش امواج یونی در یک نقطه با ادعاهای غیر قابل اثبات که مثلا در میزان غبار 50 درصد کاهش ایجاد شد تلاش برای حل ریشه ای معضل از شناخت ابعاد مسئله شروع می شود. اینجانب با انتشار مقالات متعددی در نشریات کثیرالانتشار کشور بارها و بارها به سترون بودن اینگونه تلاش ها در حل معضل فاجعه بار خاک بارش اشاره نموده ام اما متاسفانه شوق رسیدن به نتیجه ای ملموس و چشمگیر در زمانی کوتاه راه حل های میان بری را پررنگ نموده است که بعد از اندک زمانی نادرستی و بی نتیجه بودن این روشها آشکار میگردد و مشکل کماکان بر جای خود برقرار است. باید خاطر نشان کرد که وزش باد در کره زمین در نتیجه اعمال دو نیرو ایجاد میگردد . که عبارتند از گرادیان فشار و کوریولیس گرادیان فشار تابع توزیع ناهمگن تابش خورشید و اختلاف دمای ایجاد شده ناشی از آنست و کوریولیس هم نیرویی است که کره زمین با چرخش خود به هر متحرکی در روی خود اعمال میکند . ادعای کنترل وزش باد و یا تغییر جهت وزش باد در زمین مترادف است با ادعای کنترل تابش خورشید و چرخش زمین که اصولا از دایره آرزوهای بلند مدت انسان هم فراتر است. بنابراین خرج منابع کمیاب و ارزشمند اعتبارات زیست محیطی در این آزمون و خطاها با وجود اولویت های بسیار حاد نابخشودنی است. امروزه بر اساس شواهد و بویژه تصاویر ماهواره ای همه قبول نموده اند که 95 درصد مشکل این بارش های خاک ریشه در تخریب بافت خاک بیش از نیمی از گستره عراق در نیمه غربی آن دارد. یعنی ابعاد فاجعه مساحتی در حدود 250000 کیلومتر مربع را در بر میگیرد.و البته بیشتر این گستره از قدیم الایام منشاء توفان غبار بوده اند و به همین دلیل است که بخش عمده نیمه غربی عراق عملا خالی از سکنه و آبادانی مهمی است. بلافاصله این سوال طرح میگردد که پس این مشکل غبار که ریشه در بیابان های غرب عراق دارد و معضلی قدیمی است چرا در هشت ، نه سال اخیر به صورت فورانی بروز نموده است.اما نکته گرهی در این بحث آنست که بیابان های لخت و فرسایش یافته در قسمت عمده غرب عراق همیشه تولید غبار داشته است . اما حجم غبار حاصل از آن تا رسیدن به کشور ایران معمولا دچار پراکندگی شده و البته سبب افزایش موضعی غبار در خرداد و تیر و مرداد در زاگرس بصورت غبار رقیق میشده است اما برای ساکنین زیاد محسوس نبوده است. پس علت این بارش های خاک در غرب کشور چیست؟ درک این آسیب در بررسی تطورات ایجاد شده بر رودخانه فرات در عراق است. فرات 90 درصد آب خود را از حوضه آبریز خود در ترکیه کسب می کند و حدود 10 درصد هم از سوریه و بدون دریافت سهمی از کشورعراق وارد آن کشور میگردد. بنابراین مدیریت فرات عمدتا در اختیار ترکیه و جزیی هم در اختیار سوریه می باشد . اما میلیونها سال است این رودخانه با دبی میانگین سالانه 400 مترمکعب در ثانیه آورده عظیمی را به دشتهای پست و کم ارتفاع عراق وارد میکرد و بویژه در طغیان های بهاره این سیلاب های عظیم در گستره عظیمی در حدفاصل سوریه تا بغداد پخش شده و انواع مانداب های فصلی بهاره و تابستانه را طی میلیونها سال ایجاد میکرد. مردمان ساکن در عراق از چند هزار سال قبل خود را با این نوسانات سالانه تطبیق داده و انواع بهره برداری های اقتصادی و زراعتی را از این وضعیت به عمل می آوردند. از جمله پرورش گاو میش ،کشت برنج،شکار پرندگان و غیره . اما سدهای ایجاد شده بر فرات عمدتا در ترکیه و سپس سوریه و یک سد عظیم در عراق عملا آب فرات را کاملا به دبی منظم و اندکی کاهش داده است. و آن گستره مردابی میلیون ساله امروزه بصورت بیابان های خشک و بایر رها شده اند .اما تفاوت آن با بیابان های قدیمیتر غرب عراق در آنست که حاوی صدها متر رسوبات نرم و سبک رودخانه ای است که اقیانوسی است پایان ناپذیر برای تامین مواد اولیه توفان های گردوخاک در عراق و ویژگی دوم این منطقه هم عرض بودن با غرب ایران است که توفان حاصل از این عرصه ها در حرکتی غرب سو در کمتر از چند ساعت و قبل از اوج گیری به سطح زمین غرب کشور و درست در ارتفاع شهرها و روستاهای منطقه سرایت می نماید.
نکته دوم فقدان برنامه عمل
زمان بروز این پدیده در غرب کشور عمدتا از نیمه دوم اردیبهشت تا نیمه اول مرداد است و در اواخر خرداد و اوائل تیر به حداکثر خود می رسد. البته در سرتاسر سال امکان بروز غبار وجود دارد . اما در دوره سرد سال وزش باد زیاد بر روی فلات ایران در تخلیه سریع غبار موثر است بنابراین معمولا حساسیت زیادی را ایجاد نمی کند. در جنوبغرب کشور یعنی استانهای خوزستان و بوشهر و جنوب ایلام زمان بروز غبار دارای گستره زمانی وسیعتری است. و در اسفند و فروردین هم فوران بحرانی غبار در این نواحی به کرات مشاهده می شود که دلائل هواشناختی آن روشن است. که مجال بیان آن در اینجا وجود ندارد. این تواتر زمانی بروز غبار دو آسیب را ایجاد کرده است. آسیب اول فراموش شدن جستجو و پیگیری اصولی حل موضوع و آسیب دوم ادعای برخی از محافل در فصل بدون پدیده و بدون غبار دال بر نتیجه بخش بودن اقدامات و هزینه ها و تفاهم نامه های کاغذی آنان . فقدان برنامه عمل در دو بخش قابل طرح است. یکی در بعد اقدامات تاکتیکی کوتاه مدت و لازم الاجرا در زمان بروز توفانی غبار ووجود برنامه برای سناریوهای مختلف گردوخاک از نظر شدت و مدت و یکی در بعد اقدامات راهبردی برای حل ریشه ای مسئله است.
برنامه عمل در کوتاه مدت.
توفان های گردوخاک شن در سناریوهای مختلفی از نظر شدت و مدت ظاهر می شوند دوام زمانی بیشتر این توفانها 24 تا 48 ساعت است . آیا ما به مدیریت شرایطی که این توفانها اگر به جای 24 ساعت 240 ساعت دوام آورند فکر کرده ایم و برنامه از پیش تععین شده ای برای چنین حالتی داریم . از سوی دیگر این توفانها معمولا دید افقی را در برخی نقاط به کمتر از 1000 متر و میزان تراکم را به بیشتر از 1000 میکروگرم در مترمکعب رسانده است . آیا به سناریوهای شدید تر غبار اندیشیده ایم و برای مقابله با ان برنامه داریم؟ پاسخ به این دو سوال رئوس لزوم برنامه عمل در بعد تاکتیکی را مشخص می کند
برنامه عمل در بلند مدت
باید اذعان نمود که دامنه فاجعه بویژه در غرب ایران گسترده است و متاسفانه هنوزعمق این فاجعه و تاثیرات بلندمدت آن ارزیابی ملی نشده است. تاثیراتی که توسعه و شادابی یک خوشه از استانهای مستعد و روبه رشد غرب کشور را تهدید می نماید. این گردوخاک ها چند کشور را درگیر نموده است . علت ایجاد کننده معضل در ترکیه ،سوریه و عراق است. هرچند بیشترین آسیب از گردوخاک نصیب عراق و دهها میلیون نفر از هم میهنان ما در غرب و جنوبغرب ایران میگردد و این بدلیل جریانات غالب شرق سوی کره زمین است که گردوخاک را از عراق بیشتر به سمت خاک ایران می راند . حل این معضل طبیعتا در درجه نخست در دایره سیاست و در حیطه وظایف وزارت امور خارجه می باشد . بدون ایجاد اراده ای مشترک در سطوح عالی دولتهای منطقه هیچ راهبردی را در این زمینه نمی توان پیش برد.درسطوح سازمانهای کوچکتری چون محیط زیست های ایران و عراق همان نتایجی را به بار می آورد که تا کنون شاهد آن بوده ایم اقداماتی مقطعی و موضعی و ناکارآمد. معضل گردوخاک عراقی ظرفیت طرح و چاره اندیشی در سطوح عالی مسئولیت کشوری را دارد.
تصاویر زیر سنندج را در روز 18 خرداد بین ساعت 8 تا 9 صبح نشان می دهد که خورشید به سختی از خلال
گردوخاک قابل روئیت است.










