اقتصاد هوار نشینی  اورامان به ایستگاه آخر رسیده است

در سنگلاخ شاهو و کوسالان عملاً آب و  خاکی برای زراعت وحتی باغداری وجود ندارد .  از سویی بافت آهکی این کوهستان ها هم آب را در خود حفظ نمی کند و آب حاصل از بارش برف و باران از طریق «گوال » های ( گودال ) قیفی شکل به اعماق کوه رفته ونهایتاً از طریق بیلوهای ( چشمه های عمدتاً فصلی ) خروشان چون روانسر ،  پالنگان  ،  بل ، روار و دیوه زناو  به بیرون فوران می یابند اما بافت گیاهی  و جنگلی این کوهستانها  بدلیل بارش مناسب زمستانه بسیار غنی بوده و از قدیم الایام   راه اصلی معاش در این کوهستان دامداری بوده است .  اما دامداری نیز از طریق کوچ عمودی ( هوارنشینی ) بر این کوهستان میسر بوده است . روستاهای موجود بر حاشیه این کوهستان ها را نباید تنها روستا بحساب آورد این روستاها واحدهای اجتماعی – تولیدی بوده اند که روابط حاکم بر کار وتولید در آنها را باید جزو میراث منحصر به فرد برجای مانده ی صدها ساله مردم کردستان به حساب آورد . امری که درک و لذا تبیین آن بعنوان میراث فرهنگی و اجتماعی مردم هنوز صورت نپذیرفته است . زندگی در این روستاها تابع انضباط اجتماعی غیر قابل اجتناب بوده است و همه ساکنین را ناچار به تبعیت از آن می بودند . در محور  مجموعه روابط حاکم بر جابجایی و تولید اقتصادی در این روستاها هوارنشینی قرار دارد هوار نشینی یعنی جابجایی عمودی به دنبال مرتع بردیواره های سنگلاخی شاهو و کوسالان ،که غالبا  امری است بسیار سخت ، شاید هنوز محافل رسمی استان با نام بخشی از بلاهای طبیعی در کمین زندگی مردم در این کوهستان آشنا نباشد . بلاهایی همچون سیاهرس و یا سقوط از  کوهستان  . هوار نشینی درشاهو به منزله جابجایی وسایل ضرور زندگی و گله و احشام در بیشتر از2000 متر ارتفاع بوده است در نظام سنتی هوار نشینی هرکسی که قادر باشد بر دو پای خود بایستد عهده دار وظیفه ای بوده است . بررسی این نظام حاکی از استقرار نظمی کهن در آداب و رسوم و روش های تقسیم کار است . الاغ و استر باربران مقاوم کوهستان و  وسیله اصلی جابجایی بوده اند .  مدیریت احشام ، دوشیدن شیر و فرآوری آن   به روغن و کشک  و انواع نساجی ها وظیفه اصلی زنان بوده  و به همین دلیل زنان درنظام هوار نشینی از جایگاه تصمیم گیری و مدیریتی ویژه ای برخوردار بوده اند به جرات می توان گفت جزء به جزء  زندگی هوار نشینی را باید بعنوان  پروژه های تحقیقاتی  و پایان نامه های  دانشگاهی تعریف و مستند نمود . زندگی هوار نشینی لزوم خود اتکایی را بر مردم تحمیل می نمود. به همین دلیل در این نوع زندگی فنآوری های سنتی کوزه گری ( هه ور گری ) سبد بافی با انواع سبدهای کاربردی از   ارغوان و کلاش بافی  و بافت جوال و رشکه و گوریس (طناب) ، پارچه بافی سنتی ، درست کردن وسایل از چوب مخصوص مانند شانه سر ، ملاقه و قاشق و صنعت نمد بافی هم برای  زیر انداز هم برای البسه  به صورت پسک و فرنجی در اشکال هنری   و بی نظیری پیشرفت نموده است  . این شیوه زندگی علیرغم سختی مورد علاقه مردم بوده   و ترانه های غنایی مردم ( سیاچمانه )  مالامال از عشق به زندگی و وطن مالوف و بویژه کوهستان شاهو و رودخانه سیروان و هوار های آنست . که در آنها  سختی و  رنج  مردم در هاله هوای کوهستان و زندگی پر از رمز و راز هوارنشینی رنگ می بازد . پدیدار شدن افق های جدید زندگی از پنجاه سال قبل بتدریج زندگی و شیوه تولید ابتدایی هوارنشینی را تحت الشعاع قرار داد . عدم سازگاری این روش زندگی با نظام رسمی  آموزش وبه حاشیه رفتن محصولات تولیدی این نوع زندگی در مقایسه با تولیدات کارخانه ای  عملا در بازارها را بر روی مردم هوارنشین بست . نیروی  کار بدنی جوانان ساکن در این نواحی به بازارهای مرکزی کشور سرازیر شده و ناامنی سالهای نخست انقلاب نیز آخرین ضربه بر پیکر نظام هزاران ساله اجتماعی هوارنشینی بود . در حال حاضر این نوع زندگی یعنی کوچ همراه با تمام اعضای خانواده از روستای اصلی به هوار ها از شروع بهار تا نیمه اول مهر ماه عملا دیده نمی شود اما اشکال جدیدی از کوچ و جابجایی  جای آن روش قبلی را گرفته است در بعضی از هوارهای مشهور مانند هوار پالنگان و سلین و اورامان تخت و ژیوار جاده هایی تراکتور رو احداث شده است   . همه اعضای خانواده نیز عملا در جابجایی ها مشارکت نمی کنند و هدف ها بیشتر به پرورش دام محدود شده است . زندگی هوارنشینی عملا به ایستگاه نهایی مسیر طولانی حیات خود رسیده است .  اما لایه های بسیار متنوع و پیچیده ی اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی – روانی زندگی هوارنشینی هنوز بعضا ناشناخته مانده است . سخت کوشی ، قناعت ، بهره وری و شادبودن و تندرستی جسمی و دماغی ذاتی مردمان هوارنشین را باید بعنوان خصال  برجسته آنان به دانش تبدیل نمود و بعنوان ارمغان آنان به نسل جدید ارائه نمود .

 

 هواره برزه در ارتفاعات شاهوی دیوزناو

دره ی  کاو  مسیر  هواره برزه از کنار سیروان در دیوزناو  تا ارتفاعات شاهو

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 و ساعت 10:43 |

شاهو

شاهو که احتمالا کوتاه شده شاه کوه است نام کوهستانی است که از روانسر شروع و به نوسود خاتمه می یابد شاهو همراه با کوسالان و کوههای تته و تخت دسته خواهران زاگرس در کردستان می باشند با ارتفاعی بین 3000 تا 3350 متر  اما  رودخانه پر خروش سیروان  در دره های بین کوهها ارتفاعی غالبا کمتر از 1000 متر دارد هیبت سنگلاخی ، دیواره های بلند و دره های تنگ و خروش سیروان انسانها را مسحور و متعجب و شگفت زده میکند .  روز دوشنبه فرصتی پیش آمد تا شاهو را از محل هوار هانیه به سمت هواره برزه ( هوار دیوه زناو )  همراه با جمعی از همکاران رفته و سپس به سمت  دیوزناو  از محل دره کاو  مسیر سخت و بسیار شیبدار و پر از سنگریزه  کوهستان را فرود آئیم  توجه شما را به تصاویری از آن جلب میکنم 

 

هوار هانیه  پالنگان

در راه هواره برزه

در مسیر هواره برزه دیوزناو

 

فراز  شاهو در هواره برزه

 

کونه هواران ( هواره برزه )

 کلات   هواره برزه 

 نمایی از پهنای شاهو در ستیغ  پیر خضر

 بیر   دهانه یک غار عمودی 

 نمایی از دره دیوزناو با حداقل 2000 متر عمق و دریایی از سنگریزه (خرر)

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 و ساعت 19:24 |

 هورامان  دیار  دست نایافتنی 

زاگرس در غرب کشور حصاری طبیعی بین فلات مرتفع  ایران و جلگه کم ارتفاع بین النهرین است . امکان عبور کالسکه رو در امتداد زاگرس در زمانهای قدیم بسیار نادر و تنها گذرگاه مشهور آن  مسیر کرمانشاه- اسلام آباد – کرند – قصرشیرین بوده است  و از سایر نقاط  جاده یا راه عبور نهایتا به تنگه ها و یا دیواره های و یا ارتفاعات برفگیر و ناهموار منتهی می شده است که امکان عبور را به آسانی نمی داد . منطقه اورامان ویا درستتر هورامان  بخشی از زاگرس است و تنها بخش زاگرسی استان کردستان که در حدفاصل مریوان – کامیاران و پاوه قرار میگیرد. اجزای تشکیل دهنده اورامان  عبارتند از کوهستان شاهو ( امتداد روانسر تا نوسود ) کوهستان کوسالان ( امتداد پالنگان تا  قلعه جی ) و شاخه های جنوبی ( قشلاق  و گاورود سنندج ) و شمالی ( ژاورد ، نگل و مریوان ) سیروان  .  سیروان در ارتفاع 1000 به اضافه و منهای 300 متر و قله های  شاهو در ارتفاع 3000 بعلاوه و منهای 350 متر  و کوسالان هم در ارتفاع 2500 تا 2900 متر با ترکیب عمدتا سنگلاخی از جنس  سنگهای آهکی و اغلب متخلخل و فرسایش یافته با وجود چشمه های فورانی  که در کردی به بیلو  Belou شهرت دارند و بیلوهای روانسر و پالنگان Palangan و دیوه زناو Dewaznaw و یادش بخیر  بل Bell  مدفون از ان جمله اند و همگی از عجایب طبیعت زیبای زاگرس در کردستان و بلکه کشور محسوب می شوند . ترکیب دره و رودخانه   و دیواره ستبر و خشن صخره های بلند چنان هیبتی را در دل بیننده ایجاد میکند که فقط یک بار دیدن آن تصویری پایدار و  حکاکی شده را برای همیشه در در ذهن  ایجاد میکند .  در گذشته که جاده های فعلی نبوده است در تابستان مردم جهت گذر از اورامان بیشتر از راههای  کوهستانی استفاده کرده برای مثال از سنندج و از طریق کوهستان ژاورود شیان یا گلین به پایگلان رفته و از پایگلان از یکی از راههای پالنگان و یا دیوه زناو به پاوه می رسیدند اما در زمستان عبور از این مسیرها ممکن نبوده و حاشیه سیروان انتخاب می شد اما حاشیه سیروان با شیب غیرقابل عیور خود در بسیاری از محل ها امکان عبور را سد میکرد . و امروزه سنگ چین های مصنوعی که طی صدها سال منجر به ایجاد راههای خطرناک  بر روی این دیواره های حاشیه رودخانه شده است هنوز کم و بیش بر جای مانده است . مسیر سرو اباد به بلیر یکی از مسیرهایی بوده که در فصل برف و یخ به ناچاری برای دسترسی به شهر انتخاب می شده است .  در زیر تصاویری از این مسر که در گذر روز جمعه 11 مهر از آن مسیر برداشت شده است ملاحظه میگردد

 

 دشواری عبور از رودخانه

 پل لرزان به نام ونن WANAN

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه چهاردهم مهر 1393 و ساعت 12:28 |

آب چالش مدیریتی یا چالش محیطی

 امروز 31 شهریور 1393 و آخرین روز از سال آبی 93-92   می باشد  با نگاهی به جدول بارش استان کردستان در می یابیم که  از مهر پارسال تا شروع مهر امسال همه بارندگی سنندج تنها 255 میلیمتر بوده است یعنی بیش از 34 درصد کاهش نسبت به میانگین بلند مدت سنندج که 387 میلیمتر است و بیش از 21 درصد کاهش نسبت به بارش سال زراعی قبل در سنندج که 324 میلیمتر بوده است . وضعیت در سایر شهرهای غربی و مرکزی استان کردستان کم و بیش اینچنین است و تنها در دو شهر بیجار و قروه میزان بارندگی سال زراعی 93-92 از نرمال منطقه کمی عدول کرد  . با این توضیح در می یابیم که میزان بارندگی مورد نیاز  در بخش عمده ای از استان  کمتر از نیاز بوده است بنابراین کمبود منابع آبی بویژه با توجه به دوره طولانی مدت خشکسالی های قبلی امری است پذیرفتنی و قابل پیش بینی  .

 در کشور ما فصل قطعی بارندگی از شروع آبان تا نیمه دوم اردیبهشت ماه میباشد . و به استثنای نوار ساحلی خزر بارش در خارج از این دوره زمانی غیر قابل ملاحظه می باشد.بنابراین بودجه آب را از همان خرداد ماه با توجه به روند مصرف و منابع احصا شده آب در دسترس میتوان به آسانی محاسبه نمود و در اینگونه محاسبات معمولا بازه زمانی مناسبی را نیز برای عدم قطیت بارشهای مجدد سال جدید آبی لحاظ میکنند و در واقع مدیریت از هما ن اواخر بهار اعمال میگردد مدیریتی مانند قطع اشتراک مشترکین پر مصرف و یا ممنوع کردن مصرف آب برای عملیات ساختمان سازی و غیره اما در مدیریت  آب شهری در  کشور ما تا زمان اعلام وضعیت قرمز تنها به پیام های ارشادی اکتفا میگردد و دفعتا شاهد هشدارهای نگران کننده ای میشویم که مثلا  فقط برای مدت کوتاهی آب در دسترس داریم و اعلام هایی که معنی آنها بیشتر این موضوع را القا میکند که  ای مردم خود شما مقصرید زیرا قبلا رعایت صرفه جویی نکردید  . بنظر میرسد که قاطعیت لازم در مصرف آب در زمان لازم انجام نمیگیرد و بعد از مصرف  منابع آب هم اعمال روشهای قاطع فایده ندارد.

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 و ساعت 12:38 |
پديده ويرانگر سيل‌هاي تابستاني

روزنامه اطلاعات    30 تیر 1393

 

تابستان است و چشمداشت شهرنشينان كه نسيم خنكي بوزد و روح را بنوازد؛ ولي در دوردست‌ها، روستاييان در تابستان‌ها نيز با پيداشدن ابرهاي سياه در آسمان، بيم سيل مي‌دهند. سيلي كه مي‌خروشد و پيش مي‌آيد و ريشه‌كن مي‌سازد و سرنگون مي‌كند و همه‌چيز را به ويراني مي‌كشد و هرچه در سر راه خود مي‌بيند -از نمادهاي طبيعي گرفته تا خانه‌هاي انساني و وسايل را- با خود به ناكجا مي‌برد.‏

سيل ممكن است هميشه -چه تابستان يا زمستان- به راه بيفتد، ولي مهم آمادگي براي رويارويي با آن است. با توجه به اين كه به پيش بيني دانشمندان، تابستان 2014 ميلادي (1393) جهان، بدجور داغ خواهد بود و باران و سيل و خشكسالي به همراه خواهد داشت؛ كه ايران نيز از اين گرما بي‌سهم نخواهد بود. ‏

‏ در تير 1391 در ميان گرماي توان‌فرسا، باران تندي در گيلان باريدن گرفت و سيل، به شاليزارها و دام‌ها آسيب زيادي رساند. به باور كارشناسان هواشناسي، آن باران ترکيبي بود از موج مديترانه‌اي و موج باران‌زايي که از اروپا به ايران رسيده بود و از شمال/غرب وارد ايران شده بود و به استان‌هاي شمال و جنوب البرز هجوم برده بود. باران آن تابستان از آذربايجان‌هاي غربي و شرقي و اردبيل به زنجان، قزوين، گيلان، مازندران، تهران، گلستان و سپس سمنان رسيد و استان خراسان را نيز نم‌دار کرد.‏

به هررو هر باراني، تند يا آرام از جايي سرچشمه مي‌گيرد. برخي از اين باران‌ها شايد معمول نباشد، ولي در خاطره و تجربه انسان وجود دارد. گاهي در تابستان‌ها نيز بارش باران رخ داده است و در سال‌هايي نيز منجر به سيل شده است. ‏



باران‌هاي تابستاني

باران تابستان، خوشايند شهرنشينان است، ولي نزد روستاييان و كشاورزان خوشايند نيست، به ويژه شاليكاران يا همان برنجكاران كه به باران‌هاي فصل دروي برنج، نفرين مي‌فرستند. 

چون ساقه‌هاي برنج از كوبش قطرات باران مي‌خمد و برنج به‌دست‌ آمده، زعفراني و يا قهوه‌اي مي شود كه آن را با همه ارزش غذايي خود(چون بخشي از مواد معدني سبوس را در خود دارد)به نصف قيمت مي‌خرند. 

چون برنج زعفراني تنها نزد ويگان(خام گياه‌غذا ها) محبوب است و بيشتر مردم، مانند شكر سفيد و آرد سفيد، فقط برنج سفيد را مي‌پسندند. 



گونه‌هاي سيل 

محمدطالب حيدري، مدير هواشناسي استان کردستان در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، با اشاره به اين كه اخبار سيل‌هاي پراکنده در سطح کشور اين روزها تقريبا عادي شده است، مي‌افزايد: با يک بررسي ساده مشخص مي‌شود که بخش مهمي از درآمد و ارزش افزوده کشور ما در سال، طعمه امواج مهيب و ويرانگر سيل مي‌شود.‏

وي با تاكيد بر اين كه هرچند نمي‌توان مانع طغيان سيل شد، اما مي‌توان از بسيار خسارت‌هاي آن كاست، اظهار مي‌دارد: به طور کلي سيل‌ در کشور ما دو گونه است، گونه اصلي در دوره سرد سال(نيمه دوم مهرتا نيمه اول خرداد)؛ و دوم سيل‌هاي دوره گرم سال(نيمه دوم خرداد تا نيمه اول مهر.) ‏

به باور اين كارشناش ارشد هواشناسي، در گذشته در دوره سرد سال -پيش از ساخت سدهاي كنوني- به ويژه در حوضه کرخه و کارون، بارها شاهد طغيان اين رودخانه‌ها در دشت‌ها و جلگه‌هاي کشور بوديم که شهرها و روستاهاي زيادي را در مسير خود به ويژه در استان‌هاي خوزستان، بوشهر و سيستان و بلوچستان در گير مي‍‌كرد و خسارت‌هاي گسترده جاني و مالي بر جاي مي‌گذاشت. ‏

حيدري معتقد است: اين سيل‌ها بيشتر برآمده از بارش‌هاي جبهه‌اي پاييزه و يا بهاره و يا همزماني بارش و ذوب برف‌ها بود؛ اما اينك با مهار آب‌ها، خسارت‌هاي برآمده از طغيان رودخانه‌ها بسيار کمتر شده است؛ اگرچه با بارش‌هاي سنگين پاييزي و بهاري، هنوز آب‌هاي سرگردان و جاري در داخل شهرها، خطرناک و خسارت‌زا است. ‏

به گفته مدير هواشناسي كردستان، اما سيل‌هاي دوره گرم سال، بر خلاف گونه دوره سرد، در اين سال‌ها رو به گسترش است. در خاطره‌جمعي مردم کشور ما سيل‌هاي مهيبي در دوره گرم سال ثبت شده است؛ مانند سيل 4 مرداد 1366 تجريش و يا سيل استان گلستان در 1380 و يا سيل‌هاي متعدد و مکرر مشکين‌شهر و سبلان.

وي مي افرايد: در اين چند هفته، اخبار حاکي از وقوع سيل در بخش وسيعي از نوار شمالي کشور بود؛ به ويژه سيل‌هاي واقع در استان‌هاي زنجان و کردستان و آذربايجان‌هاي شرقي و غربي و استان فارس و بوشهر، بازتاب بيشتري يافت. ‏



سيل‌هاي تابستانه

به باور حيدري، سيل‌هاي تابستانه داراي ويژگي‌هايي است که ضريب خسارت‌زايي آن‌ها را بالاتر از سيل‌هاي دوره سرد سال مي‌کند.

وي در بيان اين ويژگي‌ها مي‌گويد: در ماه‌هاي تير و مرداد، خاک از گياهان بهاري به سبب خشکيدن و يا چراي حيوانات، سترده و لخت مي‌شود؛ بنابراين آب باران، به سرعت در سطح خاک جريان مي‌يابد. 

دوم اين كه در اين 2 ماه، سطح خاک به سبب تابش زياد خورشيد و يا بهره‌برداري‌هاي انساني و حرکت‌هاي دام، گسسته و پودري مي‌شود. سوم اين كه بارندگي‌هاي تابستاني از ابرهاي گرم با سازوکار باروري، شکل مي‌گيرد و قطرات باران كمي درشت‌تر از ابرهاي دوره سرد سال است و بنابراين در برخورد با زمين خشک، توان حمل خاک بيشتري را مي‌يابد.

به سخن ديگر ميزان حرکت و توان تخريب گل و لاي سيلابي برآمده از اين بارندگي‌ها بسيار بيشتر از بارندگي‌هاي دوره سرد سال است؛ و چهارم اين كه چون تابستان، فصل بارندگي نيست، بيشتر مردم غافلگير مي‌شوند و بي‌توجه به خطر سيل، محصولات كشاورزي و يا ابزارهاي کار شامل انواع موتور و لوله‌ها و تاسيسات آبياري مزارع و باغ‌ها و ماشين‌هاي کشاورزي را در مسيل ها قرار مي‌دهند. 

عشاير و دامدارهاي چرارو نيز چون دام خود را در ساعات گرم روز در اطراف آبراهه‌ها و بسترهاي خشک يا کم‌آب رودخانه‌ها -که خنکتر است- استراحت مي‌دهند، با هجوم ناگهاني و بي‌خبر سيل، زمان لازم براي واکنش به هنگام را ندارند و امكان فرار و يا خارج‌كردن اموال خود را نمي‌يابند. حتي ديده شده که خودِ نگهبان دام نيز در زمان استراحت، به وسيله سيل ناگهاني، غافلگير شده و امکان نجات خويش را از مهلكه نيافته است. 

در اين ميان، بسيار پيش مي‌آيد كه گرماگريزندگان شهري و گردشگران و کوهنوردان نيز در داخل دره‌ها و مسيل‌ها، چادرهاشان را برپا داشته‌اند. 

اين كارشناس ارشد هواشناسي مي‌افزايد: خس و خاشاک طبيعي و شهري و نيز بقاياي گياهي و کشاورزي و درختان در آبراهه‌ها و به ويژه در دهانه پل‌ها در اين فصل به حداکثر خود مي‌رسد؛ که در زمان رخداد سيل، نخست حرکت آب را سد مي‌كند و آب تجمع مي‌يابد و سپس با نيروي ويرانگري بيشتري آزاد مي‌شود؛ كه به ويژه در داخل شهرها، عامل مهم خسارت‌هاي جاني و مالي است. 

بر پايه برآوردهاي کارشناسي اگر حجم آب به وسيله مواد سيلابي مانند خاک و شن و بقاياي گياهي و مانند آن به 2 برابر افزايش يابد، سيل در واقع توان انفجاري مي‌يابد و قدرت تخريب آن ده‌ها برابر مي‌شود. بنابراين همانگونه كه گفته شد، خسارت‌هاي بارندگي‌هاي تابستانه بسيار زياد است و طبيعي است كه هرگونه تلاشي براي کاهش خسارت اينگونه سيل‌ها، ارزش فراواني دارد.



توان تخريب سيلاب‌هاي تابستاني

به گفته حيدري اگر به زباني ساده از ديدگاه هواشناسي بخواهيم اين پديده را بشكافيم، بايد گفت كه به طور معمول در اين فصل از سال، رشد عمودي ابر به وسيله هواي به نسبت گرمتري در سطوح فوقاني اتمسفر، در شرايط بسط سامانه منطقه‌اي موسوم به پرفشار ديناميکي جنب حاره، در بالاتر از ارتفاع 3 تا 4 کيلومتري، عملاً مسدود مي‌شود. بنابراين پيش‌بيني هواشناسي با ملاحظه الگوي نقشه و وجود حجم عظيم هواي به نسبت گرمتر و در سطوح فوقاني از احتمال نبود رشد ابرهاي خطرناک، اطمينان خاطر مي‌يابد؛ و چون پديده‌هاي جوي زير ارتفاع 3 کيلومتري هم بيشتر شامل گرماي فصل و نسيم‌هاي محلي است، معمولاً در اين شرايط، پديدهِ جويِ غيرمتعارفي را پيش‌بيني نمي‌کنند؛ هرچند بايد احتمال بروز تندبادهاي مزاحم و گردبادي و گردوخاک‌هاي شديد در هر شرايطي بررسي شود؛ اما هر چند سال يک‌بار در تابستان‌هاي منطقه ما تغييرات معني‌داري بر روي نقشه‌ها ظاهر مي‌شود، مانند خنک‌ترشدن نسبيِ هواي سطوح فوقاني و يا تفوق جريانات منتقل‌کننده توسط جريانات مونسوني در امتداد زاگرس و يا جريان‌هاي خزري به سمت غرب کشور. 

به هر رو در جو زمين، نسبت رطوبت به بارندگي، مانند بنزين به آتش‌سوزي است و هواشناس با تجربه تنها به سبب تغيير و افزايش رطوبت هوا بايد نگران تغييرات و تحولات جوي و از جمله بارندگي باشد. ‏

حيدري مي افزايد: اما افزايش رطوبت در شرايط وجود هواي گرم و پايدار سطوح فوقاني هنوز به تشکيل ابرهاي باران‌زا نمي‌انجامد؛ چون وجود رطوبت، شرط لازم است، اما شرط کافي نيست. اگر همزمان با افزايش رطوبت از شدت گرماي سطوح فوقاني کاسته شود و نيز پشته ديناميکي پايداري بر روي ناحيه کاهش يابد، بايد نگران رشد ابرهاي تُندري شد.

ابرهاي تندري در اين فصل به سبب ارتفاع بلند تروپوسفر زمين، رشد غير عادي مي‌يابند و ممکن است ضخامت آن ها به 10 تا 15 کيلومتر هم برسد. كه اين حجم هواي چرخان و رطوبت، به موتوري بسيار قدرتمند براي مخلوط کردن هواهاي متضاد و ايجاد چرخه‏‎هاي قائم تلاطمي در منطقه‎اي با وسعت 10 تا 200 کيلومتر تبديل مي‌شود و سرانجام به توفان‌هاي تندري «ميان‌مقياس» مي‌انجامد.توفان‌هايي که در پلك برهم‌زدني، سيلي مهيب را ايجاد مي‌كند كه نام اين نوع بارندگي‌ها ‏‎ flash food‎است كه در فارسي به آن‌ها «بارش‌هاي سيل‌آسا» مي‌گويند. اما ممکن است واژه‌هاي محلي بهتري در ديگر نقاط کشور براي اين پديده وجود داشته باشد که هواشناس‌ها از آن آْگاه نباشند؛ اين ماهيت اين واژه‌ها، همان بارش‌هايي است که نرسيده به زمين، در فضا سيلابي‌اند.

در سطح زمين، آب حاصل از بارندگي امکان نفوذ به خاک را نمي‌يابد و خاک را به سرعت با خود همراه مي‌كند و به صورت گل و لاي حرکت مي‌كند و به اندازه افزايش حرکت خود، توان تخريبي مهيب‌تري نيز مي‌يابد.

سرانجام بايد گفت كه توان تخريب سيلاب‌هاي تابستاني، ده‏‎ها برابر سيلاب‌هاي عادي است كه تنها راه کاهش خسارت‌هاي آن، توجه به خبرها و هشدارهاي 

هواشناسي است.

مديريت ناكارا

به گفته حيدري، مسئول مديريت پيامدهاي سيل در کشور، وزارت نيرو است؛ که در اين موردکارنامه موفقي ندارد. همين نبود شناخت، سبب شده است که اين مديريت در برخي از حوضه‌هاي آبريز کشور مانند کرخه و يا در گلستان، سامانه‎هايي به نام «هشدار سيل» با هزينه‌هاي کلان ايجاد كند، که كارايي بهتر و فراتري از هشدارهاي بخش پيش‌بيني هواشناسي ندارد.

به باور محمد طالب حيدري، اين سامانه‌ها در سيل‌هاي تابستانه‌اي که در حوضه‌هايي مانند گلستان، مشکين‌شهر و ارسباران و بخش‌هايي از کردستان رخ مي‌دهد، پاسخ مورد انتظار را نمي‌دهد. روي هم‌رفته دستگاه‌ها و سامانه‌هاي اطلاع‌رساني تابستانه كشور براي پيش‌بيني بهنگام و دقيق و کافي، ضعيف‌اندكه سبب برخي از اين كاستي‌ها را مي‌توان در كاهلي و روزانگي‌زدگي و اداري‌زدگي جست‌وجو كرد و يافت. 

اين كارشناس ارشد هواشناسي مي‌افزايد:‌ بارش‌هاي سيل‌آساي تابستانه در حال حاضر نه تنها در ايران، بلکه در بسياري از ديگر کشورها بر روي مدل‌هاي عددي قابل پيش‌بيني نيست، اما پيش‌بيني آن با تجربه‌هاي هواشناسي و با روش پايش مداوم و شناخت ويژگي‌هاي محلي ممكن است و قادر به برآورد مناسبي از امکان رشد ابرها خواهد بود. اين پيش‌بيني‌ها طبيعتا 12 تا 72 ساعت قبل از بارش‌ها انجام‌پذير است. اما پيش‌بيني سيل و برآيند درست از رويدادهاي آتي جوي، امري است که اگر اطلاع‌رساني مناسب براي آن صورت نپذيرد و انضباط مديريتي لازم بر آن اعمال نشود، داراي اثربخشيِ مناسب نخواهد بود. ‏

به گفته حيدري، بر پايه تجربيات قبلي، عرصه‌هاي آسيب‌پذير عبارتند از خانه‌هاي اطراف آبراهه‌ها و کانال‌هاي داخل شهرها به سبب آبگرفتگي آني و سريع کانال‌ها، کارگاه‌هاي روباز ساختماني و جاده و پل‌سازي و مصالح دپوشده در محوطه‌ها و نيز -همانگونه كه پيشتر گفته شد- محصولات کشاورزي و باغي مانند خرمن‌هاي علوفه و غلات و حبوبات و ميوه‌هاي برداشت‌شده اما به موقع انبارنشده و نيز ماشين‌ها و ادوات کشاورزي که با ساده‌انگاري و غفلت، پاي ديواره‌هاي طبيعي دره‌ها و آبراهه‌ها، رها شده است.



اطلاع‌رساني بهنگام

حيدري همچنين معتقد است: اطلاع‌رساني خطرات سيل‌هاي تابستانه و نيز تشکيل جلسات مديريت‌هاي بحران پيش از وقوع سيل و بر پايه هشدارهاي هواشناسي استان‌ها و تقسيم وظايف دستگاه‌هاي مسئول و پاسخگو كردن آن‌ها در برابر چگونگيِ انجام وظايف‌شان، تنها راهکار مديريت کاهش خسارت‌هاي سيل است. بايد به مردم اعلام كرد که به محض مشاهده ابرهاي سياه در بعد از ظهرهاي تابستان، تا مي‌توانند از مسير سيل‌هاي احتمالي دور شوند و پناهي براي خود و مال و دام‌هاي خود بجوييد. و سخن پاياني اين كه هرچند نمي‌توان مانع وقوع سيل شد، اما مي‌توان خسارت‌‌هاي آن را کاهش داد.‏

ع.درويشي

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 و ساعت 20:4 |