چگونه می توان خسارات سیل را کاهش داد

در استان ما و بطور کلی نواحی غربی کشور دو نوع سیل بیشتر دیده نمی شود .

 الف - :سیل  دوره سرد سال یعنی از نیمه دوم مهر تا نیمه اول  خرداد

  ب - سیل دوره  گرم از  نیمه دوم  خرداد تا نیمه اول مهر

در بیست سال اخیر در دوره سرد سال  چند سیل مهم  در استان اتفاق افتاده است .مانند

-         سیل های ناشی از بارندگی های مداوم و ملایم  25 آبان لغایت 5 آذر 1373

   بارندگی های ملایم اما مداوم و کم سابقه 25 آبان تا 5 آذر 1373 در روزهای آخر سبب طغیان رودخانه ها و نیز  آبگرفتگی روستاهائی در دشت های قروه و دهگلان  و حتی مسدود شدن جاده کامیاران – کرمانشاه در محل روستای برنجیان شد .

-         سیل های ناشی از بارندگی های 18 تا 21 اسفند 1383 

این بارندگی ها  سبب طغیان رودخانه های استان شد و

مهمترین واقعه این سیل ها تخریب پل استراتژیک آدینان در سقز بود .

سیل های دوره  گرم از  نیمه دوم  خرداد تا نیمه اول مهر

نوع دوم سیل های استان عبارتست از سیل های ناشی از بارندگی های آنی و سریع در ماههای تابستان که به بارش های سیل آسای تابستانه یا  flash food    ( در کردستان   ره هیله  )  شهرت دارند . اسم این نوع بارش ها خود بیانگر سیلی بودن آن در فضا قبل از رسیدن به زمین است  در بیست سال اخیر مهمترین سیل های تابستانه در تابستان 1378  ( 23 تا 25 تیر  و 23 تا 31 مرداد ) و سیل های

1-    سیل های ناشی از بارندگی های رگباری 23  تا 25 تیر و 23 تا 31 مرداد 1378

2-    سیل های ناشی از بارندگی های رگباری 21 مرداد 1384

در سیل های ناشی از بارندگی تابستانه 23 تیر 1378  گذشته ازخسارات  بسیار  زیاد مالی  5 نفر از اهالی استان نیز جان خود را از دست دادند .

در بارندگی های روز جمعه 21 مرداد 1384 فاجعه در سطح بزرگتری تکرار گشت هر چند خوشبختانه تلفات انسانی کمتر بوده و فقط به دو نفر محدود شد اما سطح وسیعی از باغات ، احشام ، تأسیسات و خانه های مردم   بویژه در اطراف سنندج در مسیر باوه ریز  ، تا صلوات آباد در اندک زمانی توسط امواج سهمناک سیل نابود  گشت . و بیشتر تونل های جاده صلوات آباد در چشم بر هم زدنی از گل و لای انباشته شد .

سیل های  دوره  گرم دارای ویژگی هایی هستند که ضریب خسارات زایی آنها را به مراتب از سیل های دوره   سرد بیشتر می کند این ویژگی ها عبارتند از :

1-    در ماههای تیر و مرداد  خاک از گیاه های بهاری بدلیل خشک شدن و یا چرای حیوانات سترده شده و لخت میگردد .

2-    در این دو ماه بدلیل تابش فوق العاده خورشید سطح خاک نرم و پوک و پودری می گردد .

3-    بارندگی های تابستانه از ابرهای گرم با سازوکار باروری برخوردی  شکل میگیرند و قطرات بارندگی معمولاً درشتتر از ابرهای دوره سرد سال است . بنابراین در برخورد با زمین خشک و توان حمل خاک قابل ملاحظه ای را یافته و بنابراین اندازه حرکت و توان تخریب گل و لای  سیلابی ناشی از این بارندگی ها بسیار بیشتر از بارندگی عادی است .

4-    تابستان چون فصل بارندگی نیست مردم ممکن است غافلگیر شوند در ضمن  ادوات فنی شامل موتور آلات و لوله های   آبیاری مزارع و باغات و سایر ماشین آلات کشاورزی در معرض سیل قرار دارند ، دامداری های سنتی احشام خود را در  ساعات گرم روز در اطراف آبراهه ها و بستر خشک یا کم آب رودخانه ها  که خنکتر است استراحت میدهند  و حتی دیده شده است که گردشگران و کوهنوردان داخل دره ها چادرهایشان را برپا می نمایند .

5-    بقایای گیاهی و کشاورزی درختان در آبراهه ها و بویژه در دهانه پل ها  در این فصل به حداکثر  خود می رسد که در زمان سیل نخست حرکت آب را سد کرده و آب تجمع یافته با نیروی تخریبی بیشتری آزاد می گردد .

6-     بر اساس برآوردهای کارشناسی اگر حجم آب توسط مواد سیلابی مانند خاک و شن و بقایای گیاهی و غیره دوبرابر گردد قدرت تخریب سیل دهها برابر می گردد و سیل در واقع توان انفجاری می یابد .

بنابراین بدلایل فوق الذکر معمولاً خسارات بارندگی های تابستانه بسیار زیاد است .

در طول هفته گذشته امسال هم شاهد بارش های نوع تابستانه در استان بودیم در این فصل از سال رشد ابر توسط هوای نسبتاً گرمتری در سطوح فوقانی اتمسفر منطقه در ارتفاع 3 تا 10 کیلومتری عملاً مسدود می گردد بنابراین هواشناس با ملاحظه نقشه و وجود این بسته عظیم   هوای گرم سطوح فوقانی و وجود پشته دینامیکی پرفشار جنب حاره همراه با آن از امکان عدم رشد ابرهای خطرناک اطمینان خاطرمی یابد . پدیده های جوی غالب زیر ارتفاع 3 کیلومتر هم که بیشتر گرمای فصل ونسیم های محلی است و معمولاً پدیده جوی غیر متعارفی را ایجاد نمی کنند .

اما هر چند سال یکبار در تابستان های منطقه ما تغییراتی برروی نقشه ها ظاهر می شود مانند خنکتر شدن هوای سطوح فوقانی ، انتقال رطوبت به منطقه توسط جریانات خزری و جریانات   مونسونی در امتداد زاگرس  باید گفت که  در جو زمین نسبت رطوبت به بارندگی مانند بنزین به آتش سوزی است و هواشناس با تجربه تنها بدلیل تغییر و افزایش رطوبت هوا باید نگران تغییرات و تحولات جوی و از جمله بارندگی گردد . اما افزایش رطوبت در شرایط وجود هوای گرم و  پایدار سطوح فوقانی هنوز به تشکیل ابرهای باران زا نمی انجامد وجود رطوبت شرط لازم است اما شرط کافی نیست اگر همزمان با افزایش رطوبت از شدت گرمای سطوح فوقانی کاسته گردد و نیز پشته دینامیکی پایداری بروی ناحیه کاهش یابد باید نگران رشد ابرهای تندری شد . ابرهای تندری در این فصل بدلیل ارتفاع بلند تروپوسفر زمین رشد غیر عادی می یابند و ممکن است ضخامت آنها به 10 تا 15 کیلومتر هم  رسد این حجم هوای چرخان و رطوبت به موتوری بسیار قدرتمند برای مخلوط کردن هواهای متضاد و ایجاد چرخه های تلاطمی در مقیاس 10 تا 200 کیلومتر تبدیل شده و نهایتاً به توفان های تندری می انجامند توفان هایی که در چشم برهم زدنی سیلی مهیب را ایجاد می نمایند . تنها راه کاهش خسارات سیل های تابستانه توجه به اطلاعیه ها و اخطاریه های هواشناسی است توجه گردد به محض مشاهده های  ابرهای سیاه در بعدازظهرهای تابستان حتی القمدور از مسیر سیل های احتمالی دور گشته و پناهی را برای خود بجویید . بر اسا تجربیات قبلی عرصه های آسیب پذیر عبارتند از

-         خانه های اطراف آبراهه ها و کانال های داخل شهرها بدلیل آبگرفتگی آنی و سریع کانال ها

-         کارگاههای روباز ساختمانی و جاده  و پل سازی و مصالح دپو شده در محوطه ها

-         محصولات کشاورزی و باغی اعم از خرمن های علوفه و غلات و حبوبات و میوه های برداشت شده اما انبار نشده

-         ماشین آلات و ادوات کشاورزی که بطور معمول در داخل پنا ههای آبراهه ها در تابستان نگهداری می شوند

-         احشام و بویژه رمه های گوسفند  در حال استراحت در داخل مسیل ها

 

اطلاع رسانی خطرات سیل های تابستانه و نیز تشکیل جلسات مدیریت های بحران قبل از وقوع سیل و بر اساس اخطاریه های هواشناسی استان  و تقسیم وظایف دستگاههای مسئول و پاسخگو نمودن آنها در قبال چگونگی انجام وظایفشان تنها راه کار مدیریت کاهش خسارات سیل است .  بنابراین هرچند   نمی توان مانع وقوع سیل شد اما می توان خسارات آن را کاهش داد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در یکشنبه پانزدهم تیر 1393 و ساعت 13:57 |
تاريخ خبر: چهار‌شنبه 21 خرداد 1393- 13 شعبان 1435ـ 11 ژوئن 2014ـ شماره 25893

ريشه‌‌يابي تغيير الگو و كاهش بارندگي در نواحي غرب ايران
خشكسالي، بلاي مهارپذير!
 

قصه آب و بي‌ آبي، قصه هوا و نفس و خفگي، قصه زمين و آباداني و ويراني، داستان زندگي و حيات در اين كره خاكي است. قصه بقاي زندگي و دوام هستي و چرخش انرژي است

براي همين است كه هر جا آب و خاك هست، سرسبزي و هواي پاك و زندگي هم هست و هر قصه‌اي كه با بي‌آبي وخشكسالي شروع مي‌شود، با قحطي و ويراني و مرگ نيز به پايان مي‌رسد

با اين همه، تنها موجودي كه در اين عالم، ريشه‌هاي زندگي‌اش را خشك و رگ‌هاي حياتش را قطع مي‌كند، همان اشرف موجودات يا موجود صاحب تفكر است كه با بستن سد بر روي رودها و آبريزها، گلوي مزرعه‌ها و كشتزارها را تشنه و خشك نگه مي‌دارد تا آب آشاميدني شهرها را تأمين كند و شهرنشينان نيز با مصرف بي‌رويه، آب پشت سدها را تمام مي‌كنند و با از دست دادن بافت‌هاي سبز و گياهي زمين، به قحطي و گرسنگي خود دامن مي‌زنند.

به هر روي اهريمن خشكسالي،‌ نتيجه دخالت بشر در چرخه طبيعت و مديريت نادرست آن است و خشكسالي در ايران، دشمني است ديرسال كه به درازي سكونت و زندگي در اين فلات، مدت حضور دارد. البته يكي از افتخارات عمده مردمان ايران‌زمين، توانايي مهار اين عامل ناسازگار با زندگي و تمدن و يافتن راه‌هايي براي توسعه كشت و زرع‌هايي متناسب با اقليم طي قرن‌ها بوده است. اما متأسفانه خبرهاي ناخوشايندي هر روز بيانگر عدم موفقيت نسل معاصر در برخورد با اين دشمن نام آشنا و ستيزه‌ جوي قديمي است. خبرهايي مانند خشك شدن تالاب‌ها و درياچه‌ها و كاهش تنوع گياهي و زيستي!

تغيير الگوي بارندگي 

محمد طالب حيدري ـ كارشناس ارشد هواشناسي و مديركل هواشناسي استان كردستان، در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، مشكل خشكسالِي‌هاي اخير را نتيجه تغييرات در الگوهاي بارندگي در منطقه و به‌ويژه در مناطق زاگرس غربي مي‌داند كه به دليل روش‌هاي طمع ورزانه و ناشكرانه مديريت آب در كشورهاي واقع در غرب و شمال غرب ايران، صورت پذيرفته است. وي با تاكيد به اين كه خشكسالي در كمربند جنب حاره قاعده است نه اتفاق و نيز تواتر زماني خشكسالي‌ها و ترسالي‌ها در لبه غربي فلات ايران به‌ويژه در 15 سال اخير تغيير كرده است، مي‌گويد

ـ دليل عمده كاهش بارندگي لبه غربي فلات ايران، خشك نمودن تقريباً عمدي سرزمين عراق به دليل ممانعت از طغيان‌هاي وسيع رودخانه فرات و سپس رودخانه دجله است

وي مي‌افزايد: تقريباً قاطبه هواشناسان بر اين باورند كه نوسان‌هاي بارندگي در نواحي مختلف سياره زمين، تابع عوامل كلان سياره‌اي بوده كه ايجاد‌كننده گردش عمومي جو زمين است و خود در نهايت تابع الگوهاي توزيع انرژي خورشيد در سياره زمين است

سرزمين ايران هم تحت تأثير اين عوامل و به دليل قرار گرفتن در عرض‌هاي جغرافيايي جنب حاره، شديداً متأثر از پايداري كلي اتمسفر در اين كمربند است (پايداري به آن سازوكار ديناميكي در جو زمين اطلاق مي‌شود كه صعود هوا، تشكيل ابر و بارش را محدود مي‌سازد).

مديركل هواشناسي كردستان ادامه مي‌دهد: اين عملكرد كلان در اين نوار جغرافيايي در سر تاسر كره زمين، به ايجاد بيابان‌هاي گسترده‌اي مانند بيابان وسيع شمال آفريقا، بيابان‌هاي مركزي ايران، صحراي قره قوم تركمنستان، صحراي گبي در چين و صحراي نوادا در آمريكا منجر شده و در نيمكره جنوبي نيز بر روي استراليا و آمريكاي جنوبي، چنين عملكردي داشته است

بارش در ايران و ميانگين جهاني 

حيدري با بيان اين كه ميانگين بارش در كشور ما بسيار كمتر از ميانگين بارش در جهان است، مي‌گويد: حدس زده مي‌شود ميانگين بارش در جهان 700 تا 800 ميليمتر در سال باشد و ميانگين بارش در كشور ما در سال حدود 250ميليمتر تخمين زده مي‌شود كه در سال‌هاي اخير بسيار كمتر است. اما سرزمين ايران با تركيب پيچيده‌اي از كوهستان‌هاي زاگرس و البرز و نقش بسيار مهم درياي خزر در شمال، عليرغم كمبود بارش نسبت به بارش‌جهاني داراي محيطي نسبتاً مطلوب با پوشش جنگلي قابل قبول و شبكه رودخانه‌هاي دائمي و پر آب و هواي مطبوع و خاك حاصلخيز است.

نكته گرهي در اين بحث آن است كه اين امر در كمربند جنب حاره‌ قاعده نيست، بلكه يك اتفاق است كه بايد آگاهانه در دوام آن سعي لازم را به عمل آورد و اين امر يعني حفاظت آگاهانه از شرايط طبيعي كشور در شرايط آسيب‌هاي جديد.

همچنين بايد فشار بهره‌برداري بيشتر با توسل به فن‌آوري‌هاي جديد، به عادت و فرهنگ بدل شود. در برخي از نقاط زمين مانند مناطق حاره و يا كمربندي جنگلي عرض‌هاي پرباران شمالي، پوشش‌هاي جنگلي و آب درياچه‌ها به سادگي به دليل فعاليت‌هاي انساني به خطر نمي‌افتند.

تغيير تواتر زماني خشكسالي‌ها و ترسالي‌ها

بارش‌هاي كشور ما عمدتاً از تأثير جبهه‌هاي فعال جوي و به ويژه‌ جبهه‌هاي گرم و مرطوب‌جنوبي در دوره سرد سال است كه اين جبهه‌ها حاصل برخورد توده‌هاي هواهاي سردشمالي و گرم مرطوب‌جنوبي است. بخش كمتري از بارش‌هاي كشور به دليل جريانات همرفتي است. طبيعي است كه حركت شاره جو زمين در هيچ 2 روزي در تاريخ سياره زمين همانند هم نبوده است و نخواهد بود. بنابراين، نوسان بارندگي در لبه غربي فلات ايران روالي معمول است؛ اما قانونمندي بارش در نواحي غرب ايران آن است كه بارش بيشتر در لبه غربي فلات ايران اتفاق مي‌افتد و با حركت به سمت داخل فلات، از ميزان بارندگي به سرعت كاسته مي‌شود.

بنابراين، ميزان بارندگي در ايستگاه‌هايي مانند سردشت، مريوان، پاوه، گيلان‌غرب، ايوان و ايلام معمولا بيشتر از ميزان آن در اروميه، مهاباد، سنندج، كرمانشاه، همدان و خرم‌آباد است.

اما وقتي نوسان بارش در ايران شامل همه نقاط مي‌شود و در شرايطي كه نوسان‌ بارش‌ها به سمت كاهش آن است، مي‌توان اولين علامت‌هاي حاكي از كاهش بارش در ايستگاه‌هاي لبه غربي فلات ايران و حتي آهنگ تغييرات بارش در اين ايستگاه‌ها را به عنوان علامت بروز خشكسالي، تلقّي كرد.

مديركل هواشناسي استان كردستان، همچنين مي‌گويد: وجود درياچه‌ها و پوشش‌هاي مناسب جنگلي در اين نواحي، مويد اين مطلب است كه عليرغم كاهش بارندگي در خشكسالي‌ها، در بلندمدت نوعي تعادل ميان آب و خاك و هوا برقرار بوده است كه حيات جنگل‌ها و درياچه‌ها را در اين نواحي تضمين مي‌كرده و اين پايداري طبيعي، عمري هزاران ساله داشته است.

اما چه شده است كه اين تعادل امروز برهم‌ خورده است و شاهد خشك شدن درياچه اروميه و بسياري از تلاب‌هاي حوزه زاگرس و خشك شدن جنگل‌هاي هزاران ساله هستيم؟

آقاي حيدري در اين‌باره توضيح مي‌دهد: منطقه غرب كشور در 15 سال اخير يعني از سال 1378 تا امسال، وارد يك دوره خشكسالي شده است كه هنوز از آن خارج نشده و اين درحالي است كه طول دوره‌هاي خشكسالي از زمان اندازه‌گيري‌هاي هواشناسي در 50 ـ 60 سال اخير معمولاً 2 تا 4 سال بوده و هيچ‌گاه دوره‌اي چنين طولاني در منطقه مشاهده نشده است.

در 15 سال اخير، سال زراعي 87 ـ 1386 شاخص بود و داراي كمترين بارش دوره زماني شناخته شده بارندگي غرب كشور شد. در سال زراعي يادشده في‌الواقع در بسياري از نواحي، حداقل بارش براي ادامه يك حيات طبيعي تأمين نشد و اثر اين خشكسالي عميق با اثرات تركيبي خشكسالي نسبي چندسال قبل از آن و سپس كم و بيش ادامه خشكسالي در سال‌هاي بعد از 1387، امروزه به طور كيفي در خشك شدن بدنه بزرگ درياچه اروميه و بسياري از تالاب‌هاي حوضه آبريز زاگرس، خود را نشان داده است.

علاوه‌بر خشكسالي،‌ آهنگ رشد بي‌رويه زراعت‌هاي آب دوست مزيد برعلت شده و طبيعت بيمار را احتضار انداخته است. زيرا توان تحمل طبيعت هم به طور ميان مدت و بلندمدت و هم‌كوتاه مدت براي تحمل خشكي محدود است و مي‌توان آن را با توان تحمل انسان در برابر گرسنگي مقايسه كرد. انسان در بلند مدت مي‌تواند گرسنگي را به شرط تأمين حداقلي از نيازهاي روزانه تحمل كند، اما بدون اين حداقل، ادامه حيات برايش ممكن نيست.

دلايل عمده كاهش بارندگي‌ها

دليل ماندگاري و دوام غيرعادي خشكسالي‌هاي اخير چيست؟

تحليلگران در بيان دلايل طولاني شدن و عميق‌تر شدن خشكسالي‌ها و كاهش منابع آبي به 2 دسته عمده تقسيم مي‌شوند. عده‌اي دليل را صرفاً تغيير اقليم قلمداد مي‌كنند، و عده‌اي ديگر از آنان، منشاء اين امر را مديريت نابجاي انساني تشخيص مي‌دهند و در اين رابطه از جمله به بستن سدها، توسعه اراضي و باغات و مصرف بيش‌ از حد آب اشاره مي‌كنند.

مديركل هواشناسي استان كردستان، خارج از اين 2 دسته معتقد است: هر دو گروه سناريوي معضلات تركيبي فعلي را بسيار ساده كرده‌اند و براساس ديدگاه‌هاي خود، راه‌حل‌هاي كلي را ارائه مي‌دهند كه معمولاً اين راه‌حل‌ها از واقع‌بيني زيادي برخوردار نيستند. زيرا در اين زمانه تأمين آب شرب شهرهاي بزرگ بدون احداث سد عملاً ميسر نيست، و امنيت غذايي نيز در گرو توسعه توليدات كشاورزي، باغداري و دامداري‌هاست. بنابراين، در عمل نه مي‌توان از بستن سدها چشم پوشي كرد و نه مي‌توان كشاورزي و باغداري و دامداري‌ها را كنار گذاشت!

حيدري در ادامه سخنانش، شرايط توسعه سامانه‌هاي بارشي در غرب ايران را جمع شدن همزمان شرايط مساعد زير مي‌داند:

ـ توسعه يك ميدان مناسب صعود هوا و به عبارت ديگر، ايجاد يك چرخند ديناميكي جوي

ـ تلاقي دو توده هواي متضاد سرد شمالي و گرم و مرطوب جنوبي، در داخل اين چرخند.

ـ دوام جريانات گرم و مرطوب جنوبي به اندازه كافي براي 2 تا 4 روز.

وي همچنين مي‌گويد: در طول فصل بارندگي يعني از شروع پاييز تا اواسط بهار، به طور معمول چند سامانه جوي فعال، بارش‌هاي جبهه‌اي مناسب را در غرب كشور به صورت برف و باران سبب مي‌شوند كه ماحصل آن، ميانگين بارش 700 تا 1000 ميليمتري در نوار جنگلي غرب و 500 تا 700 ميليمتري در حاشيه نوار جنگلي است كه شبكه رودخانه‌هاي غرب و جنوب غرب كشور را تغذيه مي‌كند و حوضه‌هاي مهم خزر و اروميه و خليج فارس هر كدام سهم مهمي از ماحصل بارندگي‌هاي غرب كشور دارند.

اما در 15 سال اخير اين روند دچار وقفه شده و تواتر اين سامانه‌ها كاهش يافته است، به‌طوري كه در سال زراعي قبل، فقط يك سامانه جبهه‌اي در چارچوب تعريف بالا، غرب كشور را تحت تأثير قرار داده است. غيبت اين گونه سامانه‌ها به ويژه در فصل بهار، سبب كاهش بارندگي‌ها شده است. البته سامانه‌هاي جوي مانند سابق به منطقه ما نفوذ مي‌كند، اما فاقد ميزان كافي رطوبت براي شكل‌گيري ابر و بارش است.

دگرديسي زيست محيطي دشت‌هاي عراق

نبود رطوبت براي شكل‌گيري ابر و بارش در سامانه‌هاي جوي غرب كشور، دلايل زيادي مي‌تواند داشته باشد، اما مدير كل هواشناسي كردستان معتقد است: دليل كاهش بارندگي‌هاي بهاره كه اتفاقا بارش‌هاي حداكثر سالانه هم جزو آن است، دگرديسي و تحول زيست محيطي دشت‌هاي عراق از گستره‌هاي باتلاقي و مرطوب به دشت‌هاي خشك است.

قبل از دهه 90 ميلادي دشت‌هاي مركزي و جنوبي عراق در معرض آبگرفتگي‌هاي وسيع ناشي از طغيان‌هاي گسترده و لجام‌گسيخته رودخانه فرات و سپس دجله قرار مي‌گرفتند. سابقا وزش اين بادها در فروردين و ارديبهشت از روي زمين‌هاي مرطوب و عمدتا باتلاقي عراق به سمت ايران، سبب افزايش محتوي رطوبت توده هواهاي وارد شده به غرب ايران مي‌شد. اما بعد از مهار آب رودخانه فرات از دهه 90 ميلادي، اين طغيان‌ها مهار شد و سرزمين عراق به تدريج وارد فاجعه خشك شدن تالاب‌ها و حورهاي هزاران ساله‌اي شد كه ميليون‌ها نفر از مردم آن كشور با شرايط پيچيده‌اي با زندگي در داخل اين مرداب‌ها سازگار شدند و از طريق فعاليت‌هاي كشاورزي، گاوميش داري و حتي پرورش ماهي و شكار، زندگي خود را به نحو يگانه‌اي سپري كردند، اما از دهه نود همه شاهد از دست رفتن اين محيط مرطوب و مردابي شديم. شرايط زندگي هزاران ساله آن مردم هم به هم خورد و امروزه كماكان بادهاي شرق سو، از روي سرزمين بين النهرين به سمت ما در فلات ايران مي‌وزد، اما به جاي بخار آب و بارندگي، متاسفانه سوغات منحوس گردو خاك كف اين مرداب‌ها را بر ما مي‌پاشد.

راهكارهاي غلبه بر خشكسالي

در صورت ادامه روند خشكسالي در غرب كشور، آسيب‌پذيري رويش‌هاي جنگلي و گياهي و تالاب‌ها و مرداب‌هاي طبيعي زاگرس بيشتر مي‌شود.

محمد طالب حيدري، در ادامه اين جملات مي‌گويد: اقتصاد كشاورزي و دامداري مطرح و نسبتاً وزين غرب و جنوب غرب كشورمان به دليل خشكي ذاتي هوا، شديداً وابسته به آب است و طبيعتاً اقتصاد و زندگي گروه‌هاي وسيعي از مردم تحت‌الشعاع اين مسأله قرار مي‌گيرد. اما عليرغم اين تنش‌هاي محيطي، توان بالقوه استان‌هاي غربي كشور بسيار زياد است. اين كه چگونه بايد كشاورزي و دامداري كرد تا واحدهاي زيست محيطي باقيمانده دچار آسيب جدي نشوند، طبيعتاً وظيفه‌اي است كه اجراي آن آسان نخواهد بود.

مدير كل هواشناسي استان كردستان، مي‌افزايد: متاسفانه روند تصميم‌گيري در خصوص مسايل بطئي و تدريجي محيطي با ذات تصميم‌گيري‌هاي جلسه‌اي و عكس‌العملي، سازگار نيست. بيشتر تصميم گيري‌ها نيز معمولاً‌ بر اساس نظريات نام‌هاي آشناي عرصه‌هاي اقليمي و محيطي اخذ مي‌شود و كمتر اين نكته مورد توجه قرار مي‌گيرد كه بسياري از اين نام‌هاي آشنا به دليل مشغوليت‌هاي بسيار زياد آكادميك و زندگي پرمشغله امروزين، از برخي از شرايط جديد غافل شده‌اند و نظريات فردي كمتر قادر به تبيين همه جانبه معضلاتي مانند دوام غيرعادي خشكسالي‌ها و دليل بروز توفان‌هاي گردوخاك است.

از طرفي چون شناخت، اولين گام ضروري هر نوع تصميم‌گيري موفق است، بايد راه حصول به اين شناخت را يافت و در كنار آن، طرح و بررسي مسايل كلان زيست محيطي مانند خشكسالي‌هاي اخير و نيز معضل گرد و غبار در محافل مطبوعاتي و پرداختن به آن طي گزارش‌هاي عمومي و عامه فهم، در جلب مشاركت و ارتقاي احساس مسئووليت آحاد مردم در حفاظت از ثروت‌هاي طبيعي نيز بسيار مهم است.

وي همچنين مي‌گويد: آنچه مسلم است، توان تطبيق و سازگاري مردم براي ايجاد رونق اقتصادي در شرايط جديد نيز بسيار زياد است. ايجاد تغيير در الگوي كشت و عدم كشت محصولات آب دوست مانند برنج و چغندر و توسعه روش‌هاي بهره‌ورانه آبياري، همه و همه به تدريج به دليل شرايط جديد، ضرورتاً حاصل نخواهد شد.

بايد اين نكته را ترويج كرد كه در برخورد با پديده كلان اتمسفر زمين، هيچ راه ميان بري غير از سازگار شدن با محيط زيست وجود ندارد و صرف منابع ارزشمند در راه‌هايي همچون باروري ابرها و بدتر از آن در فناوري‌هاي نامعلومي نظير سپر يوني، آب درهاون كوبيدن است.اهريمن خشكسالي را مي‌توان مهار كرد،‌ به شرطي كه ارزيابي واقع بينانه‌اي از شرارت آن اهريمن و توان رويارويي خود با آن را داشته باشيم!

وجيهه تيموري

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 12:39 |
دوام خشکسالي در غرب کشور و لزوم جلب مشارکت فعال مردم براي مقابله با آن
 سیروان   785  شنبه 17 خرداد 1392

محمد طالب حيدري*:هر چند عرصه آب و هوا به جولانگاه نظرات کيفي متعددي در کشور ما تبديل شده است و متأسفانه همه تخصص‌هاي اقليم، آب و هوا و جغرافيا و هواشناسي در خصوص تغييرات آب و هوا نظر مي‌دهند؛ اما به جرات مي‌توان گفت که تنها بخش کمي از اين نظرات بازتاب دهنده واقعيات پيچيده آب و هواست . سرزمين ايران که خود در دامنه تنش‌هاي خشکي عرض‌هاي جنب حاره‌اي قرار دارد؛ به دليل پيچيدگي اثر سلسله کوههاي گسترده زاگرس والبرز بر امواج جوي و نيز نوسان مسير و ميزان منابع تأمين کنند رطوبت مورد نياز امواج بارشي، داراي آب و هواي نسبتاً بغرنجي است که به سادگي نمي توان علت تغييرات دوره‌اي آب و هوا را به يکي از اين علت ها نسبت داد
امروزه معمولاً تحليل گران  مسئله را ساده کرده و همه گناهها را بر گردن تغيير اقليم مي‌اندازند اما به دليل ثبات حرارتي کره زمين، ميزان بارندگي سياره زمين را نيز  نسبتا ثابت فرض كرد اما چرا نوسان سالانه بارندگي در برخي از نواحي جهان همانند خاورميانه بسيار زياد است. مثلا بر اساس آمار50 ساله چند ايستگاه شاخص غرب کشور نوسان بارندگي در سنندج در50 سال اخير از 174 (در سال 87-86) تا  ميليمتر833 (در سال 48-47) در سقز از  229 (در سال 78-77) تا  ميليمتر 794 (در سال 48-47) در خرم آباد از 262 (در سال 87-86) تا 795 (در سال  72-71) و در کرمانشاه از 168 (در سال87 -86) تا 858 ( در سال48-47) ميلي متر بوده است. و درصد ضريب تغييرات بارندگي در يک دوره 50 ساله در سنندج 30 در سقز 29 در خرم آباد 28 ودر کرمانشاه 27 مي‌باشد
گردش عمومي اتمسفر عاملي است که توزيع بارش در جهان را اعمال مي‌کند و اصول اين توزيع از نظر علم آب و هواشناسي امروزه روشن است. ميدان‌هاي پايداري و ناپايداري در کره زمين کم وبيش شناخته شده‌اند؛ اما اين نوارهاي پايداري و ناپايداري خود تابع نوسان توزيع تابش خورشيد بوده و در طول سال جابجا مي‌شوند عوامل ديگري چون ارتباط پيچيده اقيانوس ها و هوا نيز بر بارش بسياري از نواحي داراي اثر مستقيم مي‌باشد. اما عليرغم تلاش مداوم و بلاوقفه خيل عظيم تحليل گران آب و هوا با بهره گيري از بانک‌هاي اطلاعاتي متشکل از اطلاعات رقومي ماهواره‌اي و هزاران ايستگاه هواشناسي درسطح زمين و در اعماق جو و نيز استفاده از ابر رايانه‌هاي بسيار سريع، هنوز انسان از شبيه سازي مدلي مشابه جو زمين در زمان‌هاي بيشتر از 15روز عملاً عاجز بوده و بيشتر تخمين ها مربوط به پيش بيني آب و هوا در بازه زماني بيشتر از يک ماه از روش‌هاي مدلي مقايسه‌اي (دور پيوندها) يا آماري استفاده شده و عملا حاوي خطاهايي است كه هنوز  قادر به آشکارسازي شرايط جدي در خشکسالي ها و ترسالي‌ها نيست
دوره اخير خشکسالي غرب کشور متاسفانه هنوز ادامه دارد. به طور مثال در بيشتر نقاط استان کردستان هواي دو ماه نخست بهار امسال گرمتر و خشکتر از معمول بوده است.
ميزان بارندگي فروردين ماه سنندج تنها 15 ميليمتر بوده است که نسبت به نرمال مورد انتظار يعني 68ميليمتر حدود 78 درصد کاهش داشته است همچنين کاهش بارش فروردين ماه در سقز 50، بيجار 30، زرينه 25، بانه 24 و کامياران 50 درصد گزارش شده است . ميانگين کاهش بارش فروردين ماه استان 33 درصد است.
همچنين ميانگين دماي ايستگاههاي اصلي استان در فروردين ماه نسبت به دوره بلند مدت 0/5 درجه افزايش نشان مي‌دهد
در ادريبهشت نيز سنندج با 76 درصد کاهش بارندگي داراي بيشترين کاهش بوده است؛ بطوري که بارش ارديبهشت ماه امسال سنندج تنها 14 ميليمتر ثبت شد که ميانگين انتظار بارندگي ارديبهشت سنندج 57 ميليمتر است در سقز 65، قروه 24، بيجار 33، مريوان 62، زرينه 45 بانه 44 و کامياران 74 درصد کاهش بارش در ارديبهشت ماه ثبت شده است.
ميانگين کاهش بارش ايستگاههاي اصلي استان در ارديبهشت ماه 55 درصد است. ميانگين دماي هواي ايستگاهها نيز دو درجه افزايش داشته است.
همچنين  بارش سال زراعي يعني  از شروع مهر 92 تا 10 خرداد در سنندج 253، سقز 331، قروه 359، بيجار 365، مريوان 697، زرينه 328، بانه 519، کامياران 425، سروآباد 584 و دهگلان 292 ميليمتر مي‌باشد که نسبت به نرمال بلند مدت در سنندج 34، سقز 24، مريوان 22، زرينه 12، بانه 30، کامياران 16، سروآباد 22 و دهگلان13 درصد کاهش داشته است . و فقط در قروه بارش سال زراعي10 و در بيجار 15 درصد افزايش داشته است . و  ميانگين بارش سال زراعي در استان داراي 15 درصد کاهش است
خشکسالي داراي تبعاتي است که دامنگير آحاد مردم مي‌گردد. و چاره‌اي جز جلب مشارکت فعال مردم براي کاهش تبعات آن وجود ندارد. مهمترين عرصه صرفه جويي آب در استان ما بخش کشاورزي است. تغيير الگوهاي آبياري به روش‌هاي نوين و به ويژه روش قطره‌اي راه حل مهمي است. در داخل شهرها عمليات عمراني و ساخت و سازها نبايد با آب تصفيه شده شهري انجام بگيرد.گويا آب و فاضلاب شهري با تعرفه بيشتري اين امر را ميسر كرده است. الگوي دوش گرفتن، زمان استحمام و شستن ظروف نيز در  منازل بايد اصلاح شود. با آموزش و توضيح مسئله قطعا بخش مهمي از مشکل حل مي‌شود.
 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 12:35 |

فرصتها و چالش های هواشناسی

  همه به این موضوع اذعان داریم که بهره وری شرط موفقیت فعالیت های بشری است . امروزه علاوه بر بهره وری به توسعه پایدار نیز اشاره می شود و بیشتر منظور آنست که انسان خود را مکلف به استفاده از ویژگی های تجدیدپذیر طبیعت نماید و ازمنابع غیر تجدید پذیر حتی المقدور کمتر استفاده نماید . چون جایگزینی برای این منابع وجود ندارد در نوار جغرافیایی جنب حاره این مشکل برای ما حادتر است  بطور مثال جنگل هایی که در غرب کشور طی هزاران سال بتدریج شکل گرفته اند در شرایط آب و هوایی جدید توان زایشی خود را از دست داده اند و این به آن معناست که از بین رفتن این جنگل ها بمنزله نابودی همیشگی آنها خواهد بود.

چرا نقش هواشناسی در افزایش آگاهی نسبت به این مسایل روز به روز بیشتر می شود ؟. سازوکار هایی حاکم بر کل گردش عمومی اتمسفر وجود دارد که ثابت نیستند ومرتب و روزانه در حال تغییرند سامانه هواشناسی در سطح جهانی و در سطح ملی روزانه با عملکرد این سازو کار ها سروکار دارد . و طبیعتاً بصورت بهنگام از آخرین وضعیت جو زمین باخبر هستند و می توانند این اطلاعات بسیار مهم وحیاتی را هم برای اطلاع مردم و هم برای اطلاع مدیریت های کلان کشوری منتشر نمایند . در حال حاضر منطقه غرب کشور با دو معضل اساسی مواجه است 1- خشکسالی مزمن   2- گردوغبار عراقی

هر دو موضوع فوق می توانند کمیت و کیفیت زندگی آحاد مردم ساکن در منطقه را تحت الشعاع قرار دهد و همچنین این دو موضوع می تواند بر همه برنامه های کلان توسعه ای دولت  تأثیر سوء بگذارد دولت در زمینه پروژه های کلان معمولاً گزارش های اقلیم شناسی و مشاورهای رتبه بندی شده نظام مدیریت و برنامه ریزی کشور را مورد توجه قرار می دهد اما این گزارش ها در بعد مسایل راهبردی اقلیمی و آب و هوایی امروزه بیشتر شکلی بوده و در بر دارنده مضامین کلی و عمومی است و روش های مورد استفاده بیشترقدیمی بوده و بدلیل عدم ارتباط با هواشناسی مدرن از تحولات جدید اغلب بی اطلاع می باشند به این دلیل است که این معضلات دامن گسترعمدتاً حالت غافلگیرانه داشته بطوریکه همه از ابعاد گردوغبار جدید الظهور در غرب کشور متعجب هستند همچنین دوام غیر عادی خشکسالی نیز بسیاری از برنامه های توسعه ای را دچار اشکال جدی می نماید . بنظر می رسد که نحوه اطلاع مقامات تصمیم ساز دولتی از تغییرات کلی آب و هوایی تغییر نموده و بویژه به آخرین دستاورهای محیر العقول هواشناسی در سطح جهانی و کشوری  باید توجه بیشتری بعمل آید . امکانات ایجاد شده در بخش هواشناسی کشور طی سالهای بعد از انقلاب بسیار گسترده بوده و این سامانه امروزه از توان بالقوه بسیار بالایی برای تحلیل سرزمینی آب و هوا و اقلیم کشور و منطقه  در گذشته و حال و آینده برخوردار است اطلاعات ذیقیمتی که بدون آن مدیریت بهتر شرایط پیچیده اقتصادی و فنی کشور میسر نخواهد شد .

برای ایجاد سامانه هواشناسی کشور طی سه دهه اخیر اعتبارات کلانی صرف شده است هواشناسی کشور امروزه در زمینه دیدبانی آب و هوایی کشور ، پایش و کنترل کیفی و جمع آوری بهنگام داده ها و نیز پردازش این داده ها به منظور تبدیل آن به اطلاعات کاربردی و ایجاد پل های متنوع ارتباطی با کاربران در کشور دارای امکانات ویژه ای می باشد. استفاده از این امکانات تنها به تلاش هواشناسی بستگی ندارد کاربران مختلف نیز باید این اطلاعات را اخذ و بکارگیرند و هواشناسی را از کم و کیف این اطلاعات مجدداً با خبر نمایند تا چرخه تولید و استفاده اطلاعات صحیح کاربردی تکمیل گردد . برای افزایش توان استفاده از اطلاعات هواشناسی در کشور  باید تلاش بیشتری بعمل آورد.

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 و ساعت 12:21 |

نوروز  عید عدالت

یاداشت سیروان هفتگی  شنبه 24 اسفند 1392

در تاریخ دنیا اقلیم های فرهنگی – سیاسی زیادی وجود داشته اند که امروزه آثاری از آنها باقی نیست .امروزه از  آشوری ها ، بابلی ها ، شوشی ها ،ایلامی ها ، قبطی ها و سومری ها را بعنوان اقلیم فرهنگی – اجتماعی  جز نامی نمانده است . در صورتیکه روزی در تاریخ در خاورمیانه رقیبی برای خود نمی شناخته اند . اما راز ماندگاری  اقلیم فرهنگی – اجتماعی ایران در چیست ؟  سرزمین ایران در حدفاصل آسیا و اروپا  و افریقا قرار داشته و همواره  درمسیر مهاجرت و تهاجم اقوام  غربی ( یونانیان و رومی ها ) و شرقی ها ( تورانیان و مغول ها و سلاجقه )  و  البته آشوری ها و بابلی های  بین النهرین قرار داشته و با سخترین مصائب  ناشی از قتل و غارت ها ی مداوم مواجه بوده است . علاوه بر اینها طبیعت خشک وآب و هوای پر نوسان سبب قحطی ها ، خشکسالی ها و طغیانهای آفات  و بیماری های همه گیر بویژه طاعون    در این سامان ایجاد می شده است  که در دنیا دارای نظایر کمتری بوده است . اما علیرغم همه تاریخ پر رنج و دشوار این سرزمین اقلیم فرهنگی – اجتماعی ایران  پس از عبور از این بلایا از میان خرابه ها و ویرانه های جنگ و غارت و طاعون سربراورده و امروز بعنوان یکی از استوانه های فرهنگی جهان هنوز مطرح است تا جائیکه بر سر  انتساب مولوی ، نظامی ، ابن سینا ، و نوروز  در محافل جهانی گاهی ادعاهایی طرح میگردد . و البته کدام ذهن عاقل و فکر سالم است که نداند همه آنها  میوه زندگی پرخروش ایرانی طی هزاران سال است . اگر بتوان زاگرس و البرز را به جای دیگری منتسب کرد میتوان از انتساب نوروز و یا نظامی و مولوی به  اقلیم دیگری حرف زد. اما این داعیه ها نشاندهنده عظمت و مجد این عناصر فرهنگی ایران زمین است و نوروز آن رسم پایایی که بر تارک خود مهر ایران را دارد .  واژه نوروز که مرکب از دو جزء" نو" بعلاوه " روز "است  واژه ای است به قدمت زبان های ایرانی  .  نوروز را عید عدالت می نامند چرا؟ می دانیم که زمین گرما و انرژی  خود را  از خورشید دریافت می دارد . وزش باد ، بارش برف و باران و حرکت امواج اقیانوسی و تشکیل ابر و تمام رویش های گیاهی و نباتی و بطور کلی همه دنیای زنده  ادامه حیات خود را مدیون تابش خورشید اند . در هندسه زمین و خورشید نکته ای وجود دارد که هیچ نقطه ای در زمین در دو  روز  متوالی بصورت همسان از خورشید تابش دریافت نمی دارد بلکه انرژی دریافتی هر روز با روز قبلی و با روز بعدی متفاوت است . این تغییر مبنای توزیع غیر همسان تابش خورشید در نقاط مختلف زمین بوده و بنابراین  بر روی زمین اختلاف دریافت انرژی تابشی خورشید امری ذاتی است و البته علت اصلی آن  وجود زاویه  بیست و سه ونیم درجه  محور فرضی شمال – جنوب زمین با قائم بر  صفحه دورانی زمین به دور خورشید است که سبب شده است زمین در مقابل خورشید اندکی دارای کجی   باشد. این کج بودن زمین نهایتا به شکل گیری چاله ها و چشمه های گرما در روی زمین انجامیده و گرما بر روی سامانه زمین  مانند هر سامانه دیگری میل به توزیع دارد که این فرایند توزیع مجدد گرما در داخل جو زمین و بر روی خشکی ها و اقیانوس ها به شکل گیری روزانه تغییرات دما و وزش باد و فشار هوا و رطوبت هوا می انجامد که بنام وضع متغییر هوا و آب و هوا معروف است . برگردیم به سوال طرح شده فوق چرا به نوروز عید عدالت اطلاق میگردد. در هندسه زمین و خورشید چهار حالت حدی جود دارد.  دو اعتدال بهاری و پاییزی و  دو انقلاب  تابستانی و زمستانی . در اعتدال بهاری و پاییزی خورشید در استوا عمود است و بنابراین تابش خود را در شمال و جنوب زمین بطور همسان و همگن توزیع میکند . و تنها در سال دو روز این موقعیت ایجاد می شود روز شروع بهار و روز شروع پاییز در سایر روزهای سال خورشید در استوا عمود نیست . در شروع تابستان ما  در نیمکره شمالی خورشید در عرض بیست و سه و نیم شمالی و در  زمستان نیمکره شمالی در عرض جغرافیایی بیست و سه و نیم جنوبی عمود است و در سایر ایام سال هر روز در مداری بین این دو دو عمود است . بنابراین راز توزیع یکسان تابش خورشید در دو نیمکره سبب اطلاق عید عدالت به نوروز گشته است . ایرانیان اعتدال پاییزی را نیز جشن میگرفته اند . لازم به توضیح است که تقویم جلالی بر مبنای کار سترگ ریاضیدان و شاعر ایرانی حکیم عمر خیام منطبق ترین تقویم بر موقعیت سنجی حرکت زمین در گردش به دور خورشید است . نوروز  امروزه جشنی بین المللی است و در مجمو عه ای از کشورهای منطقه به رسمیت شناخته شده است .  بدون شک پرشورترین استقبال   از نوروز را  مردمان کرد زبان در دنیا به خود اختصاص داده اند . و این دلائل مختلفی دارد  زمستانهای سرد و دشوار کوهستانهای غرب ایران و اقلیم کردستان و البته پایان گرفتن آذوقه زمستانی  سبب خستگی از زمستان و عطش دیدار بهار  می شد . بهار های زیبا و دلفریب نواحی کردنشین را نیز باید عامل دیگری از شور و شوق به حساب آورد . و البته سیاست انکار مردمانی با فرهنگ هزاران ساله گرامیداشت رسم و آیین نوروز در مناطقی مانند ترکیه و عراق سبب  سیاسی شدن و لذا داغترشدن این موضوع می شد امروزه عید نوروز هم در عراق و هم در ترکیه  به رسمیت شناخته شده است . هرچند در زمینه بازتاب نوروز در اشعار و ادبیات رسمی و ادبیات مردم آماری در دست نیست اما به جرات میتوان گفت که ادبیات  مکتوب کردی و ادبیات شفاهی مردم کردستان حاوی گرمترین و بیشترین استقبال از نوروز می باشد . در دنیای جدید نوروز برای ما مردم ایران  زمین سرمایه ای  ارزشمند انسانی است . رسمی است  که  دلهای ما را در این وانفسای انزوابخشی به هم نزدیک میکند . رسمی است که ما را به فکر عدالت وامیدارد و زیبایهای جهان خلقت را عرضه میدارد .  نوروز روز آشتی و عدالت  و سرآغاز طراوت جانبخش بهاری بر تمام مردمان اقلیم نوروز مبارک باد .

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 11:42 |