آب چالش مدیریتی یا چالش محیطی

 امروز 31 شهریور 1393 و آخرین روز از سال آبی 93-92   می باشد  با نگاهی به جدول بارش استان کردستان در می یابیم که  از مهر پارسال تا شروع مهر امسال همه بارندگی سنندج تنها 255 میلیمتر بوده است یعنی بیش از 34 درصد کاهش نسبت به میانگین بلند مدت سنندج که 387 میلیمتر است و بیش از 21 درصد کاهش نسبت به بارش سال زراعی قبل در سنندج که 324 میلیمتر بوده است . وضعیت در سایر شهرهای غربی و مرکزی استان کردستان کم و بیش اینچنین است و تنها در دو شهر بیجار و قروه میزان بارندگی سال زراعی 93-92 از نرمال منطقه کمی عدول کرد  . با این توضیح در می یابیم که میزان بارندگی مورد نیاز  در بخش عمده ای از استان  کمتر از نیاز بوده است بنابراین کمبود منابع آبی بویژه با توجه به دوره طولانی مدت خشکسالی های قبلی امری است پذیرفتنی و قابل پیش بینی  .

 در کشور ما فصل قطعی بارندگی از شروع آبان تا نیمه دوم اردیبهشت ماه میباشد . و به استثنای نوار ساحلی خزر بارش در خارج از این دوره زمانی غیر قابل ملاحظه می باشد.بنابراین بودجه آب را از همان خرداد ماه با توجه به روند مصرف و منابع احصا شده آب در دسترس میتوان به آسانی محاسبه نمود و در اینگونه محاسبات معمولا بازه زمانی مناسبی را نیز برای عدم قطیت بارشهای مجدد سال جدید آبی لحاظ میکنند و در واقع مدیریت از هما ن اواخر بهار اعمال میگردد مدیریتی مانند قطع اشتراک مشترکین پر مصرف و یا ممنوع کردن مصرف آب برای عملیات ساختمان سازی و غیره اما در مدیریت  آب شهری در  کشور ما تا زمان اعلام وضعیت قرمز تنها به پیام های ارشادی اکتفا میگردد و دفعتا شاهد هشدارهای نگران کننده ای میشویم که مثلا  فقط برای مدت کوتاهی آب در دسترس داریم و اعلام هایی که معنی آنها بیشتر این موضوع را القا میکند که  ای مردم خود شما مقصرید زیرا قبلا رعایت صرفه جویی نکردید  . بنظر میرسد که قاطعیت لازم در مصرف آب در زمان لازم انجام نمیگیرد و بعد از مصرف  منابع آب هم اعمال روشهای قاطع فایده ندارد.

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 و ساعت 12:38 |
پديده ويرانگر سيل‌هاي تابستاني

روزنامه اطلاعات    30 تیر 1393

 

تابستان است و چشمداشت شهرنشينان كه نسيم خنكي بوزد و روح را بنوازد؛ ولي در دوردست‌ها، روستاييان در تابستان‌ها نيز با پيداشدن ابرهاي سياه در آسمان، بيم سيل مي‌دهند. سيلي كه مي‌خروشد و پيش مي‌آيد و ريشه‌كن مي‌سازد و سرنگون مي‌كند و همه‌چيز را به ويراني مي‌كشد و هرچه در سر راه خود مي‌بيند -از نمادهاي طبيعي گرفته تا خانه‌هاي انساني و وسايل را- با خود به ناكجا مي‌برد.‏

سيل ممكن است هميشه -چه تابستان يا زمستان- به راه بيفتد، ولي مهم آمادگي براي رويارويي با آن است. با توجه به اين كه به پيش بيني دانشمندان، تابستان 2014 ميلادي (1393) جهان، بدجور داغ خواهد بود و باران و سيل و خشكسالي به همراه خواهد داشت؛ كه ايران نيز از اين گرما بي‌سهم نخواهد بود. ‏

‏ در تير 1391 در ميان گرماي توان‌فرسا، باران تندي در گيلان باريدن گرفت و سيل، به شاليزارها و دام‌ها آسيب زيادي رساند. به باور كارشناسان هواشناسي، آن باران ترکيبي بود از موج مديترانه‌اي و موج باران‌زايي که از اروپا به ايران رسيده بود و از شمال/غرب وارد ايران شده بود و به استان‌هاي شمال و جنوب البرز هجوم برده بود. باران آن تابستان از آذربايجان‌هاي غربي و شرقي و اردبيل به زنجان، قزوين، گيلان، مازندران، تهران، گلستان و سپس سمنان رسيد و استان خراسان را نيز نم‌دار کرد.‏

به هررو هر باراني، تند يا آرام از جايي سرچشمه مي‌گيرد. برخي از اين باران‌ها شايد معمول نباشد، ولي در خاطره و تجربه انسان وجود دارد. گاهي در تابستان‌ها نيز بارش باران رخ داده است و در سال‌هايي نيز منجر به سيل شده است. ‏



باران‌هاي تابستاني

باران تابستان، خوشايند شهرنشينان است، ولي نزد روستاييان و كشاورزان خوشايند نيست، به ويژه شاليكاران يا همان برنجكاران كه به باران‌هاي فصل دروي برنج، نفرين مي‌فرستند. 

چون ساقه‌هاي برنج از كوبش قطرات باران مي‌خمد و برنج به‌دست‌ آمده، زعفراني و يا قهوه‌اي مي شود كه آن را با همه ارزش غذايي خود(چون بخشي از مواد معدني سبوس را در خود دارد)به نصف قيمت مي‌خرند. 

چون برنج زعفراني تنها نزد ويگان(خام گياه‌غذا ها) محبوب است و بيشتر مردم، مانند شكر سفيد و آرد سفيد، فقط برنج سفيد را مي‌پسندند. 



گونه‌هاي سيل 

محمدطالب حيدري، مدير هواشناسي استان کردستان در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، با اشاره به اين كه اخبار سيل‌هاي پراکنده در سطح کشور اين روزها تقريبا عادي شده است، مي‌افزايد: با يک بررسي ساده مشخص مي‌شود که بخش مهمي از درآمد و ارزش افزوده کشور ما در سال، طعمه امواج مهيب و ويرانگر سيل مي‌شود.‏

وي با تاكيد بر اين كه هرچند نمي‌توان مانع طغيان سيل شد، اما مي‌توان از بسيار خسارت‌هاي آن كاست، اظهار مي‌دارد: به طور کلي سيل‌ در کشور ما دو گونه است، گونه اصلي در دوره سرد سال(نيمه دوم مهرتا نيمه اول خرداد)؛ و دوم سيل‌هاي دوره گرم سال(نيمه دوم خرداد تا نيمه اول مهر.) ‏

به باور اين كارشناش ارشد هواشناسي، در گذشته در دوره سرد سال -پيش از ساخت سدهاي كنوني- به ويژه در حوضه کرخه و کارون، بارها شاهد طغيان اين رودخانه‌ها در دشت‌ها و جلگه‌هاي کشور بوديم که شهرها و روستاهاي زيادي را در مسير خود به ويژه در استان‌هاي خوزستان، بوشهر و سيستان و بلوچستان در گير مي‍‌كرد و خسارت‌هاي گسترده جاني و مالي بر جاي مي‌گذاشت. ‏

حيدري معتقد است: اين سيل‌ها بيشتر برآمده از بارش‌هاي جبهه‌اي پاييزه و يا بهاره و يا همزماني بارش و ذوب برف‌ها بود؛ اما اينك با مهار آب‌ها، خسارت‌هاي برآمده از طغيان رودخانه‌ها بسيار کمتر شده است؛ اگرچه با بارش‌هاي سنگين پاييزي و بهاري، هنوز آب‌هاي سرگردان و جاري در داخل شهرها، خطرناک و خسارت‌زا است. ‏

به گفته مدير هواشناسي كردستان، اما سيل‌هاي دوره گرم سال، بر خلاف گونه دوره سرد، در اين سال‌ها رو به گسترش است. در خاطره‌جمعي مردم کشور ما سيل‌هاي مهيبي در دوره گرم سال ثبت شده است؛ مانند سيل 4 مرداد 1366 تجريش و يا سيل استان گلستان در 1380 و يا سيل‌هاي متعدد و مکرر مشکين‌شهر و سبلان.

وي مي افرايد: در اين چند هفته، اخبار حاکي از وقوع سيل در بخش وسيعي از نوار شمالي کشور بود؛ به ويژه سيل‌هاي واقع در استان‌هاي زنجان و کردستان و آذربايجان‌هاي شرقي و غربي و استان فارس و بوشهر، بازتاب بيشتري يافت. ‏



سيل‌هاي تابستانه

به باور حيدري، سيل‌هاي تابستانه داراي ويژگي‌هايي است که ضريب خسارت‌زايي آن‌ها را بالاتر از سيل‌هاي دوره سرد سال مي‌کند.

وي در بيان اين ويژگي‌ها مي‌گويد: در ماه‌هاي تير و مرداد، خاک از گياهان بهاري به سبب خشکيدن و يا چراي حيوانات، سترده و لخت مي‌شود؛ بنابراين آب باران، به سرعت در سطح خاک جريان مي‌يابد. 

دوم اين كه در اين 2 ماه، سطح خاک به سبب تابش زياد خورشيد و يا بهره‌برداري‌هاي انساني و حرکت‌هاي دام، گسسته و پودري مي‌شود. سوم اين كه بارندگي‌هاي تابستاني از ابرهاي گرم با سازوکار باروري، شکل مي‌گيرد و قطرات باران كمي درشت‌تر از ابرهاي دوره سرد سال است و بنابراين در برخورد با زمين خشک، توان حمل خاک بيشتري را مي‌يابد.

به سخن ديگر ميزان حرکت و توان تخريب گل و لاي سيلابي برآمده از اين بارندگي‌ها بسيار بيشتر از بارندگي‌هاي دوره سرد سال است؛ و چهارم اين كه چون تابستان، فصل بارندگي نيست، بيشتر مردم غافلگير مي‌شوند و بي‌توجه به خطر سيل، محصولات كشاورزي و يا ابزارهاي کار شامل انواع موتور و لوله‌ها و تاسيسات آبياري مزارع و باغ‌ها و ماشين‌هاي کشاورزي را در مسيل ها قرار مي‌دهند. 

عشاير و دامدارهاي چرارو نيز چون دام خود را در ساعات گرم روز در اطراف آبراهه‌ها و بسترهاي خشک يا کم‌آب رودخانه‌ها -که خنکتر است- استراحت مي‌دهند، با هجوم ناگهاني و بي‌خبر سيل، زمان لازم براي واکنش به هنگام را ندارند و امكان فرار و يا خارج‌كردن اموال خود را نمي‌يابند. حتي ديده شده که خودِ نگهبان دام نيز در زمان استراحت، به وسيله سيل ناگهاني، غافلگير شده و امکان نجات خويش را از مهلكه نيافته است. 

در اين ميان، بسيار پيش مي‌آيد كه گرماگريزندگان شهري و گردشگران و کوهنوردان نيز در داخل دره‌ها و مسيل‌ها، چادرهاشان را برپا داشته‌اند. 

اين كارشناس ارشد هواشناسي مي‌افزايد: خس و خاشاک طبيعي و شهري و نيز بقاياي گياهي و کشاورزي و درختان در آبراهه‌ها و به ويژه در دهانه پل‌ها در اين فصل به حداکثر خود مي‌رسد؛ که در زمان رخداد سيل، نخست حرکت آب را سد مي‌كند و آب تجمع مي‌يابد و سپس با نيروي ويرانگري بيشتري آزاد مي‌شود؛ كه به ويژه در داخل شهرها، عامل مهم خسارت‌هاي جاني و مالي است. 

بر پايه برآوردهاي کارشناسي اگر حجم آب به وسيله مواد سيلابي مانند خاک و شن و بقاياي گياهي و مانند آن به 2 برابر افزايش يابد، سيل در واقع توان انفجاري مي‌يابد و قدرت تخريب آن ده‌ها برابر مي‌شود. بنابراين همانگونه كه گفته شد، خسارت‌هاي بارندگي‌هاي تابستانه بسيار زياد است و طبيعي است كه هرگونه تلاشي براي کاهش خسارت اينگونه سيل‌ها، ارزش فراواني دارد.



توان تخريب سيلاب‌هاي تابستاني

به گفته حيدري اگر به زباني ساده از ديدگاه هواشناسي بخواهيم اين پديده را بشكافيم، بايد گفت كه به طور معمول در اين فصل از سال، رشد عمودي ابر به وسيله هواي به نسبت گرمتري در سطوح فوقاني اتمسفر، در شرايط بسط سامانه منطقه‌اي موسوم به پرفشار ديناميکي جنب حاره، در بالاتر از ارتفاع 3 تا 4 کيلومتري، عملاً مسدود مي‌شود. بنابراين پيش‌بيني هواشناسي با ملاحظه الگوي نقشه و وجود حجم عظيم هواي به نسبت گرمتر و در سطوح فوقاني از احتمال نبود رشد ابرهاي خطرناک، اطمينان خاطر مي‌يابد؛ و چون پديده‌هاي جوي زير ارتفاع 3 کيلومتري هم بيشتر شامل گرماي فصل و نسيم‌هاي محلي است، معمولاً در اين شرايط، پديدهِ جويِ غيرمتعارفي را پيش‌بيني نمي‌کنند؛ هرچند بايد احتمال بروز تندبادهاي مزاحم و گردبادي و گردوخاک‌هاي شديد در هر شرايطي بررسي شود؛ اما هر چند سال يک‌بار در تابستان‌هاي منطقه ما تغييرات معني‌داري بر روي نقشه‌ها ظاهر مي‌شود، مانند خنک‌ترشدن نسبيِ هواي سطوح فوقاني و يا تفوق جريانات منتقل‌کننده توسط جريانات مونسوني در امتداد زاگرس و يا جريان‌هاي خزري به سمت غرب کشور. 

به هر رو در جو زمين، نسبت رطوبت به بارندگي، مانند بنزين به آتش‌سوزي است و هواشناس با تجربه تنها به سبب تغيير و افزايش رطوبت هوا بايد نگران تغييرات و تحولات جوي و از جمله بارندگي باشد. ‏

حيدري مي افزايد: اما افزايش رطوبت در شرايط وجود هواي گرم و پايدار سطوح فوقاني هنوز به تشکيل ابرهاي باران‌زا نمي‌انجامد؛ چون وجود رطوبت، شرط لازم است، اما شرط کافي نيست. اگر همزمان با افزايش رطوبت از شدت گرماي سطوح فوقاني کاسته شود و نيز پشته ديناميکي پايداري بر روي ناحيه کاهش يابد، بايد نگران رشد ابرهاي تُندري شد.

ابرهاي تندري در اين فصل به سبب ارتفاع بلند تروپوسفر زمين، رشد غير عادي مي‌يابند و ممکن است ضخامت آن ها به 10 تا 15 کيلومتر هم برسد. كه اين حجم هواي چرخان و رطوبت، به موتوري بسيار قدرتمند براي مخلوط کردن هواهاي متضاد و ايجاد چرخه‏‎هاي قائم تلاطمي در منطقه‎اي با وسعت 10 تا 200 کيلومتر تبديل مي‌شود و سرانجام به توفان‌هاي تندري «ميان‌مقياس» مي‌انجامد.توفان‌هايي که در پلك برهم‌زدني، سيلي مهيب را ايجاد مي‌كند كه نام اين نوع بارندگي‌ها ‏‎ flash food‎است كه در فارسي به آن‌ها «بارش‌هاي سيل‌آسا» مي‌گويند. اما ممکن است واژه‌هاي محلي بهتري در ديگر نقاط کشور براي اين پديده وجود داشته باشد که هواشناس‌ها از آن آْگاه نباشند؛ اين ماهيت اين واژه‌ها، همان بارش‌هايي است که نرسيده به زمين، در فضا سيلابي‌اند.

در سطح زمين، آب حاصل از بارندگي امکان نفوذ به خاک را نمي‌يابد و خاک را به سرعت با خود همراه مي‌كند و به صورت گل و لاي حرکت مي‌كند و به اندازه افزايش حرکت خود، توان تخريبي مهيب‌تري نيز مي‌يابد.

سرانجام بايد گفت كه توان تخريب سيلاب‌هاي تابستاني، ده‏‎ها برابر سيلاب‌هاي عادي است كه تنها راه کاهش خسارت‌هاي آن، توجه به خبرها و هشدارهاي 

هواشناسي است.

مديريت ناكارا

به گفته حيدري، مسئول مديريت پيامدهاي سيل در کشور، وزارت نيرو است؛ که در اين موردکارنامه موفقي ندارد. همين نبود شناخت، سبب شده است که اين مديريت در برخي از حوضه‌هاي آبريز کشور مانند کرخه و يا در گلستان، سامانه‎هايي به نام «هشدار سيل» با هزينه‌هاي کلان ايجاد كند، که كارايي بهتر و فراتري از هشدارهاي بخش پيش‌بيني هواشناسي ندارد.

به باور محمد طالب حيدري، اين سامانه‌ها در سيل‌هاي تابستانه‌اي که در حوضه‌هايي مانند گلستان، مشکين‌شهر و ارسباران و بخش‌هايي از کردستان رخ مي‌دهد، پاسخ مورد انتظار را نمي‌دهد. روي هم‌رفته دستگاه‌ها و سامانه‌هاي اطلاع‌رساني تابستانه كشور براي پيش‌بيني بهنگام و دقيق و کافي، ضعيف‌اندكه سبب برخي از اين كاستي‌ها را مي‌توان در كاهلي و روزانگي‌زدگي و اداري‌زدگي جست‌وجو كرد و يافت. 

اين كارشناس ارشد هواشناسي مي‌افزايد:‌ بارش‌هاي سيل‌آساي تابستانه در حال حاضر نه تنها در ايران، بلکه در بسياري از ديگر کشورها بر روي مدل‌هاي عددي قابل پيش‌بيني نيست، اما پيش‌بيني آن با تجربه‌هاي هواشناسي و با روش پايش مداوم و شناخت ويژگي‌هاي محلي ممكن است و قادر به برآورد مناسبي از امکان رشد ابرها خواهد بود. اين پيش‌بيني‌ها طبيعتا 12 تا 72 ساعت قبل از بارش‌ها انجام‌پذير است. اما پيش‌بيني سيل و برآيند درست از رويدادهاي آتي جوي، امري است که اگر اطلاع‌رساني مناسب براي آن صورت نپذيرد و انضباط مديريتي لازم بر آن اعمال نشود، داراي اثربخشيِ مناسب نخواهد بود. ‏

به گفته حيدري، بر پايه تجربيات قبلي، عرصه‌هاي آسيب‌پذير عبارتند از خانه‌هاي اطراف آبراهه‌ها و کانال‌هاي داخل شهرها به سبب آبگرفتگي آني و سريع کانال‌ها، کارگاه‌هاي روباز ساختماني و جاده و پل‌سازي و مصالح دپوشده در محوطه‌ها و نيز -همانگونه كه پيشتر گفته شد- محصولات کشاورزي و باغي مانند خرمن‌هاي علوفه و غلات و حبوبات و ميوه‌هاي برداشت‌شده اما به موقع انبارنشده و نيز ماشين‌ها و ادوات کشاورزي که با ساده‌انگاري و غفلت، پاي ديواره‌هاي طبيعي دره‌ها و آبراهه‌ها، رها شده است.



اطلاع‌رساني بهنگام

حيدري همچنين معتقد است: اطلاع‌رساني خطرات سيل‌هاي تابستانه و نيز تشکيل جلسات مديريت‌هاي بحران پيش از وقوع سيل و بر پايه هشدارهاي هواشناسي استان‌ها و تقسيم وظايف دستگاه‌هاي مسئول و پاسخگو كردن آن‌ها در برابر چگونگيِ انجام وظايف‌شان، تنها راهکار مديريت کاهش خسارت‌هاي سيل است. بايد به مردم اعلام كرد که به محض مشاهده ابرهاي سياه در بعد از ظهرهاي تابستان، تا مي‌توانند از مسير سيل‌هاي احتمالي دور شوند و پناهي براي خود و مال و دام‌هاي خود بجوييد. و سخن پاياني اين كه هرچند نمي‌توان مانع وقوع سيل شد، اما مي‌توان خسارت‌‌هاي آن را کاهش داد.‏

ع.درويشي

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 و ساعت 20:4 |

چگونه می توان خسارات سیل را کاهش داد

در استان ما و بطور کلی نواحی غربی کشور دو نوع سیل بیشتر دیده نمی شود .

 الف - :سیل  دوره سرد سال یعنی از نیمه دوم مهر تا نیمه اول  خرداد

  ب - سیل دوره  گرم از  نیمه دوم  خرداد تا نیمه اول مهر

در بیست سال اخیر در دوره سرد سال  چند سیل مهم  در استان اتفاق افتاده است .مانند

-         سیل های ناشی از بارندگی های مداوم و ملایم  25 آبان لغایت 5 آذر 1373

   بارندگی های ملایم اما مداوم و کم سابقه 25 آبان تا 5 آذر 1373 در روزهای آخر سبب طغیان رودخانه ها و نیز  آبگرفتگی روستاهائی در دشت های قروه و دهگلان  و حتی مسدود شدن جاده کامیاران – کرمانشاه در محل روستای برنجیان شد .

-         سیل های ناشی از بارندگی های 18 تا 21 اسفند 1383 

این بارندگی ها  سبب طغیان رودخانه های استان شد و

مهمترین واقعه این سیل ها تخریب پل استراتژیک آدینان در سقز بود .

سیل های دوره  گرم از  نیمه دوم  خرداد تا نیمه اول مهر

نوع دوم سیل های استان عبارتست از سیل های ناشی از بارندگی های آنی و سریع در ماههای تابستان که به بارش های سیل آسای تابستانه یا  flash food    ( در کردستان   ره هیله  )  شهرت دارند . اسم این نوع بارش ها خود بیانگر سیلی بودن آن در فضا قبل از رسیدن به زمین است  در بیست سال اخیر مهمترین سیل های تابستانه در تابستان 1378  ( 23 تا 25 تیر  و 23 تا 31 مرداد ) و سیل های

1-    سیل های ناشی از بارندگی های رگباری 23  تا 25 تیر و 23 تا 31 مرداد 1378

2-    سیل های ناشی از بارندگی های رگباری 21 مرداد 1384

در سیل های ناشی از بارندگی تابستانه 23 تیر 1378  گذشته ازخسارات  بسیار  زیاد مالی  5 نفر از اهالی استان نیز جان خود را از دست دادند .

در بارندگی های روز جمعه 21 مرداد 1384 فاجعه در سطح بزرگتری تکرار گشت هر چند خوشبختانه تلفات انسانی کمتر بوده و فقط به دو نفر محدود شد اما سطح وسیعی از باغات ، احشام ، تأسیسات و خانه های مردم   بویژه در اطراف سنندج در مسیر باوه ریز  ، تا صلوات آباد در اندک زمانی توسط امواج سهمناک سیل نابود  گشت . و بیشتر تونل های جاده صلوات آباد در چشم بر هم زدنی از گل و لای انباشته شد .

سیل های  دوره  گرم دارای ویژگی هایی هستند که ضریب خسارات زایی آنها را به مراتب از سیل های دوره   سرد بیشتر می کند این ویژگی ها عبارتند از :

1-    در ماههای تیر و مرداد  خاک از گیاه های بهاری بدلیل خشک شدن و یا چرای حیوانات سترده شده و لخت میگردد .

2-    در این دو ماه بدلیل تابش فوق العاده خورشید سطح خاک نرم و پوک و پودری می گردد .

3-    بارندگی های تابستانه از ابرهای گرم با سازوکار باروری برخوردی  شکل میگیرند و قطرات بارندگی معمولاً درشتتر از ابرهای دوره سرد سال است . بنابراین در برخورد با زمین خشک و توان حمل خاک قابل ملاحظه ای را یافته و بنابراین اندازه حرکت و توان تخریب گل و لای  سیلابی ناشی از این بارندگی ها بسیار بیشتر از بارندگی عادی است .

4-    تابستان چون فصل بارندگی نیست مردم ممکن است غافلگیر شوند در ضمن  ادوات فنی شامل موتور آلات و لوله های   آبیاری مزارع و باغات و سایر ماشین آلات کشاورزی در معرض سیل قرار دارند ، دامداری های سنتی احشام خود را در  ساعات گرم روز در اطراف آبراهه ها و بستر خشک یا کم آب رودخانه ها  که خنکتر است استراحت میدهند  و حتی دیده شده است که گردشگران و کوهنوردان داخل دره ها چادرهایشان را برپا می نمایند .

5-    بقایای گیاهی و کشاورزی درختان در آبراهه ها و بویژه در دهانه پل ها  در این فصل به حداکثر  خود می رسد که در زمان سیل نخست حرکت آب را سد کرده و آب تجمع یافته با نیروی تخریبی بیشتری آزاد می گردد .

6-     بر اساس برآوردهای کارشناسی اگر حجم آب توسط مواد سیلابی مانند خاک و شن و بقایای گیاهی و غیره دوبرابر گردد قدرت تخریب سیل دهها برابر می گردد و سیل در واقع توان انفجاری می یابد .

بنابراین بدلایل فوق الذکر معمولاً خسارات بارندگی های تابستانه بسیار زیاد است .

در طول هفته گذشته امسال هم شاهد بارش های نوع تابستانه در استان بودیم در این فصل از سال رشد ابر توسط هوای نسبتاً گرمتری در سطوح فوقانی اتمسفر منطقه در ارتفاع 3 تا 10 کیلومتری عملاً مسدود می گردد بنابراین هواشناس با ملاحظه نقشه و وجود این بسته عظیم   هوای گرم سطوح فوقانی و وجود پشته دینامیکی پرفشار جنب حاره همراه با آن از امکان عدم رشد ابرهای خطرناک اطمینان خاطرمی یابد . پدیده های جوی غالب زیر ارتفاع 3 کیلومتر هم که بیشتر گرمای فصل ونسیم های محلی است و معمولاً پدیده جوی غیر متعارفی را ایجاد نمی کنند .

اما هر چند سال یکبار در تابستان های منطقه ما تغییراتی برروی نقشه ها ظاهر می شود مانند خنکتر شدن هوای سطوح فوقانی ، انتقال رطوبت به منطقه توسط جریانات خزری و جریانات   مونسونی در امتداد زاگرس  باید گفت که  در جو زمین نسبت رطوبت به بارندگی مانند بنزین به آتش سوزی است و هواشناس با تجربه تنها بدلیل تغییر و افزایش رطوبت هوا باید نگران تغییرات و تحولات جوی و از جمله بارندگی گردد . اما افزایش رطوبت در شرایط وجود هوای گرم و  پایدار سطوح فوقانی هنوز به تشکیل ابرهای باران زا نمی انجامد وجود رطوبت شرط لازم است اما شرط کافی نیست اگر همزمان با افزایش رطوبت از شدت گرمای سطوح فوقانی کاسته گردد و نیز پشته دینامیکی پایداری بروی ناحیه کاهش یابد باید نگران رشد ابرهای تندری شد . ابرهای تندری در این فصل بدلیل ارتفاع بلند تروپوسفر زمین رشد غیر عادی می یابند و ممکن است ضخامت آنها به 10 تا 15 کیلومتر هم  رسد این حجم هوای چرخان و رطوبت به موتوری بسیار قدرتمند برای مخلوط کردن هواهای متضاد و ایجاد چرخه های تلاطمی در مقیاس 10 تا 200 کیلومتر تبدیل شده و نهایتاً به توفان های تندری می انجامند توفان هایی که در چشم برهم زدنی سیلی مهیب را ایجاد می نمایند . تنها راه کاهش خسارات سیل های تابستانه توجه به اطلاعیه ها و اخطاریه های هواشناسی است توجه گردد به محض مشاهده های  ابرهای سیاه در بعدازظهرهای تابستان حتی القمدور از مسیر سیل های احتمالی دور گشته و پناهی را برای خود بجویید . بر اسا تجربیات قبلی عرصه های آسیب پذیر عبارتند از

-         خانه های اطراف آبراهه ها و کانال های داخل شهرها بدلیل آبگرفتگی آنی و سریع کانال ها

-         کارگاههای روباز ساختمانی و جاده  و پل سازی و مصالح دپو شده در محوطه ها

-         محصولات کشاورزی و باغی اعم از خرمن های علوفه و غلات و حبوبات و میوه های برداشت شده اما انبار نشده

-         ماشین آلات و ادوات کشاورزی که بطور معمول در داخل پنا ههای آبراهه ها در تابستان نگهداری می شوند

-         احشام و بویژه رمه های گوسفند  در حال استراحت در داخل مسیل ها

 

اطلاع رسانی خطرات سیل های تابستانه و نیز تشکیل جلسات مدیریت های بحران قبل از وقوع سیل و بر اساس اخطاریه های هواشناسی استان  و تقسیم وظایف دستگاههای مسئول و پاسخگو نمودن آنها در قبال چگونگی انجام وظایفشان تنها راه کار مدیریت کاهش خسارات سیل است .  بنابراین هرچند   نمی توان مانع وقوع سیل شد اما می توان خسارات آن را کاهش داد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در یکشنبه پانزدهم تیر 1393 و ساعت 13:57 |
تاريخ خبر: چهار‌شنبه 21 خرداد 1393- 13 شعبان 1435ـ 11 ژوئن 2014ـ شماره 25893

ريشه‌‌يابي تغيير الگو و كاهش بارندگي در نواحي غرب ايران
خشكسالي، بلاي مهارپذير!
 

قصه آب و بي‌ آبي، قصه هوا و نفس و خفگي، قصه زمين و آباداني و ويراني، داستان زندگي و حيات در اين كره خاكي است. قصه بقاي زندگي و دوام هستي و چرخش انرژي است

براي همين است كه هر جا آب و خاك هست، سرسبزي و هواي پاك و زندگي هم هست و هر قصه‌اي كه با بي‌آبي وخشكسالي شروع مي‌شود، با قحطي و ويراني و مرگ نيز به پايان مي‌رسد

با اين همه، تنها موجودي كه در اين عالم، ريشه‌هاي زندگي‌اش را خشك و رگ‌هاي حياتش را قطع مي‌كند، همان اشرف موجودات يا موجود صاحب تفكر است كه با بستن سد بر روي رودها و آبريزها، گلوي مزرعه‌ها و كشتزارها را تشنه و خشك نگه مي‌دارد تا آب آشاميدني شهرها را تأمين كند و شهرنشينان نيز با مصرف بي‌رويه، آب پشت سدها را تمام مي‌كنند و با از دست دادن بافت‌هاي سبز و گياهي زمين، به قحطي و گرسنگي خود دامن مي‌زنند.

به هر روي اهريمن خشكسالي،‌ نتيجه دخالت بشر در چرخه طبيعت و مديريت نادرست آن است و خشكسالي در ايران، دشمني است ديرسال كه به درازي سكونت و زندگي در اين فلات، مدت حضور دارد. البته يكي از افتخارات عمده مردمان ايران‌زمين، توانايي مهار اين عامل ناسازگار با زندگي و تمدن و يافتن راه‌هايي براي توسعه كشت و زرع‌هايي متناسب با اقليم طي قرن‌ها بوده است. اما متأسفانه خبرهاي ناخوشايندي هر روز بيانگر عدم موفقيت نسل معاصر در برخورد با اين دشمن نام آشنا و ستيزه‌ جوي قديمي است. خبرهايي مانند خشك شدن تالاب‌ها و درياچه‌ها و كاهش تنوع گياهي و زيستي!

تغيير الگوي بارندگي 

محمد طالب حيدري ـ كارشناس ارشد هواشناسي و مديركل هواشناسي استان كردستان، در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، مشكل خشكسالِي‌هاي اخير را نتيجه تغييرات در الگوهاي بارندگي در منطقه و به‌ويژه در مناطق زاگرس غربي مي‌داند كه به دليل روش‌هاي طمع ورزانه و ناشكرانه مديريت آب در كشورهاي واقع در غرب و شمال غرب ايران، صورت پذيرفته است. وي با تاكيد به اين كه خشكسالي در كمربند جنب حاره قاعده است نه اتفاق و نيز تواتر زماني خشكسالي‌ها و ترسالي‌ها در لبه غربي فلات ايران به‌ويژه در 15 سال اخير تغيير كرده است، مي‌گويد

ـ دليل عمده كاهش بارندگي لبه غربي فلات ايران، خشك نمودن تقريباً عمدي سرزمين عراق به دليل ممانعت از طغيان‌هاي وسيع رودخانه فرات و سپس رودخانه دجله است

وي مي‌افزايد: تقريباً قاطبه هواشناسان بر اين باورند كه نوسان‌هاي بارندگي در نواحي مختلف سياره زمين، تابع عوامل كلان سياره‌اي بوده كه ايجاد‌كننده گردش عمومي جو زمين است و خود در نهايت تابع الگوهاي توزيع انرژي خورشيد در سياره زمين است

سرزمين ايران هم تحت تأثير اين عوامل و به دليل قرار گرفتن در عرض‌هاي جغرافيايي جنب حاره، شديداً متأثر از پايداري كلي اتمسفر در اين كمربند است (پايداري به آن سازوكار ديناميكي در جو زمين اطلاق مي‌شود كه صعود هوا، تشكيل ابر و بارش را محدود مي‌سازد).

مديركل هواشناسي كردستان ادامه مي‌دهد: اين عملكرد كلان در اين نوار جغرافيايي در سر تاسر كره زمين، به ايجاد بيابان‌هاي گسترده‌اي مانند بيابان وسيع شمال آفريقا، بيابان‌هاي مركزي ايران، صحراي قره قوم تركمنستان، صحراي گبي در چين و صحراي نوادا در آمريكا منجر شده و در نيمكره جنوبي نيز بر روي استراليا و آمريكاي جنوبي، چنين عملكردي داشته است

بارش در ايران و ميانگين جهاني 

حيدري با بيان اين كه ميانگين بارش در كشور ما بسيار كمتر از ميانگين بارش در جهان است، مي‌گويد: حدس زده مي‌شود ميانگين بارش در جهان 700 تا 800 ميليمتر در سال باشد و ميانگين بارش در كشور ما در سال حدود 250ميليمتر تخمين زده مي‌شود كه در سال‌هاي اخير بسيار كمتر است. اما سرزمين ايران با تركيب پيچيده‌اي از كوهستان‌هاي زاگرس و البرز و نقش بسيار مهم درياي خزر در شمال، عليرغم كمبود بارش نسبت به بارش‌جهاني داراي محيطي نسبتاً مطلوب با پوشش جنگلي قابل قبول و شبكه رودخانه‌هاي دائمي و پر آب و هواي مطبوع و خاك حاصلخيز است.

نكته گرهي در اين بحث آن است كه اين امر در كمربند جنب حاره‌ قاعده نيست، بلكه يك اتفاق است كه بايد آگاهانه در دوام آن سعي لازم را به عمل آورد و اين امر يعني حفاظت آگاهانه از شرايط طبيعي كشور در شرايط آسيب‌هاي جديد.

همچنين بايد فشار بهره‌برداري بيشتر با توسل به فن‌آوري‌هاي جديد، به عادت و فرهنگ بدل شود. در برخي از نقاط زمين مانند مناطق حاره و يا كمربندي جنگلي عرض‌هاي پرباران شمالي، پوشش‌هاي جنگلي و آب درياچه‌ها به سادگي به دليل فعاليت‌هاي انساني به خطر نمي‌افتند.

تغيير تواتر زماني خشكسالي‌ها و ترسالي‌ها

بارش‌هاي كشور ما عمدتاً از تأثير جبهه‌هاي فعال جوي و به ويژه‌ جبهه‌هاي گرم و مرطوب‌جنوبي در دوره سرد سال است كه اين جبهه‌ها حاصل برخورد توده‌هاي هواهاي سردشمالي و گرم مرطوب‌جنوبي است. بخش كمتري از بارش‌هاي كشور به دليل جريانات همرفتي است. طبيعي است كه حركت شاره جو زمين در هيچ 2 روزي در تاريخ سياره زمين همانند هم نبوده است و نخواهد بود. بنابراين، نوسان بارندگي در لبه غربي فلات ايران روالي معمول است؛ اما قانونمندي بارش در نواحي غرب ايران آن است كه بارش بيشتر در لبه غربي فلات ايران اتفاق مي‌افتد و با حركت به سمت داخل فلات، از ميزان بارندگي به سرعت كاسته مي‌شود.

بنابراين، ميزان بارندگي در ايستگاه‌هايي مانند سردشت، مريوان، پاوه، گيلان‌غرب، ايوان و ايلام معمولا بيشتر از ميزان آن در اروميه، مهاباد، سنندج، كرمانشاه، همدان و خرم‌آباد است.

اما وقتي نوسان بارش در ايران شامل همه نقاط مي‌شود و در شرايطي كه نوسان‌ بارش‌ها به سمت كاهش آن است، مي‌توان اولين علامت‌هاي حاكي از كاهش بارش در ايستگاه‌هاي لبه غربي فلات ايران و حتي آهنگ تغييرات بارش در اين ايستگاه‌ها را به عنوان علامت بروز خشكسالي، تلقّي كرد.

مديركل هواشناسي استان كردستان، همچنين مي‌گويد: وجود درياچه‌ها و پوشش‌هاي مناسب جنگلي در اين نواحي، مويد اين مطلب است كه عليرغم كاهش بارندگي در خشكسالي‌ها، در بلندمدت نوعي تعادل ميان آب و خاك و هوا برقرار بوده است كه حيات جنگل‌ها و درياچه‌ها را در اين نواحي تضمين مي‌كرده و اين پايداري طبيعي، عمري هزاران ساله داشته است.

اما چه شده است كه اين تعادل امروز برهم‌ خورده است و شاهد خشك شدن درياچه اروميه و بسياري از تلاب‌هاي حوزه زاگرس و خشك شدن جنگل‌هاي هزاران ساله هستيم؟

آقاي حيدري در اين‌باره توضيح مي‌دهد: منطقه غرب كشور در 15 سال اخير يعني از سال 1378 تا امسال، وارد يك دوره خشكسالي شده است كه هنوز از آن خارج نشده و اين درحالي است كه طول دوره‌هاي خشكسالي از زمان اندازه‌گيري‌هاي هواشناسي در 50 ـ 60 سال اخير معمولاً 2 تا 4 سال بوده و هيچ‌گاه دوره‌اي چنين طولاني در منطقه مشاهده نشده است.

در 15 سال اخير، سال زراعي 87 ـ 1386 شاخص بود و داراي كمترين بارش دوره زماني شناخته شده بارندگي غرب كشور شد. در سال زراعي يادشده في‌الواقع در بسياري از نواحي، حداقل بارش براي ادامه يك حيات طبيعي تأمين نشد و اثر اين خشكسالي عميق با اثرات تركيبي خشكسالي نسبي چندسال قبل از آن و سپس كم و بيش ادامه خشكسالي در سال‌هاي بعد از 1387، امروزه به طور كيفي در خشك شدن بدنه بزرگ درياچه اروميه و بسياري از تالاب‌هاي حوضه آبريز زاگرس، خود را نشان داده است.

علاوه‌بر خشكسالي،‌ آهنگ رشد بي‌رويه زراعت‌هاي آب دوست مزيد برعلت شده و طبيعت بيمار را احتضار انداخته است. زيرا توان تحمل طبيعت هم به طور ميان مدت و بلندمدت و هم‌كوتاه مدت براي تحمل خشكي محدود است و مي‌توان آن را با توان تحمل انسان در برابر گرسنگي مقايسه كرد. انسان در بلند مدت مي‌تواند گرسنگي را به شرط تأمين حداقلي از نيازهاي روزانه تحمل كند، اما بدون اين حداقل، ادامه حيات برايش ممكن نيست.

دلايل عمده كاهش بارندگي‌ها

دليل ماندگاري و دوام غيرعادي خشكسالي‌هاي اخير چيست؟

تحليلگران در بيان دلايل طولاني شدن و عميق‌تر شدن خشكسالي‌ها و كاهش منابع آبي به 2 دسته عمده تقسيم مي‌شوند. عده‌اي دليل را صرفاً تغيير اقليم قلمداد مي‌كنند، و عده‌اي ديگر از آنان، منشاء اين امر را مديريت نابجاي انساني تشخيص مي‌دهند و در اين رابطه از جمله به بستن سدها، توسعه اراضي و باغات و مصرف بيش‌ از حد آب اشاره مي‌كنند.

مديركل هواشناسي استان كردستان، خارج از اين 2 دسته معتقد است: هر دو گروه سناريوي معضلات تركيبي فعلي را بسيار ساده كرده‌اند و براساس ديدگاه‌هاي خود، راه‌حل‌هاي كلي را ارائه مي‌دهند كه معمولاً اين راه‌حل‌ها از واقع‌بيني زيادي برخوردار نيستند. زيرا در اين زمانه تأمين آب شرب شهرهاي بزرگ بدون احداث سد عملاً ميسر نيست، و امنيت غذايي نيز در گرو توسعه توليدات كشاورزي، باغداري و دامداري‌هاست. بنابراين، در عمل نه مي‌توان از بستن سدها چشم پوشي كرد و نه مي‌توان كشاورزي و باغداري و دامداري‌ها را كنار گذاشت!

حيدري در ادامه سخنانش، شرايط توسعه سامانه‌هاي بارشي در غرب ايران را جمع شدن همزمان شرايط مساعد زير مي‌داند:

ـ توسعه يك ميدان مناسب صعود هوا و به عبارت ديگر، ايجاد يك چرخند ديناميكي جوي

ـ تلاقي دو توده هواي متضاد سرد شمالي و گرم و مرطوب جنوبي، در داخل اين چرخند.

ـ دوام جريانات گرم و مرطوب جنوبي به اندازه كافي براي 2 تا 4 روز.

وي همچنين مي‌گويد: در طول فصل بارندگي يعني از شروع پاييز تا اواسط بهار، به طور معمول چند سامانه جوي فعال، بارش‌هاي جبهه‌اي مناسب را در غرب كشور به صورت برف و باران سبب مي‌شوند كه ماحصل آن، ميانگين بارش 700 تا 1000 ميليمتري در نوار جنگلي غرب و 500 تا 700 ميليمتري در حاشيه نوار جنگلي است كه شبكه رودخانه‌هاي غرب و جنوب غرب كشور را تغذيه مي‌كند و حوضه‌هاي مهم خزر و اروميه و خليج فارس هر كدام سهم مهمي از ماحصل بارندگي‌هاي غرب كشور دارند.

اما در 15 سال اخير اين روند دچار وقفه شده و تواتر اين سامانه‌ها كاهش يافته است، به‌طوري كه در سال زراعي قبل، فقط يك سامانه جبهه‌اي در چارچوب تعريف بالا، غرب كشور را تحت تأثير قرار داده است. غيبت اين گونه سامانه‌ها به ويژه در فصل بهار، سبب كاهش بارندگي‌ها شده است. البته سامانه‌هاي جوي مانند سابق به منطقه ما نفوذ مي‌كند، اما فاقد ميزان كافي رطوبت براي شكل‌گيري ابر و بارش است.

دگرديسي زيست محيطي دشت‌هاي عراق

نبود رطوبت براي شكل‌گيري ابر و بارش در سامانه‌هاي جوي غرب كشور، دلايل زيادي مي‌تواند داشته باشد، اما مدير كل هواشناسي كردستان معتقد است: دليل كاهش بارندگي‌هاي بهاره كه اتفاقا بارش‌هاي حداكثر سالانه هم جزو آن است، دگرديسي و تحول زيست محيطي دشت‌هاي عراق از گستره‌هاي باتلاقي و مرطوب به دشت‌هاي خشك است.

قبل از دهه 90 ميلادي دشت‌هاي مركزي و جنوبي عراق در معرض آبگرفتگي‌هاي وسيع ناشي از طغيان‌هاي گسترده و لجام‌گسيخته رودخانه فرات و سپس دجله قرار مي‌گرفتند. سابقا وزش اين بادها در فروردين و ارديبهشت از روي زمين‌هاي مرطوب و عمدتا باتلاقي عراق به سمت ايران، سبب افزايش محتوي رطوبت توده هواهاي وارد شده به غرب ايران مي‌شد. اما بعد از مهار آب رودخانه فرات از دهه 90 ميلادي، اين طغيان‌ها مهار شد و سرزمين عراق به تدريج وارد فاجعه خشك شدن تالاب‌ها و حورهاي هزاران ساله‌اي شد كه ميليون‌ها نفر از مردم آن كشور با شرايط پيچيده‌اي با زندگي در داخل اين مرداب‌ها سازگار شدند و از طريق فعاليت‌هاي كشاورزي، گاوميش داري و حتي پرورش ماهي و شكار، زندگي خود را به نحو يگانه‌اي سپري كردند، اما از دهه نود همه شاهد از دست رفتن اين محيط مرطوب و مردابي شديم. شرايط زندگي هزاران ساله آن مردم هم به هم خورد و امروزه كماكان بادهاي شرق سو، از روي سرزمين بين النهرين به سمت ما در فلات ايران مي‌وزد، اما به جاي بخار آب و بارندگي، متاسفانه سوغات منحوس گردو خاك كف اين مرداب‌ها را بر ما مي‌پاشد.

راهكارهاي غلبه بر خشكسالي

در صورت ادامه روند خشكسالي در غرب كشور، آسيب‌پذيري رويش‌هاي جنگلي و گياهي و تالاب‌ها و مرداب‌هاي طبيعي زاگرس بيشتر مي‌شود.

محمد طالب حيدري، در ادامه اين جملات مي‌گويد: اقتصاد كشاورزي و دامداري مطرح و نسبتاً وزين غرب و جنوب غرب كشورمان به دليل خشكي ذاتي هوا، شديداً وابسته به آب است و طبيعتاً اقتصاد و زندگي گروه‌هاي وسيعي از مردم تحت‌الشعاع اين مسأله قرار مي‌گيرد. اما عليرغم اين تنش‌هاي محيطي، توان بالقوه استان‌هاي غربي كشور بسيار زياد است. اين كه چگونه بايد كشاورزي و دامداري كرد تا واحدهاي زيست محيطي باقيمانده دچار آسيب جدي نشوند، طبيعتاً وظيفه‌اي است كه اجراي آن آسان نخواهد بود.

مدير كل هواشناسي استان كردستان، مي‌افزايد: متاسفانه روند تصميم‌گيري در خصوص مسايل بطئي و تدريجي محيطي با ذات تصميم‌گيري‌هاي جلسه‌اي و عكس‌العملي، سازگار نيست. بيشتر تصميم گيري‌ها نيز معمولاً‌ بر اساس نظريات نام‌هاي آشناي عرصه‌هاي اقليمي و محيطي اخذ مي‌شود و كمتر اين نكته مورد توجه قرار مي‌گيرد كه بسياري از اين نام‌هاي آشنا به دليل مشغوليت‌هاي بسيار زياد آكادميك و زندگي پرمشغله امروزين، از برخي از شرايط جديد غافل شده‌اند و نظريات فردي كمتر قادر به تبيين همه جانبه معضلاتي مانند دوام غيرعادي خشكسالي‌ها و دليل بروز توفان‌هاي گردوخاك است.

از طرفي چون شناخت، اولين گام ضروري هر نوع تصميم‌گيري موفق است، بايد راه حصول به اين شناخت را يافت و در كنار آن، طرح و بررسي مسايل كلان زيست محيطي مانند خشكسالي‌هاي اخير و نيز معضل گرد و غبار در محافل مطبوعاتي و پرداختن به آن طي گزارش‌هاي عمومي و عامه فهم، در جلب مشاركت و ارتقاي احساس مسئووليت آحاد مردم در حفاظت از ثروت‌هاي طبيعي نيز بسيار مهم است.

وي همچنين مي‌گويد: آنچه مسلم است، توان تطبيق و سازگاري مردم براي ايجاد رونق اقتصادي در شرايط جديد نيز بسيار زياد است. ايجاد تغيير در الگوي كشت و عدم كشت محصولات آب دوست مانند برنج و چغندر و توسعه روش‌هاي بهره‌ورانه آبياري، همه و همه به تدريج به دليل شرايط جديد، ضرورتاً حاصل نخواهد شد.

بايد اين نكته را ترويج كرد كه در برخورد با پديده كلان اتمسفر زمين، هيچ راه ميان بري غير از سازگار شدن با محيط زيست وجود ندارد و صرف منابع ارزشمند در راه‌هايي همچون باروري ابرها و بدتر از آن در فناوري‌هاي نامعلومي نظير سپر يوني، آب درهاون كوبيدن است.اهريمن خشكسالي را مي‌توان مهار كرد،‌ به شرطي كه ارزيابي واقع بينانه‌اي از شرارت آن اهريمن و توان رويارويي خود با آن را داشته باشيم!

وجيهه تيموري

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 12:39 |
دوام خشکسالي در غرب کشور و لزوم جلب مشارکت فعال مردم براي مقابله با آن
 سیروان   785  شنبه 17 خرداد 1392

محمد طالب حيدري*:هر چند عرصه آب و هوا به جولانگاه نظرات کيفي متعددي در کشور ما تبديل شده است و متأسفانه همه تخصص‌هاي اقليم، آب و هوا و جغرافيا و هواشناسي در خصوص تغييرات آب و هوا نظر مي‌دهند؛ اما به جرات مي‌توان گفت که تنها بخش کمي از اين نظرات بازتاب دهنده واقعيات پيچيده آب و هواست . سرزمين ايران که خود در دامنه تنش‌هاي خشکي عرض‌هاي جنب حاره‌اي قرار دارد؛ به دليل پيچيدگي اثر سلسله کوههاي گسترده زاگرس والبرز بر امواج جوي و نيز نوسان مسير و ميزان منابع تأمين کنند رطوبت مورد نياز امواج بارشي، داراي آب و هواي نسبتاً بغرنجي است که به سادگي نمي توان علت تغييرات دوره‌اي آب و هوا را به يکي از اين علت ها نسبت داد
امروزه معمولاً تحليل گران  مسئله را ساده کرده و همه گناهها را بر گردن تغيير اقليم مي‌اندازند اما به دليل ثبات حرارتي کره زمين، ميزان بارندگي سياره زمين را نيز  نسبتا ثابت فرض كرد اما چرا نوسان سالانه بارندگي در برخي از نواحي جهان همانند خاورميانه بسيار زياد است. مثلا بر اساس آمار50 ساله چند ايستگاه شاخص غرب کشور نوسان بارندگي در سنندج در50 سال اخير از 174 (در سال 87-86) تا  ميليمتر833 (در سال 48-47) در سقز از  229 (در سال 78-77) تا  ميليمتر 794 (در سال 48-47) در خرم آباد از 262 (در سال 87-86) تا 795 (در سال  72-71) و در کرمانشاه از 168 (در سال87 -86) تا 858 ( در سال48-47) ميلي متر بوده است. و درصد ضريب تغييرات بارندگي در يک دوره 50 ساله در سنندج 30 در سقز 29 در خرم آباد 28 ودر کرمانشاه 27 مي‌باشد
گردش عمومي اتمسفر عاملي است که توزيع بارش در جهان را اعمال مي‌کند و اصول اين توزيع از نظر علم آب و هواشناسي امروزه روشن است. ميدان‌هاي پايداري و ناپايداري در کره زمين کم وبيش شناخته شده‌اند؛ اما اين نوارهاي پايداري و ناپايداري خود تابع نوسان توزيع تابش خورشيد بوده و در طول سال جابجا مي‌شوند عوامل ديگري چون ارتباط پيچيده اقيانوس ها و هوا نيز بر بارش بسياري از نواحي داراي اثر مستقيم مي‌باشد. اما عليرغم تلاش مداوم و بلاوقفه خيل عظيم تحليل گران آب و هوا با بهره گيري از بانک‌هاي اطلاعاتي متشکل از اطلاعات رقومي ماهواره‌اي و هزاران ايستگاه هواشناسي درسطح زمين و در اعماق جو و نيز استفاده از ابر رايانه‌هاي بسيار سريع، هنوز انسان از شبيه سازي مدلي مشابه جو زمين در زمان‌هاي بيشتر از 15روز عملاً عاجز بوده و بيشتر تخمين ها مربوط به پيش بيني آب و هوا در بازه زماني بيشتر از يک ماه از روش‌هاي مدلي مقايسه‌اي (دور پيوندها) يا آماري استفاده شده و عملا حاوي خطاهايي است كه هنوز  قادر به آشکارسازي شرايط جدي در خشکسالي ها و ترسالي‌ها نيست
دوره اخير خشکسالي غرب کشور متاسفانه هنوز ادامه دارد. به طور مثال در بيشتر نقاط استان کردستان هواي دو ماه نخست بهار امسال گرمتر و خشکتر از معمول بوده است.
ميزان بارندگي فروردين ماه سنندج تنها 15 ميليمتر بوده است که نسبت به نرمال مورد انتظار يعني 68ميليمتر حدود 78 درصد کاهش داشته است همچنين کاهش بارش فروردين ماه در سقز 50، بيجار 30، زرينه 25، بانه 24 و کامياران 50 درصد گزارش شده است . ميانگين کاهش بارش فروردين ماه استان 33 درصد است.
همچنين ميانگين دماي ايستگاههاي اصلي استان در فروردين ماه نسبت به دوره بلند مدت 0/5 درجه افزايش نشان مي‌دهد
در ادريبهشت نيز سنندج با 76 درصد کاهش بارندگي داراي بيشترين کاهش بوده است؛ بطوري که بارش ارديبهشت ماه امسال سنندج تنها 14 ميليمتر ثبت شد که ميانگين انتظار بارندگي ارديبهشت سنندج 57 ميليمتر است در سقز 65، قروه 24، بيجار 33، مريوان 62، زرينه 45 بانه 44 و کامياران 74 درصد کاهش بارش در ارديبهشت ماه ثبت شده است.
ميانگين کاهش بارش ايستگاههاي اصلي استان در ارديبهشت ماه 55 درصد است. ميانگين دماي هواي ايستگاهها نيز دو درجه افزايش داشته است.
همچنين  بارش سال زراعي يعني  از شروع مهر 92 تا 10 خرداد در سنندج 253، سقز 331، قروه 359، بيجار 365، مريوان 697، زرينه 328، بانه 519، کامياران 425، سروآباد 584 و دهگلان 292 ميليمتر مي‌باشد که نسبت به نرمال بلند مدت در سنندج 34، سقز 24، مريوان 22، زرينه 12، بانه 30، کامياران 16، سروآباد 22 و دهگلان13 درصد کاهش داشته است . و فقط در قروه بارش سال زراعي10 و در بيجار 15 درصد افزايش داشته است . و  ميانگين بارش سال زراعي در استان داراي 15 درصد کاهش است
خشکسالي داراي تبعاتي است که دامنگير آحاد مردم مي‌گردد. و چاره‌اي جز جلب مشارکت فعال مردم براي کاهش تبعات آن وجود ندارد. مهمترين عرصه صرفه جويي آب در استان ما بخش کشاورزي است. تغيير الگوهاي آبياري به روش‌هاي نوين و به ويژه روش قطره‌اي راه حل مهمي است. در داخل شهرها عمليات عمراني و ساخت و سازها نبايد با آب تصفيه شده شهري انجام بگيرد.گويا آب و فاضلاب شهري با تعرفه بيشتري اين امر را ميسر كرده است. الگوي دوش گرفتن، زمان استحمام و شستن ظروف نيز در  منازل بايد اصلاح شود. با آموزش و توضيح مسئله قطعا بخش مهمي از مشکل حل مي‌شود.
 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 12:35 |