X
تبلیغات
World of Meteorology دنیای هواشناسی

نوروز  عید عدالت

یاداشت سیروان هفتگی  شنبه 24 اسفند 1392

در تاریخ دنیا اقلیم های فرهنگی – سیاسی زیادی وجود داشته اند که امروزه آثاری از آنها باقی نیست .امروزه از  آشوری ها ، بابلی ها ، شوشی ها ،ایلامی ها ، قبطی ها و سومری ها را بعنوان اقلیم فرهنگی – اجتماعی  جز نامی نمانده است . در صورتیکه روزی در تاریخ در خاورمیانه رقیبی برای خود نمی شناخته اند . اما راز ماندگاری  اقلیم فرهنگی – اجتماعی ایران در چیست ؟  سرزمین ایران در حدفاصل آسیا و اروپا  و افریقا قرار داشته و همواره  درمسیر مهاجرت و تهاجم اقوام  غربی ( یونانیان و رومی ها ) و شرقی ها ( تورانیان و مغول ها و سلاجقه )  و  البته آشوری ها و بابلی های  بین النهرین قرار داشته و با سخترین مصائب  ناشی از قتل و غارت ها ی مداوم مواجه بوده است . علاوه بر اینها طبیعت خشک وآب و هوای پر نوسان سبب قحطی ها ، خشکسالی ها و طغیانهای آفات  و بیماری های همه گیر بویژه طاعون    در این سامان ایجاد می شده است  که در دنیا دارای نظایر کمتری بوده است . اما علیرغم همه تاریخ پر رنج و دشوار این سرزمین اقلیم فرهنگی – اجتماعی ایران  پس از عبور از این بلایا از میان خرابه ها و ویرانه های جنگ و غارت و طاعون سربراورده و امروز بعنوان یکی از استوانه های فرهنگی جهان هنوز مطرح است تا جائیکه بر سر  انتساب مولوی ، نظامی ، ابن سینا ، و نوروز  در محافل جهانی گاهی ادعاهایی طرح میگردد . و البته کدام ذهن عاقل و فکر سالم است که نداند همه آنها  میوه زندگی پرخروش ایرانی طی هزاران سال است . اگر بتوان زاگرس و البرز را به جای دیگری منتسب کرد میتوان از انتساب نوروز و یا نظامی و مولوی به  اقلیم دیگری حرف زد. اما این داعیه ها نشاندهنده عظمت و مجد این عناصر فرهنگی ایران زمین است و نوروز آن رسم پایایی که بر تارک خود مهر ایران را دارد .  واژه نوروز که مرکب از دو جزء" نو" بعلاوه " روز "است  واژه ای است به قدمت زبان های ایرانی  .  نوروز را عید عدالت می نامند چرا؟ می دانیم که زمین گرما و انرژی  خود را  از خورشید دریافت می دارد . وزش باد ، بارش برف و باران و حرکت امواج اقیانوسی و تشکیل ابر و تمام رویش های گیاهی و نباتی و بطور کلی همه دنیای زنده  ادامه حیات خود را مدیون تابش خورشید اند . در هندسه زمین و خورشید نکته ای وجود دارد که هیچ نقطه ای در زمین در دو  روز  متوالی بصورت همسان از خورشید تابش دریافت نمی دارد بلکه انرژی دریافتی هر روز با روز قبلی و با روز بعدی متفاوت است . این تغییر مبنای توزیع غیر همسان تابش خورشید در نقاط مختلف زمین بوده و بنابراین  بر روی زمین اختلاف دریافت انرژی تابشی خورشید امری ذاتی است و البته علت اصلی آن  وجود زاویه  بیست و سه ونیم درجه  محور فرضی شمال – جنوب زمین با قائم بر  صفحه دورانی زمین به دور خورشید است که سبب شده است زمین در مقابل خورشید اندکی دارای کجی   باشد. این کج بودن زمین نهایتا به شکل گیری چاله ها و چشمه های گرما در روی زمین انجامیده و گرما بر روی سامانه زمین  مانند هر سامانه دیگری میل به توزیع دارد که این فرایند توزیع مجدد گرما در داخل جو زمین و بر روی خشکی ها و اقیانوس ها به شکل گیری روزانه تغییرات دما و وزش باد و فشار هوا و رطوبت هوا می انجامد که بنام وضع متغییر هوا و آب و هوا معروف است . برگردیم به سوال طرح شده فوق چرا به نوروز عید عدالت اطلاق میگردد. در هندسه زمین و خورشید چهار حالت حدی جود دارد.  دو اعتدال بهاری و پاییزی و  دو انقلاب  تابستانی و زمستانی . در اعتدال بهاری و پاییزی خورشید در استوا عمود است و بنابراین تابش خود را در شمال و جنوب زمین بطور همسان و همگن توزیع میکند . و تنها در سال دو روز این موقعیت ایجاد می شود روز شروع بهار و روز شروع پاییز در سایر روزهای سال خورشید در استوا عمود نیست . در شروع تابستان ما  در نیمکره شمالی خورشید در عرض بیست و سه و نیم شمالی و در  زمستان نیمکره شمالی در عرض جغرافیایی بیست و سه و نیم جنوبی عمود است و در سایر ایام سال هر روز در مداری بین این دو دو عمود است . بنابراین راز توزیع یکسان تابش خورشید در دو نیمکره سبب اطلاق عید عدالت به نوروز گشته است . ایرانیان اعتدال پاییزی را نیز جشن میگرفته اند . لازم به توضیح است که تقویم جلالی بر مبنای کار سترگ ریاضیدان و شاعر ایرانی حکیم عمر خیام منطبق ترین تقویم بر موقعیت سنجی حرکت زمین در گردش به دور خورشید است . نوروز  امروزه جشنی بین المللی است و در مجمو عه ای از کشورهای منطقه به رسمیت شناخته شده است .  بدون شک پرشورترین استقبال   از نوروز را  مردمان کرد زبان در دنیا به خود اختصاص داده اند . و این دلائل مختلفی دارد  زمستانهای سرد و دشوار کوهستانهای غرب ایران و اقلیم کردستان و البته پایان گرفتن آذوقه زمستانی  سبب خستگی از زمستان و عطش دیدار بهار  می شد . بهار های زیبا و دلفریب نواحی کردنشین را نیز باید عامل دیگری از شور و شوق به حساب آورد . و البته سیاست انکار مردمانی با فرهنگ هزاران ساله گرامیداشت رسم و آیین نوروز در مناطقی مانند ترکیه و عراق سبب  سیاسی شدن و لذا داغترشدن این موضوع می شد امروزه عید نوروز هم در عراق و هم در ترکیه  به رسمیت شناخته شده است . هرچند در زمینه بازتاب نوروز در اشعار و ادبیات رسمی و ادبیات مردم آماری در دست نیست اما به جرات میتوان گفت که ادبیات  مکتوب کردی و ادبیات شفاهی مردم کردستان حاوی گرمترین و بیشترین استقبال از نوروز می باشد . در دنیای جدید نوروز برای ما مردم ایران  زمین سرمایه ای  ارزشمند انسانی است . رسمی است  که  دلهای ما را در این وانفسای انزوابخشی به هم نزدیک میکند . رسمی است که ما را به فکر عدالت وامیدارد و زیبایهای جهان خلقت را عرضه میدارد .  نوروز روز آشتی و عدالت  و سرآغاز طراوت جانبخش بهاری بر تمام مردمان اقلیم نوروز مبارک باد .

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 11:42 |

 این مطلب در ویژه نامه کردستان  همشهری در سه شنبه 13 اسفند 1392 منتشر شده است 

 تفاوت اسامی رسمی و محلی  برخی از اماکن در کردستان

اطلاعات  محلی لازمه ارتباط اجتماعی است ، بطور مثال اگر پزشک ، کارشناس کشاورزی یا دامپروری باشید  باید  قادر به ایجاد ارتباط  دوجانبه ای با مخاطب  خود باشید . و حتی المقدور فهم یکسانی از واژه ها و اصطلاحات مورد استعمال در طرفین موجود باشد .  البته بخشی از این قابلیت ها را دانشگاهها باید آموزش بدهند  اما بخش مهمی از آن عمدتا به توانایی های فرد کارشناس بستگی دارد.  معمولا  چالش در  عرصه های اطلاع رسانی بدلیل عدم شناخت نسبی تهیه کننده اطلاعات از کاربر آن اطلاعات است   بیان مناسب پیام به  انتخاب واژگان  ساده و مناسب و توضیح جامع و مانع مطلب بستگی دارد .یعنی همه مطلب لازم بیان گردد و از بیان مطالب غیر مرتبط احتراز گردد. لازمه اطلاع رسانی  برای مردم داشتن فهم کافی از فرهنگ منطقه می باشد امری که متاسفانه رسانه های گفتاری و دیداری و نوشتاری استان غالبا در آن دارای مشکلات جدی می باشند. در بخش اطلاعات محلی ما با نقص جدی اطلاعات کارشناسی مواجهیم با متفاوت شدن زبان کارشناس ها با مردم عادی  ما با نوعی جدایی  و ابهام در  پیام ها ی کارشناسی هستیم . گاهی موضوع های ساده مانند بیان ساده پیش بینی هوا در  چند روز آینده را چنان در لفافه های ابهام آلود بیان میکنیم که نقض غرض شده و اثر مورد هدف اطلاع رسانی حاصل نمیگردد . برخی ها به غلط فکر میکنند چون   باسواد هستند باید متفاوت صحبت بکنند و متفاوت بنویسند . این نوع نگاه در میرزا بنویس ها و مامورین ثبت اسامی اماکن  و محل های جغرافیایی قدیمی هم وجود داشته است که امروزه ما با دو نوع اسامی برای بسیاری از مکان ها مواجهیم نام رسمی و نام محلی که اغلب بدون توجیه و بعضا غلط می باشند در اینجا به برخی از اسامی روستاها و شهرها که  دارای نوعی اشتباه  در ضبط و یا تلفظ می باشند اشاره  میگردد .  

ضبط غلط اسامی مکان های جغرافیایی  و جمعیتی اعم از  روستاها و شهرها وکوهها و رودخانه ها بعضا از قواعد شناخته شده ای تبعیت کرده اند که به بعضی از آنها در زیر اشاره می شود.

الف  -   تبدیل   آوا   به  آباد  مانند حسن آوا به حسن آباد  و ... 

 ب   -  تبدیل  آو به آب  مانند برزآو به برزآب  آویر به آبیدر

  ج  -  تبدیل یک دال به وسط  کلماتی  مانند آویر به آبیدر   و آرنان  به  آرندان  و گنمان به گندمان   و دآانه  به   دادانه  و هنیمن به هندیمن   و برور (به‌ڕووۆه‌ر)   به برودر  و درونه  به دربنده  و  هنر ( هه‌نه‌ڕ) به اندر  پتلیر به پتلیدر  و انارآو به اندرآب

 د – قاعده تبدیل   ه  در شروع کلمه به ا  مانند هنر( هه‌نه‌ڕ)   به اندر و همروله به امروله و  هژگره به آجگره 

ه –قاعده  تبدیل  باوه  به بابا  مانند باوه گور گور  به باباگورگور و باوه رشانی به بابارشانی و  گور باوه علی  به گورباباعلی و  باوه ریز  به  باباریز

و – قاعده تبدیل سور به سرخ  مانند  سوره توو  به  سرخه توت  و  توه سوران  به  توت سرخان و  سورازه به سرخه دزج

ز – قاعده تبدیل ناو  به  میان  مانند  ناودرون   به  میان دربند  و ناوگران به میان گران

ح – قاعده تبدیل  وشک  به  خشک  مانند  وشکه ول  به  خشکه دول و  وشکاره  به  خشکه دول

و- چرموو و سپی به سفید   مانند  برده سپی و  کوچک چرموو  به  سنگ سفید

ز – ول  به گل مانند  دیولان  به  دهگلان و هانه ولان  به هانه گولان

و بعضی از تبدیل ها هم بی قاعده   بوده اند مانند تبدیل   وتره زوی  به قطره زمین  و  گون توو  به  گاو آهنتو  و   مربزان  یا  مروزان به عنبربزان

این قاعده در  نثر مصنوع و متکلف دبیران و منشی های  قدیمی کم و بیش رواج داشته و آنها این تبدیل ها را نشانه ای بر سواد و تمایز با عوام تلقی میکردند بطوریکه حتی  تمایل داشتند  در مکالمه واژه هایی مانند جاده را به جعده و پائین را به پادین تبدیل  نمایند . و البته بدلیل ضعف سواد آنها در فارسی هم بوده است .  امادر خصوص اسامی دیواندره و سروآباد و زریوار و واژه ول در اسامی  وشکه ول  و  لره ول   بنظرم توضیحات زیر ضروری است

 

1-     سروآباد   که  در کردستان   سو ل آوا (سه‌ۆڵ ئاوا)  تلفظ میگردد.  در کردی سول نام نوع وحشی گل تاج خروس است و جالیز کاران علاقه داشتند چند بوته از آن را در جالیز برای تزئین داشته باشند بنابراین گل مورد علاقه کشاورزان بوده است سول به معنی سرو در محدوده شهرستان سنندج و مریوان معمول نیست و بنظرم درخت سرو بصورت بومی در منطقه وجود ندارد .  اما تلفظ ترکیب سرو  و آباد  هم راحت نیست و در مقایسه سول آوا روانتر است .

2-    زریبار غلط است و زریوار صحیح است و زریوار ترکیبی  از واژه  زریه  به معنی دریا و وار  که همان پسوند تشابه است  شکل گرفته است  و معنی آن دریاوار است استدلال کسانی که میگویند چون دریاچه در زمستان یخ می بندد و مانند  بار  زره میگردد  صحیح نیست . در ثانی دریاچه بصورت بومی بیشتر زریوار تلفظ می شده است .

3-    دیواندره  صیقل خورده دیوان اداری بوده است که گویا در دوره قاجار   دولت  برای جمع آوری و ثبت خراج عشایری منطقه مامورینی را در ان محل میگماردند و نام دیوان ادری بر آن گذاشته بودند. دیواندره در تلفظ صدا و سیما گاهی با تشدید ر به معنی دره تلفظ میشود که تلفظی غلط است .

4-    خشکه دول (نام روستایی در حاشیه سنندج )   به جای  وشکه ول غلط است   ول در کردی به معنای نان است و هنوز در سنندج و اطراف آن به ریزه نان  ریزه ول هم میگویند و معنی  وشکه ول    بصورت تحت الفظی نان خشک است اما تشبیهی بوده است شاید به کم حاصل بودن زراعت و یا وجود آفات  زیان بخش اقتصادی

5-    لره دول  اسم روستا یی است در 30 کیلومتری جنوب سنندج که محلی آن بصورت لره ول صحیح است و همان توجیه وشکه ول  در بند قبل را دارد

    پسوند  یا پیشوند کلک که در بعضی اسامی مانند کلکه جار و یا کلکان دیده میشود به معنی حقه و فریبکاری نیست بلکه واژه ای اصیل کردی بوده و به کپه ها و توده های سنگی گفته میشود که کشاورزان هنگام آماده کردن زمین برای شخم از داخل زمین جمع آوری و روی هم انباشت میکنند .

محمد طالب حیدری  17 بهمن 1392

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 و ساعت 11:19 |
کوهستان گنو   بندر عباس   صعود گروه ورزشی وزارت راه و شهرسازی در  8 و 9 اسفند 1392

کوهستان گنو در شمال بندر عباس هر چند دارای خصوصیات زاگرسی آشکاری می باشد و دیواره های صخره ای و سنگلاخ آهکی آن مانند سایر نواحی زاگرس خود را از دور نمایان می کند اما بدلیل دارا بودن  آب و هوای گرمسیری و نسبتا مرطوب   (  چون در معرض بادهای مرطوب نسیم دریا می باشد ) از پوشش درختی و علفی و نیز تنوع  زیستی خود ویژه ای برخوردار است که آنر دیدنی نموده است و بر خلاف انتظار با وجود ارتفاع  نسبتا کم قلل متعدد آن شامل دوبرار و نصیری و زندان کوهستان رامی نیست  و   مسیر صعود بدلیل بده - بستان های متعدد ارتفاعی طولانی بوده و لازمه صعود  در آن داشتن آمادگی نسبی بدنی می باشد . در تاریخ پنجشنبه و جمعه  8 و 9 اسفند 1392 گروه ورزشی  وزارت راه و شهرسازی از استانهای خراسان رضوی ، کرمان ، فارس ، همدان ، کردستان ، و یزد به سرپرستی جناب آقای جمشید محمدی   و راهنمایی کوهنورد با اخلاق جناب آقای یکتاپرست طی حدود 5 ساعت راه پیمائی و کوه نوردی ( 2 ساعت تا محل  اتراق شبانه و 3 ساعت از محل اتراق تا قله ) به قله نصیری کوه صعود  نمودند مسیر روز دوم در بسیاری از نقاط شامل عبور از پرتگاهها و دیواره های نسبتا خطرناک  هم بود و در مجموع سنگلاخ کوه  بسیار فرسوده و متخلخل و ورقه  ورقه بوده که هم محل دست گرفتن و هم محل پا گذاشتن باید با احتیاط انتخاب شوند. در زیر تصاویری از این کوهستان زیبا با بافت درختی و گیاهی غیر منتظره را مشاهده فرمائید . 


بهار در داخل شهر بندر عباس

بهار در داخل شهر بندر عباس


بهار در داخل شهر بندر عباس


شروع مسیر  از ایستگاه محیط زیست

ستیغ قله گنو 

در محل اتراق شبانه در ارتفاع 1800 متری  هوا بطور غیر منتظره سرد بود 

دیواره های سست و متخلخل 

بر فراز قله نصیری گنو 

بافت گیاهی و درختی و غلبه سرو کوهی با تنه های بزرگ و قد کوتاه 

شور زندگی در دیواره های خشن

آرامش  دریا 

آرامش  دریا 

شکوه غروب آفتاب  دریا 





سه عکس اخیر از سایت راه و شهر سازی هرمزگان به نشانی  http://hormozgan.mrud.ir/ برگرفته شده است.


+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 و ساعت 9:25 |
در کردستان دو ماه نخست زمستان امسال سردتر و خشکتر سپري شد

جداول زير مقايسه بين حداقل دما و حداکثر دما و ميانگين دما و بارندگي در دي ماه و بهمن ماه سال جاري نسبت به سال گذشته و بلند مدت مي باشد بر اساس اين جدول دي ماه امسال نسبت به بلند مدت و نسبت به سال گذشته سردتر بوده است که در سنندج 2/1 درجه و در سقز 3/5 و در قروه 8/4 در بيجار 4/3 و در مريوان 9/0 در زرينه 3/1 در بانه 6/1 و در کامياران 4/0 درجه بطور ميانگين سردتر بوده است .

دي ماه سال جاري ماه بسيار خشکي بوده است بطوريکه  در اين ماه بارندگي  در سنندج 82 درصد در سقز 89 درصد در قروه 31 درصد در بيجار 54 درصد در مريوان 95 درصد در زرينه 91 در بانه91 و در کامياران 60 درصد کاهش داشته است .

 بر اساس اين داده ها حداقل و حداکثر مطلق دماي هوا در ايستگاههاي استان در سال جاري از رکوردهاي قبلي عبور ننموده اند

 در بهمن ماه بدليل وزش جريانات گرم در نيمه دوم بهمن ماه ميانگين دماي هوا در  کل ماه بيشتر از دوره مي باشد اما نيمه اول بهمن ماه سال جاري همانند دي ماه سردتر بوده است بر اساس داده هاي  دماي ماهانه بهمن سال جاري ميانگين دماي بهمن ماه در اغلب ايستگاهها بيشتر از دوره بوده است اما از سال گذشته بسيار کمتر بوده است يعني بهمن ماه سال گذشته بصورت غير طبيعي گرمتر از دوره بود که گرم بودن آن سبب بيدار شدن زودهنگام درختان در اسفند ماه سال قبل گشت و خسارات زيادي بدليل سرما زدگي هاي بعدي به محصولات سردرختي استان وارد آمد .

ميزان بارندگي بهمن ماه سال جاري بر اساس داده هاي اين جدول در سنندج 55، سقز 27 ، قروه 64، زرينه  41 ، بانه 60 و در کامياران 50 درصد کاهش داشته است .

ميزان بارندگي در قروه در بهمن ماه مساوي دوره ودر بيجار 16 درصد افزايش داشته است .


 به نقل از 

http://www.kurdistanmet.ir/images/gozaresh%20bahman.png

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه پنجم اسفند 1392 و ساعت 12:34 |

سنندج در گذر زمان 4

برخی ویژگی های  گویش کردی سنندجی

 در تاریخ 26 بهمن 1392 در نشریه سیروان منتشر شده است.

همانطور که ذکر شد   همگرایی دو مولفه زبانی ایلات و عشایر کرد و گویش مردم اورامی ساکن در شهر  و همچنین زبان ادبی و شعری گورانی معمول در بین فرهیختگان زمان و ادبیات  مکتوب عامه   مانند شاهنامه های کردی ، خورشید و خاور ،اسکندر نامه و ... که همگی به   گورانی سروده شده بودند. در شکل گیری شیوه مکالمه  سنندجی تاثیر گذار بوده اند.  اما همچنانکه گفته شد در محدوده جغرافیایی نفوذ گویش عمومی سنندجی تفاوت هایی در لحن بیان کلمات و واژه ها دیده می شود.بطور مثال در بسیاری از روستاهای سنندج "د"و "گ" دارای تلفظ خاصی است و   تا بحال هم نشانه ای الفبایی برای  بیان اینگونه تلفظ  د و گ ایجاد نشده است.مولوی شاعر که خود از طایفه جاف بوده است این ویزگی ادای د و گ را در اشعارش لحاظ نموده است و لذا در تلفظ صحیح اشعار مولوی باید به این نکته توجه داشت.قرابت جغرافیایی سنندج با گویشوران جنوبی کردی کلهری و لکی سبب تاثیر این دو لهجه نیز  بویژه در نواحی مجاور خود بوده است و آن بیشتر در اضافه شدن  کسره  "ی" در تلفظ برخی لغات و کلمات است مانند   دویر بجای دور، لویل بجای لول، قویل بجای قول(عمیق)   یا "یل" علامت جمع بجای" گل "  مانند "کوره یل " بجای "کورگه ل" .بنابراین ریشه شیوه فعلی  سنندجی را باید در همگرایی کلامی اقوام و طایفه هایی با اصالت اورامی ،ژاورودی ،جافی و سایر ایلات موسوم به کرد  و  نیز کلهری و لکی جستجو نمود. و حتی ردپایی از اثر لهجه شمالی بادینانی  نیز   وجود دارد . که البته این فقط یک نظر شهودی است و این ارتباط ممکن است ریشه در ساختارهای قدیمی تر خود زبان داشته باشد. در این لهجه لغات و کلمات متعددی وجود دارد که در سایر لهجه های  خوشه میانی مصطلح نیست.مانند تاسه  (یاد کسی یا چیزی )، مامر(مریشک - مرغ) ، هه نگور(تری – انگور) ،هاله(غوره)،کتک(گربه-پشیله) ،کیف(کوه-کیو)، که نیشک(دختر- کچ) ، گه ره ک بوون( ویستن- خواستن)،چه په ل (کثیف-پیس)،  له ته ک  ( له گه ل – با )،رمیان –روخیان(روخان- خراب شدن) ، کوچک (سنگ – به رد)  و ...همچنین افعال در شیوه سنندجی به  گه  ختم می شوند مانند کردگه بجای کردوه ، چوگه بجای چووه رژیاگه بجای رژاوه و ... همچنین حرف د  در  وسط کلمه درگفتار این منطقه میل به خذف شدن دارد.مانند دیه  بجای  دیده ،  گا  با تاکید بر مصوت آخر  بجای گدا ،  ئه سکه نه ر  بجای اسکندر  همچنین در این لحن تمایلی وجود دارد که گ بین کلمه محو تلفظ شود مانند گ در هه نگوین که به تلفظ هه نوین نزدیکتر است. یا در  ره نگین  که به ره نین نزدیکتر است. تلفظ د در قه د که نزدیک به قه در سنندج و در اطراف سنندج قه(د) تلفظ د داخل پرانتز خاص  حوزه زبانی سنندج است .  مانند  اصطلاح    " قه د قه د دائه رزیام ." برای بیان خجالت کشیدن و پشیمانی از کاری ناپسند.

همچنین در لحن سنندجی تمایلی به خذف د در اخر اسماء وجود دارد. مانند  یه ز (یز) بجای  یه زد (یزد) در مثل   " یه ز دوره گه ز نزیک  "    همچنین تبدیل ب به و بسیار وجود دارد. مانند " ئه یان بات"  که به  " ئه یان وات"   تبدیل شده است. همچنین استفاده از گل در جمع بستن اسماء که البته گل مخصوص جمع بستن در سنندج کامل تلفظ می گردد اما در اغلب روستاها  گ آن به روش معمول منطقه و گنگ  تلفظ می گردد در لهجه کرمانشاهی شامل کلهری و لکی این گل بصورت یل تلفظ می گردد. این از مشابهت های بارز لحن سنندجی و کرمانشاهی  است .که در لهجه گورانی نیز وجود دارد. اما در سایر گویش های خوشه میانی ادات جمع  ان و کان  است  و  بطور کلی بیشتر اسامی و کلمات مصطلحی که  در لحن سنندجی وجود دارند اما  در سایر گویش های متعلق به خوشه میانی وجود ندارد دارای ریشه گورانی اعم از اورامی و گورانی ادبی یا خوشه لهجه کردی کرمانشاهی (کلهری ، لکی ،فیلی) است. تفاوت آشکاری نیز بین گویش سنندج و چند روستای اطراف سنندج  قدیم ودر واقع اطراف قلعه حسن آباد  (حسن آباد ،کانیمشکان ،دروه نه  ،مربزان  ... ) با سایر مناطق  شهرستان سنندج وجود دارد  .  این تفاوت  در گفتار را  قبلا به شوخی تفاوت بین  شەكەرە سنه یی   و  زڕەسنه یی  میگفتند . در گویش سنندجی و  چند روستای ذکر شده اطراف آن لهجه ای حاکم است که توان نوشتاری آن بیشتر  یا اصطلاحا لفظ قلم است  و نوعی تشخص شهری در آن دیده میشود  . این شیوه محاوره در سنندجی امروز بدلیل تاثیر مهاجرت ها کم رنگتر شده است. تفاوت آشکار آن در تلفظ گ آخر افعال است. که در کردی معیار  وه  است مانند خواردگه بجای خواردوه  ، رژیاگه بجای رژاوه.  همچنین تفاوت های اشکار دیگر آن در تلفظ نکردن گ در گل مخصوص جمع اسماء است.همچنین در  روستاهای سنندج بجای ب در بسیار موارد و تلفظ می شود مانند    ئه م به ر    که    ئه م وه ر تلفظ می گردد. در روستاهای سنندج گ آخر افعال کامل تلفظ نشده و تلفظ آن به وه نزدیک می گردد مانند رژیا"گ"ه که گ تلفظی بین د  و  گ دارد.اخیرا در ضبط ضرب المثل ها و اصطلاحات  گویش سنندجی اشتباهاتی مشاهده می شود   . مثلا لغت   ناگیرگی غلط بوده و در سنندج ناگیریی تلفظ می گردد . یا مثلا گاوه سن  ( گاوآهن) در سنندج هم هیچوقت گاوه سنگ تلفظ نمی گردد.مثلا   ضبط مثل "به ده سی دو هه نی هه ل ناگیرگی" غلط است و ناگیریی درست است یا در جای دیگری نوشته اند "درگای شار ئه وسگی ..." که  ئا وسیی درست است و ئه وه سگی مجعول است.تفاوت های دیگری نیز وجود دارد در شهر سنندج  مثلا بجای   ئیره (اینجا)  ئه گره  گفته میشد که امروزه کمتر شنیده میشود. بنابراین گفته شد که لحن ایلات و عشایر موسوم به کرد و بویژه جاف ها با لحن سنندجی علیرغم سنخیت ساختاری دارای تفاوت هایی است . این  تفاوت ها در تلفظ گ و د  در وسط کلمات و گ  در اخر افعال است که در لحن غیر شهری بصورت صدایی گنگ بر امده از کام است .

بنظر میرسد که شیوه گفتاری گورانی در دورانی طولانی دارای معیاری نوشتاری بوده  که   در حد فاصل لهجه های کلهری،  لکی،اورامی و جافی قرار داشته  است.و مردم موسوم به گوران با آن لهجه معیار صحبت نمی کرده اند بلکه همانند امروز دارای  گویش های متعدد بوده اند. اما گورانی معیار زبان نیایش ،شعر و آواز گروههای وسیعی از مردم غرب ایران  شامل کردها و لرها  بوده و مسلما با پهلوی زمان ساسانی دارای پیوند  بوده است .  در استان کرمانشاه امروزه به اشتباه گوران و آیین اهل حق  یا یارسان مترادف گرفته میشود که این صحیح نیست.و بروز یارسان  بسیار جدیدتر از گوران است.  بطور خلاصه  خوشه متنوع لهجه میانی کردی  که سنندجی   شعبه ای از آنست  از حدود چهارصد سال قبل و در داخل امارت های محلی اردلان و بابان  و پس از  ایجاد رونق اقتصادی و امنیت نسبی در حوزه فعلی گویشوران این لهجه به مرور  لهجه های شمالی و جنوبی کردی را پس رانده و بعنوان لهجه ای معیار و با نام سورانی سربرآورده است. 

ادبیات شفاهی کردی سنندجی

لازم به توضیح است که مجموعه  فرهنگ  شفاهی و مکتوب کردی از نظر ساختاری با فرهنگ ایرانی  و فارسی چه ادبیات مکتوب و چه  ادبیات عامه  سایر نقاط ایران  دارای درهم تنیدگی است. این اشتراک دارای دو وجه متمایز است اشتراک در شکل یعنی در لغت،جملات و اصطلاحات است که ناشی از ریشه مشترک این دو زبان می باشد و اشتراک در محتوی چون هردو عمدتا در چهارجوب فرهنگ ایرانی و اسلامی می باشند . بنابراین در شناخت فرهنگ غنی شفاهی کردی علاوه بر جنبه های منحصر به فرد زیبایی شناسانه آن حتما باید به ایرانی بودن و اسلامی بودن آن نیز توجه شود . درفرهنگ شفاهی کردی سنندجی نیز   این دو خاصیت کاملا صادق است.  علاوه بر آن بدلیل سبک زندگی ساده و بی پیرایه مردم تولید کننده و فرهنگ ساز   کردستان که عمدتا عبارت بودند از کشاورزان و دامداران   ، پیشه وران و بازاریان شهری  در ادبیات شفاهی کردی صراحت و  بی رودربایسی  بارزی دیده می شود. و در بیان منظور به مصداق مثل (مسه مس مه‌که‌‌ بێژه‌ مسه‌فای پاک )  از تشبیه و لفافه کمتر استفاده شده است  اما هیچگاه این صراحت و شفافیت از دایره اخلاق عمومی فراتر نمی رود .  

نمونه هایی از ارتباط شکلی و مضمونی فرهنگ  ایرانی فارسی و کردی

       مشورت با هزار کن و راز خود با یکی  گوی . مشابه:  ڕازت لای یەكێ دانەو پرست لای ھەزار-- آ ب بی لجام خورده است. مشابه: ئاو بێ  لەغاوی خواردیە  --  آب به هاون کوفتن مشابه: ئاو لە ئاوان ئەكۆتێ - -  آب در جوی داشتن . مشابه:  ئاوی ھا بە بێڵەو --  آدم هزار پیشه کم مایه می شود. مشابه: ھەمە كارەو ھیچ كارە  - - آنچه در دیگ است به کمچه می آید. مشابه:  ھەر چی لە كاسا بێت بە كەوچك دەر تێت -- آنقدر که در روی زمین است دو آنقدر زیر زمین است. مشابه: بنوسە باڵا و چل گەزە ڕیشە --    اجل سگ چو برسد  نان چوپان خورد. مشابه: سەگ خوا غەزەبی لێ بگرێ نان شوان ئەخوات  -- مویی از خرس غنیمته . مشابه: له هووکی مووکی یا  موویك لە ورچی غەنیمەتە    --  از خواب قیاس مرگ باید گرفت . مشابه: خەو برای مەرگە   --  دل به دل راه دارد. مشابه: دڵ لە دڵ ئاگادارە   -- از گلیم خود پا بیرون نمی باید نهاد. مشابه: بە قەۆ بەڕ خوەت پا داكێشە  --  زنو کیسه مکن هرگز درم وام   که رسوایی و جنگ آرد سرانجام. مشابه:  له نو كیسە قەرزی مەكە قەرزی ئەكەی خەرجی مەكە  -- خر نبینند به پالان بر زنند. مشابه: بەكەر ناوێرن بە كۆپان شێرن --  افعی گزیده می رمد از شکل ریسمان . مشابه:  ماران گەستە لە گورێس ڕەش و چەرموو ئەترسێ  --اگر به دریا رود خشک می شود.مشابه: بچێ بو سیروان وشك ئەكات  -- حق تلخ است.مشابه: ھەق ڕەقە--  انگور به انگور همی گیرد رنگ. مشابه: ھەنگوور ئەڕواێنتە ھەنگوورا ڕەنگ ئەگرێ --به دعای گربه سیاه باران نمی بارد.مشابه: بە دوعای كتك باران ناۆارێ  --  خر که از خری واماند یال و دمش را باید برید. مشابه:   كەر لە كەر بمێنێتەوە لووت و گوێچكەی ئەكەن  -- در زمستان الو  به از پلو است. مشابه: ھاڵاوێ خوەشترە لە پڵاوێ  -- آب ندیده موزه کشیدن مشابه: ناگەیتە ئاو كەوش ئەكەنێ  -- مزن فال بد کاورد حال بد. مشابه: مەقڕنە --پول سفید برای روز سیاه. مشابه: پووڵ چه‌رمووبۆ ڕۆژ ڕه‌ش --  آدم دو بار به دنیا نمی آید. مشابه: سەرێ كە لە سك دایك ھاتە دەرەو ناگەڕێتەو بو سك دایك -- آدمی را از مرگ چاره نیست.مشابه: دنیا زادو مەرگە  -- آسیا به نوبت مشابه: ئاسیاو بە نوە --   اگر مسجد خراب است محرابش به جای است. مشابه: مزگت بڕمێ مێحراوی ئەمێنێ -- به گاو و گوسقند کسی ضرر ندارد.؟ مشابه: بو پەز زەرەری نیە ؟ -- بلای سفر به که در خانه جنگ    تهی پای رفتن به از کفش تنگ  مشابه  بێ كەوشی خاسە لە پێڵاوی تەنگ    بێ ژنی خاسە لە ماڵی پڕ جەنگ  -- ثمر از درخت بید نباید جست. مشابه:  خەمەت وە ناكەس وەك دار بیه‌       دایم باخەوان لێ نائۆمیه‌  -- چه ماده چه نر شیر روز نبرد  مشابه: شێر لە بێشە ھاتە دەرێ چ نێر بێ چ مێ  --  زمستان هر روز باشد زمستانی خودش را می کند. مشابه: لە پیران تەوێ  لە زستان شەوێ

  ضرب المثل های فارسی  فوق الذکر از کتاب امثال و حکم  علامه دهخدا  ذکر  شده است .

موضوع فوق اثبات میکند که لازمه فهم بهتر ادبیات فارسی و کردی داشتن درک مناسب از هر دو حوزه می باشد .

 لطافت و روانی کردی سنندجی

بدلیل در دسترس بودن زبان فارسی وعربی و سپس انگلیسی   زبان کردی فقط در بخش طبیعی و برای بیان مقاصد کشاورزی و دامپروری  و پیشه وری و بازرگانی سنتی توسعه یافته است و بطور مثال بیان مطالب فلسفی و یا اقتصاد و  ریاضیات و فیزیک و الکترونیک با این زبان بصورت خالص مقدورنیست  و این تنها مشکل زبان کردی نیست بلکه بیشتر زبان های منطقه  حتی  عربی وفارسی هم  بدلیل  توفان هجوم اصطلاح های جدید  با چالش جدی مواجه می باشند . ساده گرفتن زبان و عادت زشت لغت تراشی های جاهلانه موضوع را بدتر می نماید زبان موجودی زنده بوده و از قوانین زیبائی شناسانه ویژه خود تبعیت میکند عده ای زبان را کاهگل بازی تصور کرده و اصرار دارند مطالب پیچیده هنری و جامعه شناسی و غیره را حتما با کردی خالص و پتی بیان کنند که حاصل آن متونی بی سروته و ناشیرینی است که در مطبوعات  و رسانه ها  بعنوان کردی ارائه شده اما خواننده  و شنونده ای نخواهند داشت . کسانی که مایلند کردی را فراگیرند بهتر است آنرا از سرچشمه های واقعی آن یعنی زبان همین مردم کوچه وبازار فراگیرند .  برای بیان بهتر این موضوع نمونه هائی از اصطلاحات ،و امثال و حکم خاص منطقه سنندج  را ارائه می نمایم که در عین سادگی بسیار زیبا ، گویا ، و از نظر فرم زبانی نیز اصیل  و سالم می باشند .

به‌رم که‌نه‌و پشتم که‌نه‌ڵان  - بوێ ئه‌چه‌لێ - پرسیان له‌ قنڵاشک مه‌نزڵت کوێنه‌س وتی با ئه‌زانێ  -- پڕکێشی ناکات  -  پێشه‌ی پرتووکیاگه‌  -   په‌رمیاگم پیا   -  په‌شوکیاگه‌ - تا ئه‌یژێ هاڵه‌ هه‌نگوور پێ ئه‌گه‌ێ  -  تروشکه‌ له‌ خوه‌ی دوو شکه‌  -  ته‌ک ئاو گه‌نیاگه‌ هه‌ڵ ئه‌کات  - تا ڕیوی قه‌واڵه‌ی خوه‌ی خوه‌ند که‌وڵیان کرد  - ته‌ڕه‌ هه‌سه‌ هه‌ر ئه‌مه‌سه‌  -   ته‌ڵ کریاگه‌  -  به‌ که‌ر ناوێرێ به‌ کوپان شێره‌  - چما ئه‌یژی عیسا گرتیه‌و مووسا خانییه‌ -  چه‌ هه‌ڕگێ بنیشم  - ‌‌‌حاشا له‌و قه‌وره‌ مڕومشتی تیا نیه--‌ خاسی که‌ و بیه‌ ده‌م ئاوه‌و – خاڵو زیااخان  زیایه‌ی خوه‌ت بو خوه‌ت سه‌ر وه‌ سه‌ر ده‌ربێ – چێو هه‌ڵگره‌ سه‌گ دز دیاره‌ - چاوه‌ چاو ئه‌کات – چنگه‌ کڕێ ئه‌کات – به‌ دوسم دوسم کای کرده‌ پوسم – به‌ دوعای کتک باران ناوارێ – به‌ کشێ هات و به‌ فشێ چوو – ترسیاگ لێ  ‌ڕه‌سیاگ – تا خان بڕازێ له‌شکه‌ر ئه‌ترازێ  -- و خوشبختانه چندین هزار از این ساختارهای سالم زبانی را میتوان ارائه کرد.

 ملاحظه بفرمائید مثل های فوق غیر از آن حکمت عمیقی که در معنی آنها نهفته است از چه روانی و سلاست و استحکام ساختاری  برخوردارند . و همه دارای ارزش آموزشی می باشند   و از هر رهگذر عادی در حوزه وسیع گویش سنندجی  بپرسید به احتمال زیاد  آنها را توضیح خواهد داد  . علت موفقیت وسیع سروده های شاره که م سنه  مرحوم محی الدین حق شناس  نیز همین  سادگی، روانی و البته صمیمیت در بیان  بود  که توانست بخشی از زیبائی  ذاتی گویش  کردی سنندجی را بازتاب دهد. همچنین کار زیبای شعر کودک  ماسی خانم  جناب آقای محمدیان نیز به همین دلیل جزو آثار ماندنی  این گویش به حساب می آید .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد طالب حیدری در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 و ساعت 8:51 |